ترامپ اینروزها به سوژهای جذاب برای هنرمندان در سراسر جهان تبدیل شده است؛ شخصیتی که تقریبا هر روز در قالب کاریکاتورها و آثار گرافیکی مورد نقد و هجو قرار میگیرد. در این میان، «علی نجدی»، هنرمند و طراح لبنانی، با رویکردی منحصربهفرد به سراغ این چهره جنجالی رفته است. تسلط او هم بر نقاشی و هم بر طراحی گرافیک باعث شده است آثاری که در نقد ترامپ خلق میکند، با وجود ماهیت گرافیکی، از حس و حال نقاشیگونهای برخوردار باشد. برای مثال، در گرافیک، عناصری مانند تیتر و زیرنویس اغلب به عنوان مکمل معنایی اثر حضور دارند، حال آنکه در نقاشی، اثر خود به تنهایی سخن میگوید و تفسیر نهایی بر عهده مخاطب است. در آثار نجدی هم معمولا اثری از عنوانبندی نمیبینیم. سبک او ساده و مینیمال است، با جزئیاتی محدود و رنگهایی غلیظ و پرکنتراست که کمک میکند پیام اثر بدون حواسپرتی، مستقیم و مؤثر منتقل شود. از سوی دیگر، استفاده آگاهانه از نمادهای جهانی سبب شده نقدهای تصویری او از ترامپ و سیاستهای آمریکا، برای مخاطبان بینالمللی هم قابل فهم و اثرگذار باشد. نجدی با بهرهگیری از شیوههایی چون کلاژ، تلاش میکند شکنندگی چهره قدرت و پوچی سیاستهای آن را عیان کند. در این پرونده، به سراغ این هنرمند لبنانی رفتهایم تا از مسیر هنری، نگاه سیاسی و شیوه مواجههاش با یکی از جنجالیترین چهرههای سیاست معاصر بیشتر بشنویم.
بارها تابلوی عصر عاشورای استاد فرشچیان را رسم کردمآقای نجدی درباره نقطه شروع فعالیت هنری و مهمترین منبع الهام خود میگوید: «واقعیت این است که شروع مسیر هنری من خیلی زود و در حدود هشتسالگی رقم خورد. آن زمان عمیقا تحت تأثیر روایت عاشورا قرار داشتم و ابزاری گویاتر از نقاشی و هنر برای بیان احساساتم نسبت به حماسه کربلا پیدا نکردم. صحنههای کربلا را میکشیدم و نخستین هنرمندی که الهامبخش من شد، استاد محمود فرشچیان بود. بارها تلاش کردم تابلوی مشهور «عصر عاشورا»ی او را بازآفرینی کنم تا بتوانم لایههای معنوی و عاطفی آن را بهتر درک کنم. بعدها به سراغ ترسیم شمایل ائمه که در بازارهای مذهبی رواج داشت، رفتم و همین تمرینها باعث شد در طراحی چهره مهارت بیشتری پیدا کنم. اتفاقی که برای من نقطه عطفی در اعتماد به نفس هنریام بود. با گذشت زمان، دنیای تازهای هم به رویم باز شد: کار با نرمافزارهای ادوبی و ویرایش تصویر؛ آن هم پیش از آنکه به شکل آکادمیک وارد این حوزه شوم. در ابتدا تنها از سر کنجکاوی و علاقه این مسیر را دنبال میکردم. امروز اما، در 34سالگی، عاشورا همچنان منبع اصلی الهام من است؛ هرچند این الهام گستردهتر شده و موضوع «مقاومت و شهدا» هم در کنار آن قرار گرفته است؛ مفاهیمی که برای من معنایی فراتر از زمان و مکان دارند.»
نقاشی، ابزاری برای نقد طنزآمیز و عمیقاین هنرمند در پاسخ به این پرسش که از دیدگاه یک هنرمند حرفهای، «نقاشی سیاسی» چیست، بیان میکند: «نقاشی سیاسی در ذات خود یک ابزار نقادانه تند و تیز است که وظیفه نخست آن، برجسته کردن ناهنجاریهای واقعیت و فاش کردن تضادهای آن است. گاهی حتی فراتر میرود و بعد پیشگویانه به خود میگیرد که این موضوع به میزان آگاهی، دانش و تسلط هنرمند به بافتهای سیاسی و اجتماعی بستگی دارد. با این حال، من شخصا تمایل دارم از این نوع هنر در چارچوب نقد طنزآمیز استفاده کنم؛ سبکی که ایده را خلاصه و فشرده میکند تا تأثیری سریع و درعینحال ماندگار و عمیق بگذارد.»
پیشرفت و قدرت امروز ایران، نتیجه سالها فداکاری استاین طراح لبنانی درباره نقش هنر در خاورمیانه و پیامش به ملت ایران میگوید: «من باور دارم که هنر یکی از مهمترین ابزارهای تأثیرگذاری بر جامعه است، زیرا زبانی است که با عمق وجود انسان سخن میگوید و از مرزهای زبانی و فرهنگی عبور میکند. از این رو، اهمیت دارد که اثر هنری ترکیبی از زیبایی و هدف باشد و در عین حال، لایهای از ابهام حسابشده داشته باشد؛ چراکه انسان ذاتا به آنچه زیبا و مبهم است جذب میشود و سعی در گشودن رمز و راز آن دارد که این امر راه را برای تأمل، تفکر و تحلیل باز میکند. در همین راستا، درود میفرستم به ملت ایران که در مقاطع مختلف، با وجود چالشها و تحریمها، صلابتی استثنایی، ایمانی راسخ و صبری طولانی از خود نشان دادهاند. آنچه امروز از پیشرفت و قدرت ایران دیده میشود، نتیجه سالها فداکاری و تلاش است و این موضوع برای هر کسی که خود را در این مسیر فکری و معنوی شریک میداند، مایه افتخار است.»
جنایات آمریکا، تمام بشریت را هدف قرار داده استاو در توضیح چگونگی انتخاب نمادهای جهانی در آثارش چنین میگوید: «وقتی کار روی یک طرح یا تابلوی هنری را شروع میکنم، این ذهنیت را دارم که اثر باید بتواند با طیف وسیعی از مخاطبان ارتباط برقرار کند، نه فقط مخاطب عرب یا مسلمان، بلکه مخاطب غربی را هم در بر بگیرد. از سوی دیگر، شخصیتهایی که به آنها میپردازم شاید از نظر جغرافیایی دور باشند، اما در زندگی روزمره ما حضور دارند؛ چه از طریق اشغال فضای رسانهای و چه از طریق تصمیمات سیاسی، تخلفات و جنایاتشان علیه جوامع ما در اقصی نقاط جهان. تجاوزی که امروز از آن سوی اقیانوسها میآید، تقریبا تمام بشریت را، ولو با درجات مختلف، هدف قرار داده است. معتقدم مخاطب غربی آگاهی فزایندهای نسبت به بسیاری از مسائل سیاسی جهان، از جمله سیاستهای ایالات متحده و جنایات رژیم صهیونیستی پیدا کرده است و همین موضوع باعث میشود آثار هنری با بعد انتقادی در میان آنها بازخورد داشته باشد. همچنین این مخاطب، هنری را که پیامی روشن داشته باشد و با نگاه نقادانه و طنز به چهرههای جنجالی جهان بپردازد، میستاید.»
تصویرسازی برای امید و پایداریاین طراح لبنانی درباره نقش هنر در تقویت روحیه امید و پایداری مردم لبنان و ایران میگوید: «من عمیقا باور دارم که هنر، نوعی از مقاومت است. همانطور که انسان فطرتا به زیبایی گرایش دارد، با هنر هدفمندی که بازتابدهنده مسائل، دردها و آرمانهایش باشد هم به شدت پیوند میخورد. در بستر لبنان و ایران که پیشینهای طولانی در مقابله با سلطهگری و درگیریها دارند، روح مقاومت به عنوان بخشی از هویت جمعی متجلی میشود. به ویژه در لبنان، نبرد مستمر با دشمن صهیونیستی تأثیر عمیقی بر وجدان مردم گذاشته است، به خصوص در محیط شیعی که ارزشهای صبر، پایداری و چالش در جزئیات زندگی روزمره تبلور یافته و هر فردی به روش خود مقاومت میکند. هنر از همان ابتدا جایگاه مهمی در این مسیر داشته است؛ پوسترهای بصری مقاومت اسلامی نقش برجستهای در تقویت روحیه پایداری و ایجاد شور و شوق ایفا کردهاند. تمایل افراد به تهیه این پوسترها و نصب آنها در اتاقها، خیابانها و حتی در جبهههای جنگ، نشاندهنده نیاز عمیق انسانی به هنر به عنوان ابزاری برای ابراز عقیده و همبستگی است. تصویر، همانطور که در جیب در کنار عکس عزیزان حمل میشود، صرفا یک فرم بصری نیست، بلکه خاطره، احساس و تعلق خاطر است.»
تقابل اندیشه و طغیان؛ روایتی از یک پوستر شاخصآقای نجدی در پاسخ به پرسش درباره اثر محبوبش از میان آثار ضد ترامپ میگوید: «در مورد پوستری که انتخاب کردم، دلایل متعددی وجود داشت که مهمترین آن، استقبال گسترده و موفقیت چشمگیر آن در میان دیگر آثارم بود. به گمانم راز این موفقیت در سادگی و آرامش بصری آن نهفته است. این اثر از دو عنصر اصلی تشکیل شده: در بالا، تصویری از امام خمینی (ره) در یک قاب نصب شده بر دیوار که هالهای از آرامش و هیبت آن را فراگرفته و در پایین، شخصیت زنده «ترامپ» که سرگردانی در چهرهاش پیداست و به تصویر مینگرد، گویی سعی دارد راز نوری را که در آن متجلی است، درک کند. هدف من از این اثر، برجسته کردن تفاوت میان منطق طغیان و منطق اندیشه بود و تأکید بر این که میراث فکری و معنوی عمیق نمیتواند در برابر یک قدرت گذرا یا یک شخصیت سیاسی مقطعی شکست بخورد. این اثر از نگاه من، نماینده مسیری مستمر و طولانی است که ابعادی فراتر از محاسبات مادی محدود دارد و از همین رو، برای نگاههای صرفا مادیگرا، ناآشنا و نامفهوم است.»
مینیمالیسم؛ راهی برای رسیدن به هسته پیاماو درباره سبک مینی مال آثارش و جهانی فکر کردن در خلق آنها بیان میکند: «از نظر سبکشناختی، من گاهی به استفاده از «مینیمالیسم» در کارهایم تمایل دارم؛ چراکه این سبک امکان متمرکز شدن بر ایده اصلی و زدودن عناصر اضافه را فراهم میکند و به مخاطب اجازه میدهد بیواسطه با هسته پیام اثر ارتباط برقرار کند. همچنین هنگام خلق اثر، گاه آن را در فضاهای مختلفی تصور میکنم؛ مثلا روی دیوار خیابانی در شهری در چین یا هر نقطه دیگر از جهان، جایی که این نوع هنر میتواند گفتوگویی تصویری، فراتر از مرزهای فرهنگی ایجاد کند. من شاهد تعامل قابل توجه مخاطبان مختلف با آثارم در فضای مجازی بودهام و این موضوع، مرا به فکر نمایش آثارم در خارج از دنیای عرب و ورود به عرصههای تازه برای دیده شدن و تأثیرگذاری انداخته است.»
ترامپ در قامت یک دلقکآقای نجدی در پایان، درباره بزرگ نمایی ویژگیهای ترامپ در آثارش میگوید: «هنگام پرداختن به ترامپ در هر اثر هنری، من برای تبدیل کردن او به یک دلقک با سختی روبه رو نمیشوم، بلکه اساسا او را یک دلقک میبینم. تمام کاری که انجام میدهم تمرکز بر جنبه خاصی از شخصیت او و برجسته کردن آن به صورت بصری یا نمادین است. گاهی این کار از طریق تضاد آشکار در اظهاراتش انجام میشود و گاهی از طریق حرکات چهره و بدنش که سرشار از تظاهر و عجایب است، یا از طریق واژهها و عباراتی که به کار میبرد و چیزهای زیادی را درباره طرز فکر و گفتار پوپولیستیاش فاش میکند. اما جنبه مهمتر برای من این است که چگونه فردی با این اعتماد به نفس اغراقآمیز و این حجم از شتابزدگی و سطحینگری، میتواند کشوری به بزرگی آمریکا را به سمت نابودی ببرد. این تضاد میان قدرتی که جایگاه او نماینده آن است و سستی یا بیهودگی که در رفتارش دیده میشود، همان چیزی است که حضور او را به لحاظ بصری و هنری به مادهای غنی تبدیل میکند. بنابراین، وقتی او را به شکلی طنزآمیز یا کاریکاتوری ارائه میدهم، در واقع تصویر جدیدی از او نمیسازم، بلکه تنها همان ویژگیهایی را که از پیش در شخصیت، گفتار و عملکردش در برابر عموم وجود داشته، فشرده و تشدید میکنم.»