printlogo


چرا سفر ترامپ به چین را باید جدی گرفت؟
مهدی خانعلی زاده  


دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده سفر دو روزه‌ خود به چین را آغاز کرد، سفری که قرار بود اسفندماه گذشته انجام شود اما ناکامی واشنگتن در جنگ با ایران و طولانی‌شدن درگیری‌ها، منجر به تعویق آن شد. ترامپ به دنبال این بود که با یک عملیات برق‌آسا، تهران را تسلیم کند و با دست پر عازم پکن شود تا بتواند امتیازات حداکثری را از این کشور کسب کند اما مقاومت ایران و شکست ارتش آمریکا در خلیج‌فارس، حالا رئیس‌جمهور آمریکا را تبدیل به سیاستمداری کرده که برای دریافت کمک – و نه اعمال فشار – به شرق آسیا می‌رود.
از سوی دیگر، چین با وجود همراهی‌هایی که با ایران در جریان جنگ داشته و علاوه بر عدم اعلام مخالفت با بسته‌شدن تنگه هرمز از سوی کشورمان، اقدام به وتوی قطعنامه ضدایرانی در شورای امنیت سازمان ملل هم کرد اما به دلیل وابستگی جدی به واردات انرژی از خلیج‌فارس و همچنین روابط دوجانبه مهم و پایدار با برخی کشورهای عربی منطقه، عملاً به دنبال بازگشت شرایط به وضعیت عادی و پیش از جنگ است.
 همین مسئله باعث شده تا برخی تحلیلگران از تغییر در متن مذاکرات آمریکا و چین در پکن سخن بگویند؛ جایی که قرار نیست شاهد رقابت دو قدرت بزرگ جهانی باشیم، بلکه حالا واشنگتن در جایگاه پایین به دنبال اعطای امتیازات گسترده بین‌المللی به پکن است تا بتواند امتیازاتی را از این کشور برای حل بحران منطقه غرب آسیا و خروج آبرومندانه از جنگ شکست‌خورده با تهران، دریافت کند.
در سفر چند روز پیش سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان به پکن هم با وجود استقبال چینی‌ها و اعلام همبستگی رسمی با تهران در جنگ با آمریکا، مسائلی مانند لزوم عادی‌سازی شرایط در خلیج‌فارس و تنگه هرمز مطرح شد که ممکن است مورد سوءاستفاده طرف آمریکایی قرار بگیرد.
در همین راستا، دستگاه دیپلماسی ایران باید مسئله اعمال رژیم امنیتی جدید در تنگه هرمز را به‌صورت جدی در دستور کار خود قرار بدهد و با فاصله‌گرفتن از دستورالعمل‌های عادی و روتین، مدلی جدید از تعاملات دوجانبه با کشورهای مختلف جهان – و به طور ویژه چین و روسیه – را طراحی و پیاده‌سازی کند. عدم توجه خاص به سفر رئیس‌جمهور آمریکا به چین ممکن است خساراتی را برای منافع ملی ایران به دنبال داشته باشد که تثبیت دستاوردهای میدانی ایران در جنگ علیه آمریکا را با دشواری‌هایی روبه رو کند.
برگزاری جلسات جدی و دوجانبه با پکن و تلاش برای ایجاد یک مسیر جدید در دیپلماسی دوجانبه – که حتی می‌تواند شامل قراردادهای جدید امنیتی و نظامی هم باشد – حتماً یکی از اقدامات با فوریت بالاست که باید از سوی وزارت امور خارجه کشورمان پیگیری شود.
 فعالیت سفیر ایران در چین نیز باید از روند عادی فاصله بگیرد و وارد فاز عملیاتی شود؛ چراکه در صورت تکرار خطای راهبردی در طراحی روابط دوجانبه مؤثر و پایدار با چین که در ماجرای برجام و فضای پس از آن رخ داد، می‌تواند آسیب‌های جدی را برای منافع ملی ایران ایجاد کند.
باید توجه داشت که کشورهای حاشیه خلیج‌فارس در همین ایام، روند گفت وگوها و چارچوب‌های اجرایی خود در روابط دوجانبه با چین را دستخوش تغییرات بنیادین کرده‌اند و به همین دلیل، به نظر می‌رسد که سرعت دستگاه دیپلماسی کشورمان در رسیدگی به این پرونده، مناسب شرایط جنگی نیست و باید هر چه سریع‌تر و به قید فوریت، موانعی که در این مسیر وجود دارد، برطرف شود تا طرف آمریکایی نتواند با همراهی شرکای منطقه‌ای خود – نظیر اسرائیل و امارات متحده عربی – زمینه را برای فشار به ایران از سوی دوستانش فراهم کند.