در حالی که پنتاگون طی ۴۰ روز جنگ تلاش میکرد ابعاد واقعی خسارتها را پنهان کند، اکنون رسانههای آمریکایی از غیرعملیاتی شدن بخش مهمی از پایگاهها و تجهیزات نظامی آمریکا در خاورمیانه پرده برداشتهاند

پس از گذشت بیش از دوماه از آغاز تجاوز آمریکا و اسرائیل، آنچه بیش از هر چیز نگاه تحلیلگران نظامی و رسانههای بینالمللی را به خود جلب کرده، نه صرفاً حجم حملات، بلکه میزان آسیبپذیری شبکه پایگاههای آمریکا در منطقه است؛ شبکهای که سالها بهعنوان ستون اصلی بازدارندگی واشنگتن معرفی میشد، اما اینبار در برابر الگوی جنگ نامتقارن ایران، با بحرانی کمسابقه مواجه شد.
در روزهای اخیر، مجموعهای از تصاویر ماهوارهای منتشرشده توسط رسانههای ایرانی، مورد بررسی و تأیید رسانههای معتبری چون واشنگتن پست، سی ان ان و نیویورک تایمز قرار گرفت؛ تصاویری که ابعاد گسترده خسارت به زیرساختهای نظامی آمریکا در منطقه را آشکار میکند. بر اساس تحلیل منتشرشده از تصاویر ماهوارهای شرکتهای «پلنت لبز» و «ایرباس»، از آغاز عملیات «وعده صادق ۴» تاکنون، دستکم ۲۲۸ سازه و تجهیز کلیدی آمریکایی در نقاط مختلف منطقه آسیب دیده یا بهطور کامل از مدار خارج شدهاند. این ارزیابی که در گزارش واشنگتنپست هم آمده است، در معنای عملیاتی خود، یعنی آمریکا طی حدود ۴۰ روز جنگ، بهطور میانگین هر روز نزدیک به ۶ ضربه دقیق به زیرساختهای حیاتی نظامیاش در غرب آسیا دریافت کرده است.
اهمیت این آمار تنها در عدد آن نیست، بلکه در ماهیت اهدافی است که مورد اصابت قرار گرفتهاند. بر اساس گزارشها، این خسارتها شامل آشیانههای جنگنده، انبارهای سوخت، خوابگاه نیروها، سامانههای راداری، مراکز ارتباطات ماهوارهای، سامانههای پدافندی پاتریوت و تاد و حتی برخی هواپیماهای راهبردی بوده است. این مسئله نشان میدهد ایران صرفاً به دنبال ایجاد خسارت نمادین یا عملیات روانی نبوده، بلکه با تمرکز بر شریانهای لجستیکی و ارتباطی، ساختار عملیاتی آمریکا در منطقه را هدف قرار داده است.
در میان پایگاههای هدف قرارگرفته، نام پایگاه العدید قطر بیش از همه مورد توجه قرار گرفته است؛ مهمترین پایگاه هوایی آمریکا در منطقه که بخش قابلتوجهی از فرماندهی عملیات هوایی واشنگتن در غرب آسیا از آنجا هدایت میشود. تصاویر ماهوارهای نشان میدهد بخشی از زیرساختهای ارتباطی این پایگاه، از جمله گنبد راداری و سامانههای ارتباط امن آن، آسیب جدی دیده و
غیر عملیاتی شدهاند. در عربستان نیز پایگاه شاهزاده سلطان با خسارتهای گستردهای روبهرو شده و گزارشها از نابودی یک فروند هواپیمای هشدار زودهنگام و آسیب به هواپیماهای سوخترسان حکایت دارد.
کمپهای آمریکا در کویت شامل بوهرینگ، علیالسالم و عریفجان، از شدیدترین ضربات این جنگ متأثر شدهاند؛ جایی که سامانههای پاتریوت، نیروگاهها، مخازن سوخت و بخشهایی از زیرساخت لجستیکی هدف حملات دقیق قرار گرفتند. بر اساس ارزیابی تصاویر ماهوارهای، این حملات صرفاً خسارتهای سطحی ایجاد نکرده، بلکه چرخه عملیاتی و پشتیبانی این پایگاهها را با اختلال جدی روبهرو کرده است؛ بهگونهای که توان واکنش سریع و پشتیبانی هوایی آمریکا در این محور بهشدت کاهش یافته است.
در بحرین نیز مقر ناوگان پنجم آمریکا، که یکی از مهمترین مراکز فرماندهی دریایی واشنگتن در خلیجفارس محسوب میشود، هدف اصابت مستقیم قرار گرفت. آسیب به رادارها و سامانههای ارتباط ماهوارهای، عملاً بخشی از شبکه فرماندهی، هماهنگی و کنترل عملیات دریایی آمریکا را مختل کرده و نشان داده حتی حساسترین مراکز ارتباطی واشنگتن نیز در برابر حملات دقیق مصونیت ندارند.
در امارات و اردن نیز سامانههای تاد و رادارهای متحرک هدف قرار گرفتند؛ سامانههایی که آمریکا سالها از آنها بهعنوان ستون اصلی چتر دفاع موشکی خود در منطقه یاد میکرد. اکنون شواهد موجود نشان میدهد این شبکه دفاعی، برخلاف تصویری که از آن ساخته شده بود، در برابر حملات ترکیبی موشکی و پهپادی دچار فرسایش و تضعیف جدی شده است.
جمعبندی کلی خسارات نشان میدهد از میان دستکم ۱۵ پایگاه هدف قرارگرفته، حداقل دو پایگاه کلیدی آمریکا یعنی العدید قطر و شاهزاده سلطان عربستان، بهصراحت در وضعیت «تقریباً غیرقابل بهرهبرداری» توصیف شدهاند و سایر پایگاهها نیز با اختلال سنگین در حوزه لجستیک، عملیات هوایی، پدافند و فرماندهی مواجهاند. بسیاری از تحلیلگران نظامی معتقدند این سطح از آسیبپذیری و اختلال در شبکه پایگاههای فرامرزی آمریکا، در تاریخ معاصر ارتش ایالات متحده کمسابقه و شاید بیسابقه بوده است.
مهمتر از عددها، جملهای است که تحلیلگران آمریکایی در واشنگتن پست گفتهاند: «هیچ اثری از اصابتهای شانسی یا خطا دیده نمیشود.» ایران با عملیات هایی که در این ۴۰ روز انجام داد، ثابت کرد آمریکا هیچ بازدارندگی و چتر امنیتی در منطقه ندارد.
در ادامه واشنگتنپست به صراحت میگوید میزان خسارت «بسیار فراتر از چیزی است که دولت آمریکا اعتراف کرده است.» آنقدر فراتر که آمریکا مجبور شد تصاویر ماهوارهای منطقه را محدود و بخشی از نیروهایش را از برد آتش ایران خارج کند.
همزمان، آمریکا طی همین ۴۰ روز نزدیک به نیمی از ذخایر رهگیرهای تاد و پاتریوت خود را مصرف کرده است. یعنی حتی موفقترین لایههای پدافندی غرب هم برای متوقف کردن آتش ایران، مجبور به سوزاندن ذخایر راهبردی شدهاند.
سالها درباره قدرت نامتقارن ایران حرف زده میشد. اما حالا خود آمریکاییها میگویند رد این قدرت را میشود روی صورت آمریکا در منطقه دید. امروز حتی رسانهها و روزنامههای آمریکایی از امضاهای خاص سید مجید موسوی فرمانده موشکی ایران بر پیکر تجهیزات و لجستیک آمریکا در منطقه میگویند.
البته واقعیت میدان این است که ایران نیز از حملات اولیه آمریکا و رژیم اسرائیل آسیب دیده و برخی زیرساختهای نظامی و پدافندی کشور هدف قرار گرفتهاند. اما آنچه باعث شده معادله این جنگ از نگاه بسیاری از تحلیلگران تغییر کند، مقایسه ظرفیتها و نتیجه عملی میدان است. آمریکا با بودجه نظامی عظیم، ناوهای هواپیمابر، شبکه گسترده ماهوارهای و پیشرفتهترین سامانههای پدافندی وارد این تقابل شد، اما ایران با تکیه بر موشکهای بالستیک دقیق، پهپادهای ارزان اما مؤثر و راهبرد ضربه به نقاط ضعف لجستیکی، توانست بخش مهمی از زیرساخت بازدارندگی آمریکا را دچار فرسایش کند.
جنگ 40 روزه اثبات کرد در جهان امروز، حتی پیچیدهترین شبکههای نظامی نیز در برابر جنگ نامتقارن ایران ، مصونیت مطلق ندارند.