printlogo


تولدی دوباره زیر پرچم رضا(ع)
️مجید حسین‌زاده


فصل مشترک زندگی همه‌شان این بود که یک روزی آرزوی مرگ کرده بودند و از خدا خواسته بودند که به زندگی‌شان خاتمه بدهد.دومینویی از اشتباهات باعث شده بود تا به این نقطه از زندگی برسند.اما هیچ وقت از دامان پرمهر امام رضا(ع)دست نکشیده بودند و همین باور قلبی،روزنه نجات‌شان از ته چاه اعتیاد بود.صحبت از افرادی است که اعتیاد همه چیز زندگی‌شان را دود کرده بود و دیگر هیچ امید و انگیزه‌ای برای ادامه زندگی نداشتند.
​​​​​​​
در خانه مهر امام‌رضا(ع)
وارد ساختمان چهارطبقه ای می‌شوم که ظاهرش هیچ فرقی با خانه‌های اطرافش ندارد اما ساکنانش، مردهایی هستند که به اراده و انگیزه اعتبار بخشیده اند. معتادهایی که در زندگی به ته خط رسیده بودند و کارتن خواب شده بودند.همه اطرافیان‌شان آن ها را طردکرده بودند اما یک تصمیم، مسیر زندگی‌شان را عوض کرده بود.آن‌ها بعد از ترک، هیچ جایی نداشتند و اگرخانه مهر امام رضا(ع) نبود قطعا دوباره در دام اعتیاد گرفتارمی شدند.اما این خانه، عزت را به آن‌ها برگرداند تا بتوانند دوباره شاغل شوند و دوباره خانواده‌ای را که خودشان نابودکرده بودند، دورهم جمع کنند و شمع زندگی‌ را دوباره روشن و گرمابخش سازند.
ز آستان رضایم ...
وقتی روبه‌روی تولیت نشستند، سرها همه پایین بود. چشم‌هایشان به دست‌هایشان دوخته شده بود که آبرویشان را به باد داده بود.اما وقتی خوش وبش گرم حاج آقای مروی شروع شد،یخ شان خیلی زود آب شد. اول از همه علی اکبر صحبت کرد.یک سال و ۵۸ روز است که پاک است. همسر وفرزندش او را به‌خاطر اعتیاد ترک کرده بودند وحتی حاضر به دیدنش نبودند.اما بعدازترک، مسیر زندگی‌اش به این خانه افتاده بود وحالا نه تنها شاغل شده که بعد از ازدواج، خداوند یک دختر وپسرهم به او بخشیده بود.حاج آقای مروی بعد ازشنیدن صحبت‌هایش، احوال‌پرس خانواده‌اش شدوگفت که باید به زودی آن‌ها را دوباره دوروبرخودت جمع کنی. نفر بعدی میلاد بود. کارش به جایی رسیده بود که هر شب کارتن خواب شده بود.یک بار رفته بود زیارت و رو به روی ضریح ازته دل به امام رضا(ع)گفته بود که تا بیشتر از این آبرویم نرفته، مرگم را برسان.کمتر از ۲۴ ساعت بعد، یک نفر این خانه را به او معرفی می‌کندوحالا درحال ساختن آینده‌ای بهتر برای خودش است.داستان حسین ۵۰ ساله با بقیه کمی متفاوت است.روزگاری در بازار مرکزی، برای خودش بروبیایی داشته است و بعدها در ۱۷ شهریور. ارثیه‌ای خوبی هم از سمت پدرش به او رسیده، اما اعتیاد، همه این ثروت را جلوی چشم هایش سوزانده بود. از این ها مهم‌تر، دختر و پسری داردکه این روزها درمدارس تیزهوشان درس می‌خوانند و پدرشان در این مسیرکنارشان نبوده است...
عموی معتادها
حاج آقای قربانی، از سال ۹۸ به عنوان یک روحانی جهادی در مراکزترک اعتیاد فعالیت داشته است. از هشتمین ماه سال۱۴۰۳ با حمایت تولیت محترم،خانه مهر امام رضا(ع)را برای توانمندسازی معتادانی راه‌اندازی می‌کند که از دام اعتیاد رهایی یافته اند. اما جامعه و اطرافیان‌شان حاضر به پذیرش آن‌ها نیستند و اگر لطف این خانه نباشد، دوباره در مسیر خانمان سوز اعتیاد قرار می‌گیرند. حاج آقای قربانی که به عموی معتادها معروف است، از پیدا کردن شغل، صحبت با خانواده معتادان ، زندگی شبانه‌روزی تا پیدا کردن همسر برای آن ها و ... درخدمت این قشرازجامعه است. این اواخر چند نفری را که تا چند سال قبل به ته خط رسیده بودند، به زندگی برگردانده و تازه راهی خانه بخت هم کرده است...
نقطه سرخط...
پایان این دیدار گرم و صمیمی که با صحبت‌های تولیت محترم درباره اهمیت اراده در انسان، نور امید را به جان این افراد بخشید، با بوسیدن سنگ متبرک حرم حضرت‌رضا(ع) به پایان رسید؛ پایانی که شروعی دوباره برای این افراد رقم خواهد زد ...