گفت و گوی خراسان با جوانی که جان 6 نفر را در سیل اخیر کلات به رغم مصدومیت پا نجات داد و ویدئویش پربازدید شد
انتشار فیلم نجات سرنشینان یک خودروی سمند در سیل جاده کلات و در هفتهای که گذشت نام «هادی ساعدی» جوان ۲۶ ساله کلاتی را بر سر زبانها انداخت. او که خود را با افتخار، یک «کُردِ چناری» (اهل شهر چنار) معرفی میکند، در گفتوگو با خبرنگار ما لحظات وقوع حادثه و عملیات نجات را با جزئیات روایت کرد.

طغیان ناگهانی سیل در جاده اصلیهادی ساعدی درباره شروع سیل میگوید: «روز جمعه حدود ساعت یک و نیم ظهر نزدیک آبگرم بودیم که باران شروع شد. ابتدا شدت باران زیاد نبود اما کمکم طوری زیاد شد که دیگر نمیتوانستیم حرکت کنیم. سه چهار ماشین جلوتر از ما ایستاده بودند که ناگهان صدای وحشتناکی آمد و سیل به یکباره وسط جاده اصلی را گرفت. ما که بچه آن منطقهایم اصلاً فکر نمیکردیم داخل جاده اصلی چنین سیلی بیاید. شدت آب به قدری بود که ماشینهای جلویی را روی آب بلند کرده بود و به سمت ما میآورد.»
نجات ۶ نفر با پای مصدوماین جوان فداکار که از ناحیه رباط صلیبی دچار مصدومیت است، درباره تصمیمش برای ورود به سیل میگوید: «ماشینها پایین ایستاده بودند و کسی جلو نمیآمد. وقتی دیدم یک سمند در حال کشیده شدن به سمت پرتگاه است و صدای جیغ دو بچه و فریاد کمکخواهی یک خانم میآید، دیگر نتوانستم خودم را کنترل کنم. با این که پایم مصدوم بود و رفقایم به خاطر خطرات سیل من را منع میکردند، اما غیرتم اجازه نداد بایستم. یاد همشهریمان افتادم که مدتی پیش در سیل از دست رفت و کسی به جای کمک، از او فیلم گرفته بود؛ نمیخواستم آن اتفاق تکرار شود.»
او ادامه میدهد :«خودم را به ماشین رساندم. یک دختر کوچک و یک پسر بودند که از ترس میلرزیدند. دختر را به پشتم بستم و پسر را بغل کردم. گریه میکردند و میپرسیدند:« عمو ما زنده میمانیم؟» گفتم: «آره، مگه من مردم که برای شما اتفاقی بیفتد؟» آنها را به یک ماشین امن رساندم و دوباره برگشتم.»
هادی از حس و حال آن لحظات میگوید: «در آن صحنه اصلاً به خطر فکر نمیکردم. وقتی بچهها را در آغوش گرفتم، حسی از قدرت به من دست داد که درد پایم را فراموش کردم. دعای خیر زنی که آن جا بود به من انرژی مضاعفی داد. اگر این ویدئو پخش هم نمیشد برایم مهم نبود؛ همین که یک خانواده نجات پیدا کردند برای من کافی است.»هادی ساعدی در ادامه عملیات، دو خانم و راننده ماشین را که به شدت زخمی شده بود، نجات داد: «راننده به خاطر برخورد سنگ و فشار آب خیلی وضعش خراب بود. پتو دورش پیچیدم و با این که وزنش سنگین بود و پای خودم درد میکرد، او را بیرون کشیدم. تا یک ساعت بعد که نیروهای امدادی برسند، ما با کمک مردم راه را باز کردیم.»
گلایه از ناایمن بودن جاده و تأخیر در امدادرسانیاین قهرمان کلاتی ادامه میدهد: «نیروهای امدادی و راهداری حدود یک ساعت بعد از حادثه رسیدند و در آن مدت ما با کمک مردم راه را باز کردیم. وضعیت جاده کلات اصلاً خوب نیست و بسیار خطرناک شده است. از مسئولان و فرماندار درخواست دارم برای ایمنسازی جاده، ساخت سیلبند و تجهیز نیروهای بومی برای مواقع بحرانی اقدام کنند تا دوباره شاهد داغدار شدن خانوادهها نباشیم.»