حکمت راهبردی شهید آیت ا... خامنهای و سالها انباشت قدرت در هرمز، امروز آمریکا را در برابر ایران به استیصال کشانده است

جنگ ۴۰ روزه و مقاومت بیش از ۶۰ روزه ایران در برابر آمریکا و رژیم اسرائیل، یک آزمایشگاه بزرگ برای سنجش عمق قدرت، ظرفیت بازدارندگی و منطق تصمیمسازی جمهوری اسلامی بود. بسیاری از تصورات فرو ریخت، بسیاری از گزارههایی که سالها در فضای رسانهای تکرار میشد بیاعتبار شد و مهمتر از همه، بخشی از واقعیتهای پنهان راهبردی جمهوری اسلامی برای افکار عمومی آشکار شد. واقعیتهایی که تا پیش از این، حتی برای بخشی از حامیان نظام نیز بهطور کامل قابل لمس نبود.
منطق پنهان پشت صبر استراتژیک
در سالهای اخیر، یکی از جدیترین پرسشها در فضای سیاسی و رسانهای این بود که چرا جمهوری اسلامی در برابر اقدامات خصمانه آمریکا و رژیم اسرائیل، از همه ظرفیتهای خود استفاده نمیکند؟ چرا تنگه هرمز بسته نمیشود؟ چرا پاسخها در بسیاری از مواقع محدود، کنترلشده و مبتنی بر صبر است؟ برای بخشی از افکار عمومی، بهویژه در فضای هیجانی پس از ۷ اکتبر و افزایش تنشهای منطقهای، «صبر استراتژیک» گاهی با انفعال یا محافظهکاری اشتباه گرفته میشد. حتی در یکی از دیدارهای دانشجویی، فردی فرماندهان ارشد نظامی را به «بیانیهنویسی» و احتیاط بیش از حد متهم کرد. فضایی که نشان میداد بخشی از جامعه هنوز منطق پشت تصمیمات کلان امنیتی و نظامی را بهطور کامل درک نکرده است. اما در همان جلسه، رهبر انقلاب با دفاع صریح از روند تصمیمگیریها تأکید کردند: «آن عملی که انجام گرفته یا عملی که انجام نگرفته، کاملاً دارای توجیه است.» در آن مقطع، شاید ابعاد واقعی این جمله برای بسیاری روشن نبود و صرفاً بهعنوان توصیهای به صبر یا خویشتنداری تعبیر میشد، اما امروز، ایران در دل یکی از پیچیدهترین و پرهزینهترین دورههای امنیتی خود، معنای عملی و راهبردی آن را در میدان مشاهده کرده است. جایی که مشخص شد صبر استراتژیک نه به معنای فقدان قدرت، بلکه به معنای مدیریت زمان استفاده از قدرت بوده است. تفاوت یک نظام معمولی با یک نظام سیاسی برخوردار از عمق راهبردی دقیقاً در همین نقطه معلوم میشود. این که بداند چه زمانی نباید از یک ابزار استفاده کند، چه زمانی باید آن را پنهان نگه دارد و چه زمانی باید آن را وارد میدان کند تا اثر آن چندبرابر شود.
خویشتن داری برای تکمیل قدرت هرمز
در تمام سالهای گذشته، فشار زیادی برای استفاده زودهنگام از ابزار تنگه هرمز وجود داشت. بسیاری اصرار داشتند که ایران باید خیلی زودتر از این، معادله تنگه را تغییر دهد. اما براساس شواهد و روایتهای معتبر، شخص شهید آیت ا... خامنهای مخالف چیدن این «میوه نارس» بود. امروز مشخص شده است که مسئله فقط بستن یک گذرگاه دریایی نبود، بلکه مسئله ساختن یک منظومه کامل دفاعی و راهبردی بود؛ منظومهای که باید همزمان در دریا، موشک، پهپاد، اطلاعات، جنگ الکترونیک و تابآوری اقتصادی به بلوغ میرسید تا این ابزار مهم و تعیینکننده، پیش از موعد دچار فرسایش، سوختشدن یا بیاثر شدن نشود.
هرمز؛ کابوس حلنشده ترامپ
اکنون، پس از گذشت ۶۸ روز از جنگ و درگیری مستقیم، دو قدرت هستهای جهان یعنی آمریکا و اسرائیل، با وجود حجم گسترده عملیات نظامی، فشار اطلاعاتی، عملیات روانی و نمایشهای رسانهای، نتوانستند معادله هرمز را به نفع خود تغییر دهند. حتی عملیات تبلیغاتی اخیر ترامپ تحت عنوان «آزادی کشتیرانی» که با پوشش بشردوستانه و فضاسازی سنگین رسانهای همراه شد، در عمل نتوانست واقعیت میدان را تغییر دهد. تنگه هرمز همچنان در چارچوب مدیریت و اشراف راهبردی جمهوری اسلامی تعریف میشود و همین مسئله، یکی از مهمترین شکستهای آمریکا در این جنگ بود.
نکته مهم این جاست که بازدارندگی ایران در خلیج فارس، محصول یک تصمیم ناگهانی نیست. سالها رزمایش، تمرین، درگیری محدود دریایی، توسعه تاکتیکهای نامتقارن و طراحی لایههای مختلف دفاعی، بخشی از فرایندی بود که امروز نتیجه خود را نشان داده است. جمهوری اسلامی طی دو دهه اخیر، آرام و تدریجی، خود را برای روزی آماده میکرد که مجبور شود در برابر فشار ترکیبی آمریکا و اسرائیل بایستد.
ضلع پنهان معادله هرمز
در این میان، تجربه عملیاتهای «وعده صادق» نیز اهمیت ویژهای دارد. واقعیت این است که مدیریت و کنترل معادله هرمز صرفاً به آمادگی دریایی در خلیج فارس محدود نمیشود و نیازمند یک شبکه پشتیبانی گسترده موشکی، پهپادی و اطلاعاتی در عمق سرزمین است. جمهوری اسلامی طی سالهای گذشته در حوزه دریایی، رزمایشها، درگیریهای محدود و تمرینهای متعددی را تجربه کرده بود، اما در حوزه عملیات مستقیم و گسترده موشکی و پهپادی، عملاً تا پیش از «وعده صادق» وارد یک میدان واقعی و پیچیده نشده بود. به همین دلیل، عملیاتهای وعده صادق را باید بخشی از فرایند تکمیل این منظومه راهبردی دانست؛ عملیاتی که برای نخستین بار امکان سنجش میدانی ظرفیتها، شناسایی خلأهای عملیاتی، ارزیابی الگوهای واکنش دشمن و اصلاح برخی ضعفهای فنی و تاکتیکی را فراهم کرد. هنر فرماندهی راهبردی دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا میکند؛ این که یک قدرت، پیش از ورود به مرحله سرنوشتساز تقابل، بتواند در میدانهای محدودتر و کنترلشدهتر، نقاط آسیبپذیر خود را شناسایی و ترمیم کند تا ابزارهای اصلی قدرتش در لحظه نهایی دچار فرسایش یا سوختشدن نشوند. از همین زاویه، جنگ ۱۲ روزه و تحولات پس از آن را نیز میتوان بخشی از فرایند تکمیل بلوغ راهبردی ایران در معادله هرمز و بازدارندگی منطقهای دانست؛ فرایندی که بدون صبر استراتژیک، ممکن بود زودتر از موعد مستهلک یا بیاثر شود.
صبر راهبردی در برابر فضای هیجانی کشور
رهبر شهید انقلاب یک سال پیش از شهادتشان، در عبارتی معنادار هشدار داده بودند: «گاهی دهنلقی، صبر نکردن، اعتراض بیخود و تحلیل غلط، تأثیر تاریخی دارد.» امروز شاید بتوان ابعاد واقعی این جمله را بهتر فهمید. در مقاطعی که فضای رسانهای و هیجانی کشور به سمت مطالبه واکنش فوری حرکت میکرد، این فرمانده کل قوا بود که با اطمینان از مسیر طراحیشده دفاع کرد و صراحتاً گفت: «آن عملی که انجام گرفته یا عملی که انجام نگرفته، کاملاً دارای توجیه است.»
میوه صبر استراتژیک در خلیج فارس
اکنون میتوان فهمید که چرا جمهوری اسلامی، با وجود همه فشارهای رسانهای، هیجانی و مطالبات برای واکنش فوری، حاضر نشد زودتر از موعد از برگ هرمز استفاده کند. زیرا ارزش واقعی این ابزار، صرفاً در بستن یک گذرگاه دریایی نبود، بلکه در رساندن آن به نقطهای بود که استفاده از آن بتواند همزمان چندین لایه از معادلات جهانی را تحت تأثیر قرار دهد. امروز مشخص شده است که تدبیر راهبردی آیتا... شهید خامنهای در حفظ و تکمیل این ابزار، چگونه توانست ساختار محاسبات آمریکا را مختل کند، بازار جهانی انرژی را دچار شوک و بیثباتی کند، هزینههای اقتصادی و امنیتی غرب را افزایش دهد و مهمتر از همه، مانع شکلگیری یک اجماع گسترده جهانی علیه ایران شود. در حالی که واشنگتن انتظار داشت اروپا و متحدان غربی بهصورت کامل پشت پروژه فشار علیه ایران قرار بگیرند، نگرانی از تبعات انرژی، تجارت جهانی و امنیت خطوط انتقال، باعث شد بسیاری از بازیگران بینالمللی از همراهی کامل با آمریکا فاصله بگیرند. این همان نقطهای است که نشان میدهد هرمز، زمانی به یک ابزار تعیینکننده تبدیل میشود که پشت آن، یک منظومه کامل دریایی، موشکی، پهپادی، اطلاعاتی و اقتصادی شکل گرفته باشد. لذا امروز، آنچه در خلیج فارس دیده میشود، میوه یک صبر راهبردی بلندمدت است که پس از سالها انباشت قدرت، اکنون به ثمر رسیده است. میوهای که شهید آیت ا... خامنهای اجازه نداد پیش از موعد و در حالت نارس چیده و مصرف شود.