«زهرا محمودوند» جزو معدود مجری های ورزشی خانم و یکی از مجریان برنامه «قهرمان ایران» که اختتامیه آن فرداشب از شبکه 3 پخش خواهد شد، در گفت وگو با خراسان مطرح کرد
معمولا طبق قوانین نانوشتهای اجرای برنامههای ورزشی به خانمها سپرده نمیشود، چهرههایی مانند آزاده صمدی و مریم ماهور نیز که پیش از این نامشان به واسطه برنامههای فوتبالی «زابیواکا» و «یورو 2024» مطرح شده بود، به عنوان بازیگر و مجری این تجربیات را در کارنامه خود ثبت کردند، نه مجری متخصص در حوزه ورزش. ناگفته نماند آزاده صمدی در همان ابتدای راه از ویژه برنامه جام جهانی 2018 کنار گذاشته شد. در این شرایط حضور یک مجری زن در برنامههای ورزشی یا بخشهای خبری ورزشی، اتفاق مهمی است که زیر ذرهبین میرود. زهرا محمودوند که در «دست اول»، «کادر فنی» و بخش ورزشی «صبح بخیر ایران» در شبکه یک، تجربیات خوبی در حوزه اجرای برنامههای ورزشی داشته، در روزهای گذشته برنامه «قهرمان ایران» را با محوریت انتخاب بهترین ورزشکار سال کشورمان روی آنتن شبکه ورزش داشت. اختتامیه این برنامه فردا از شبکه 3 و ورزش روی آنتن می رود. به همین بهانه، با محمودوند درباره تجربه اجرای «قهرمان ایران» و همچنین اجرای خانمها در برنامههای ورزشی گفتوگو کردیم.
تجربه اجرای برنامه «قهرمان ایران» چطور بود؟«قهرمان ایران» همان سکویی است که هر ورزشکاری حیفش میآید آن را نداشته باشد، چون یک «بله» از طرف مردم است. مخاطب این برنامه را مردمی میدانم که پیگیر ورزشکارها و آن بُعد زیبای ورزش هستند، از این جهت برای من بسیار جذاب بود که یک برنامه مردمی را اجرا میکنم. فضای ورزشی، فضایی کاملا تخصصی است، مثلا مخاطب بخش خبرهای ورزشی، افرادی هستند که به صورت حرفهای پیگیر ورزش هستند، اما «قهرمان ایران» یک برنامه کاملا مردمی و به نظرم دوست داشتنی و دلنشین است؛ این هم در اجرای برنامه و هم بحثهایی که پیش بردیم، خیلی تاثیر داشت. وقتی از ورزش صحبت میکنیم متاسفانه آن را به دو بخش زنانه، مردانه تقسیم میکنیم! در صورتی که «ورزش» در بُعد حرفهای و قهرمانی یک واژه است، زن و مرد ندارد، هرکسی مدال بیاورد ارزشمند و هرکس که پرچم را بالا ببرد سرباز است، فرقی نمیکند جنسیت او چیست. خداراشکر حضور من در «قهرمان ایران» با این هدف اتفاق نیفتاد که ورزش زنان باید از جانب من پیش برود و آن واژه ورزش حرفهای و قهرمانی، به معنای واقعی این جا خودش را در اجرا نشان داد.
یعنی شما در «قهرمان ایران» سعی نمیکنید آرای بیشتری برای ورزشکاران خانم جذب کنید و در برنامههای دیگر بیشتر به خانمها بپردازید یا تفاوتی قائل نمیشوید؟ما افسانه حسامیفرد را داریم که چندبار به عنوان پزشک برگزیده انتخاب شده؛ یعنی در حرفه تخصصی خودش انسان موفقی است، در کوهنوردی چهاردهمین زن در جهان است که وارد باشگاه 8 هزارتاییها شده! از این 14 تا زن جهان، دو نفر از آنها فکر میکنم چینی هستند، یعنی کلا 13 کشور در جهان وجود دارد که زن عضو باشگاه 8 هزارتاییها دارد، پس این اتفاق بسیار بزرگی است. ایشان دومین فرد ایرانی پس از عظیم قیچیساز است که این رکورد را زده، شما وقتی این را حتی با یک خبر فوتبال باشگاهی مقایسه کنید، کاملا زیر سایه میرود. بله، برای من مهم است که همه بدانند افسانه حسامیفرد چه کرده یا زهرا کیانی اولین طلای تاریخ ووشو را برایمان آورده، آن هم از چنگ چینیها که مهد این رشته است و این مدال بسیار مهم است. شاید به نظر بیاید که خیلی تلاش می کنم مثلا برای افسانه حسامیفرد رای جمع کنم، اما مسئله این جاست اتفاقا تلاش من به این دلیل است که آن تعادل لازم ایجاد شود. دختران در هر رسانهای مخصوصا این جا که از «رسانه ملی» صحبت میکنیم، سهم دارند.
برنامههای ورزشی چه صبحگاهی و خبری، چه «قهرمان ایران»، اجرای پرهیجان و سرحالی را میطلبند و عملکرد شما هم همین طور است، این روحیه ذاتا جزو ویژگی شخصیتی شماست یا این سبک را در اجرایتان رعایت میکنید؟رتبه کنکور من 730 بود و خیلی دوست داشتم وکیل شوم، اما خانواده میگفتند که روحیهات فقط مناسب تربیت بدنی است، همان زمان تربیت بدنی را در دانشگاه شهید بهشتی شروع کردم، در پلههای بعدی هم مدیریت ورزشی خواندم، تحصیلات مرتبطم را تکمیل کردم، خودم هم سابقه ورزش حرفهای و مربیگری دارم. ذات ورزش انرژیبخشی و حال خوب است، من هم سعی دارم آن حس و حال واقعیام در ورزش را منتقل کنم و حتی یک جاهایی خودم را کنترل میکنم که خیلی هیجانزده نشوم! یعنی شاید اگر میتوانستم با روحیه واقعیام درباره افسانه حسامیفرد صحبت کنم، خیلی متفاوتتر میشد.
به نظرتان چرا قبل از این، برای اجرای برنامههای ورزشی به خانمها اعتماد نمیشد؟ اخیرا وضعیت کمی فرق کرده است.به عنوان یک خانم، شاید اگر مجری برنامههای اجتماعی بودم خیلی مشهورتر بودم و شرایطم متفاوتتر بود، اما فضای تخصصی نیاز به صبوری دارد. شاید اگر 5 سال قبل این حوزه را رها میکردم و میگفتم در ورزش آن اتفاق لازم نمیافتد، الان این فرصت برایم فراهم نبود، اما من صبوری کردم و به نظرم این صبوری است که اعتماد مدیران را جلب میکند، شاید این که تدریسم در دانشگاه، تحصیلاتم و تجربههایم همه ورزشی بوده نیز کمک کرده است. یک نکته دیگر را هم موثر میدانم؛ کیفیت ورزش دختران ما را نسبت به یکی، دو دهه اخیر مقایسه کنید، خیلی پیشرفت داشتند و دیگر نمیشود مجری ورزشی خانم نداشت! ما در همین «قهرمان ایران»، 33 کاندیدا داشتیم که مرد بودند و 20 کاندیدای زن داشتیم. البته همان طور که گفتم رویکرد «قهرمان ایران» جنسیتی نبود، اما تاثیر خودش را گذاشته است. یک اتفاق دو طرفه است، شاید از این سو من به عنوان یک مجری ورزشی زن تلاش کردم از هر فرصتی که گیرم آمده استفاده کنم، از طرف دیگر هم دختران در میدان دست پر آمدهاند و تواناییشان را به همه ثابت کردند.
میتوان گفت به مرور زمان محدودیتها کمتر شد و مدیران هم به درک بهتری رسیدهاند.بله، ای کاش یک سری اتفاقات زودتر برای دختران ورزشکار و جامعه ورزش زنان ما رخ میداد، اما همین الان هم بیانصافی است اگر بگویم که فضا برای خانمها بازتر نشده است. شاید اوایل خیلی سخت بود این موضوع جا بیفتد که به عنوان یک خانم میتوانم برنامهای غیر از ورزش «زنان» هم اجرا کنم اما گذر زمان و نگاه مدیران موثر بوده است، مخصوصا مدیر شبکه ورزش که جزو بهترینها هستند و نگاه عدالتمحور دارند، جایگاه خانمها و ورزش دختران برایشان مهم است، همچنین تهیهکننده «قهرمان ایران» هم نقش موثری داشتند، آنها احساس کردند که من میتوانم فارغ از جنسیتم، بر اساس توانمندیام «قهرمان ایران» را اجرا کنم.
کمبود مجری خانم که تسلط کافی بر حوزه ورزش داشته باشد و به عنوان مجری متخصص ورزش شناخته شود هم مسئله مهمی است.به عنوان کسی که در ابعاد مختلف ورزش در حد توانم پیش رفتم و واقعا بر همه وسوسهها برای اجرای برنامههای اجتماعی غلبه کردم و در ورزش ماندگار شدم، آن صبوری و اجرای تخصصی باعث شده است این اعتماد شکل بگیرد.
پس پیشنهاد اجرای برنامههایی با موضوعات اجتماعی داشتید.بله، همین الان هم چنین پیشنهادهایی دارم و واقعا هم وسوسهانگیز است، اما شیرینی کار تخصصی و متفاوت چیز دیگری است، به نظرم در حوزه ورزش مفیدتر هستم.