printlogo


پایان عصر قطعیت
فریده زاهدی | ‌ روان شناس بالینی

در عصری زندگی می‌‌کنیم که سرعت تغییرات، اعتبار بسیاری از مهارت‌های سنتی را از بین برده است. روزگاری، مثبت ‌نگری و برنامه ‌ریزی دقیق به ‌عنوان دو ستون اصلی موفقیت شناخته می‌شدند. اما امروز، پژوهش‌‌های روان شناسی و علوم اعصاب به یافته مهمی دست یافته ‌اند: مهم ‌ترین مهارت برای بقا و پیشرفت در قرن ۲۱، «توانایی زیستن با عدم قطعیت» است.

​​​​​​​
چرا مثبت‌نگری و برنامه‌ریزی دیگر کافی نیستند؟ 
مثبت ‌نگری افراطی، اگر با واقع ‌بینی همراه نباشد، ذهن را در برابر تهدیدهای واقعی کور می‌کند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که مثبت ‌اندیشی اجباری در شرایط بحرانی، گاهی اضطراب را تشدید می‌کند، چون فرد میان «احساسی که باید داشته باشد» و «احساس واقعی خود» دچار تعارض می‌شود. از سوی دیگر، برنامه ‌ریزی سنتی فرض را بر ثبات محیط می‌گذارد، در حالی‌که جهان امروز ذاتاً غیرقابل پیش ‌بینی است. همه ‌گیری کرونا، سقوط ناگهانی بازارهای مالی و تحولات شتابان هوش مصنوعی نمونه‌هایی از عواملی هستند که بهترین برنامه‌ها را بی‌‌اعتبار می‌کنند. بنابراین، نه خوش‌بینی ساده ‌لوحانه و نه نقشه خشک و جزئی‌نگر، بلکه «انعطاف ‌پذیری شناختی» و «تحمل ابهام» کلید اصلی هستند.
مهارت نجات‌بخش قرن ۲۱ 
مطالعات علمی متعدد نشان داده‌اند افرادی که «تحمل ابهام» بالایی دارند، کمتر دچار اضطراب مزمن و فرسودگی شغلی می‌شوند. آن‌ها ذهنی انعطاف‌پذیر دارند که در مواجهه با اخبار غیرمنتظره فرو نمی برد. در واقع، مغز انسان مدارهایی برای پیش‌بینی دارد اما دنیای امروز با همه ‌گیری‌ها، بحران‌های اقتصادی و جهش‌های تکنولوژیک، دائماً این پیش‌بینی‌ها را نقض می‌کند. برنده این میدان کسی است که به جای چسبیدن به یک نقشه خشک، مهارت «بازاندیشی لحظه‌ای» را تمرین کند.
چگونه تحمل ابهام را تقویت کنیم؟ 
روان شناسان سه راهکار عملی پیشنهاد می‌دهند:
۱. تمرین ذهن‌آگاهی| آگاهی از لحظه حال بدون قضاوت، ظرفیت تحمل بلاتکلیفی را افزایش می‌دهد. ذهن‌آگاهی به فرد کمک می‌کند بدون فرار به سمت آینده یا غرق شدن در نگرانی، در همین لحظه تصمیم مؤثر بگیرد.
۲. بازتعریف خطاها| دیدن شکست‌های کوچک نه به ‌عنوان فاجعه، بلکه به‌ عنوان داده‌های جدید برای اصلاح مسیر. تحقیقات نشان می‌دهد افرادی که با شکست به‌ عنوان «بازخورد» برخورد می‌کنند،‌در‌محیط‌های‌پرتلاطم موفق‌ترند.
۳. کاهش وابستگی به نتیجه| تمرکز بر فرایند و ارزش‌های شخصی، به جای چسبیدن به یک سناریوی خاص از آینده. این راهبرد، همان چیزی است که روان شناسان «انعطاف ‌پذیری روان‌ شناختی» می‌نامند.
شناکردن در آب‌های ناشناخته
در پایان، باید پذیرفت که ندانستن قطعی آینده، دیگر یک نقص نیست، بلکه واقعیت همیشگی جهان است. آن‌هایی که بتوانند در این دریای متلاطم، آرامش خود را حفظ کنند و واکنش ‌های انطباقی نشان دهند، نه تنها زنده می‌مانند، بلکه رشد هم می‌کنند. شاید وقت آن رسیده که به جای برنامه‌های سرسختانه، «شایستگی شناوری در عدم قطعیت» را در مدارس و محیط‌های کار جدی بگیریم. این مهارت مانند یک قایق نجات نیست که شما را به ساحل امن برساند اما به شما یاد می‌دهد چگونه در آب‌های ناشناخته، شناگر بهتری شوید. انعطاف‌ پذیری و تحمل ابهام، ظرفیت شما را برای سازگاری با هر موج جدید، روز به ‌روز گسترش می‌دهد.