
رئال مادرید این فصل را با ژابی آلونسو خوب و با برنامه آغاز کرد. تیمی منسجم که تا نیمه نهایی جام جهانی باشگاهها پیش رفت، اما با شکست مقابل پاریسنژرمن قهرمان اروپا، از دور رقابتها کنار رفت. در لالیگا هم تیم آلونسو بازیهای رو به جلو و هماهنگی به نمایش میگذاشت و با صدر جدول تنها ۴ امتیاز اختلاف داشت؛ اختلافی که کاملا قابل جبران بود. اما پرز در تصمیمی عجیب، آربلوا را از تیم «ب» به تیم اصلی آورد تا جانشین ژابی کند و درست از همین نقطه، روزهای تیره و تار رئال آغاز شد. آربلوا یکی پس از دیگری جامها را از دست داد تا دومین فصل بدون جام برای مادریدیها رقم بخورد. این مربی جوان نه تنها ساختار تاکتیکی مشخصی نداشت و مدام سیستم بازی را تغییر میداد، بلکه در مدیریت رختکن هم به شدت ناکام بود. اوج این ناکامی، درگیری شدید او با کیلیان امباپه در روزهای گذشته بود. مربیای که به جای ایجاد اتحاد، به راحتی بهترین بازیکن تیمش را متهم کرد. این بحرانها پرز را مجبور کرد تا برای کنترل رختکن، دست روی مربیای بگذارد که روزگاری خودش او را اخراج کرده بود: ژوزه مورینیو. نکته طعنهآمیز ماجرا این جاست که مورینیو اخیرا در مرحله حذفی لیگ قهرمانان به همین رئال تحت هدایت آربلوا باخته بود! مربیای که پس از منچستریونایتد، در تاتنهام، فنرباغچه و بنفیکا دستاورد فنی خاصی نداشت و شاید مهمترین موفقیتش در این سالها، دریافت غرامتهای کلان بابت اخراجهایش بوده است. حالا مورینیو که سالها سودای بازگشت به مادرید را داشت، به آرزویش رسیده است. اما او وارث رئالی شده که دیگر کهکشانی نیست و چنددستگی و درگیری بین بازیکنان در آن موج میزند. گفته میشود این آخرین ایستگاه مربیگری آقای خاص پیش از بازنشستگی است. حال باید دید مورینیو میتواند این تیم بحرانزده را نجات دهد یا مانند باشگاههای چند سال اخیرش، باز هم ناکام خواهد ماند؟