هرمز و دست خالی ترامپ
علی محمدی
رسانه های جهان به سفر ترامپ به چین و دست خالی او در پکن اشاره کردند. خود ترامپ هم به عدم حمایت چین از او در برابر ایران اذعان کرد. فحوای کلی رسانه ها این بود: کشتیهای چینی عبور از تنگه هرمز را تحت سازوکار ایران آغاز کردهاند که نوعی «عوارض غیررسمی» محسوب میشود. نخستوزیر ژاپن نیز گفت با مجوز ایران و تماس مستقیم با دکتر پزشکیان، یک کشتی ژاپنی از تنگه هرمز عبور کرده است. تماسهایی از این دست از طرف مقامات کشورهای مختلف همچون پاکستان و قطر گرفته تا اسپانیا و فرانسه و ژاپن با ایران، نشاندهنده رسمیتیافتن یک نظم جدید در تنگه است. باید دقت داشت که چنین نظمی محصول درایت و عقلانیت نظام در حوزه دیپلماسی و میدان خلیجفارس است. تا همین چند وقت پیش برخی انتقاد داشتند که نباید به هیچ کشوری اجازه تردد داد! اما ایران یک راهبرد پلکانی را اجرا کرد: در گام نخست، با تثبیت عملیات انسداد هوشمند، نظم موجود را مختل کرد و کشورها را به دو دسته کلی متخاصم و غیرمتخاصم تقسیم نمود. در این مرحله دولت های متخاصم مطلقا اجازه عبور نداشتند اما کشورهای غیرمتخاصم می بایست کشتیهای خود را یا با چارچوب ایران هماهنگ می کردند یا قید عبور از تنگه را می زدند. در گام دوم و در میانمدت، ایران به نهادینهسازی و عادیسازی سیستم اخذ عوارض و هماهنگی امنیتی بیشتر پرداخت. همان طور که رویترز گزارش داده، ایران با گسترش حوزه عملیاتی خود در سواحل مکران (از جاسک تا جزیره سیری) و هرمز، مشروعیت و کارایی این نظم جدید را تثبیت کرد و تنگه هرمز را به یک راهگذر کنترل شده و مشروط تبدیل نمود. این تحول، کشورهای جهان را عملاً با یک انتخاب دوگانه مواجه ساخته است: یا پرداخت هزینههای سرسامآور انرژی و تورم ناشی از جنگ، یا پذیرش قواعد جدید تهران در خلیجفارس. اکنون هر روز بر تعداد دولتهایی که با این قواعد هماهنگ میشوند، افزوده میگردد. ایران بدون نیاز به یک جنگ فراگیر و گسترده، در حال جا انداختن اراده خود بر تنگه هرمز است و این بهترین برنامه برای عادی سازی تثبیت این اراده است.