گفتوگوهای ایران و آمریکا از پرونده هستهای فراتر رفته و به رقابتی برای تعیین قواعد نظم جدید منطقه تبدیل شده است

چند هفته پس از توقف جنگ، مذاکرات ایران و آمریکا همچنان به نتیجه نهایی نرسیده است. در ظاهر، طرفین از باقی ماندن برخی اختلافات محدود سخن میگویند و از احتمال ورود به مرحله گفتوگوهای فنی و جزئیات اجرایی خبر میدهند. اما بررسی روایتهای منتشرشده از تهران، واشنگتن و کشورهای میانجی و حتی رژیم صهیونیستی نشان میدهد آنچه روند مذاکرات را پیچیده کرده، دیگر صرفاً موضوع هستهای نیست.
اگر پیش از جنگ، هدف آمریکا محدود کردن مذاکرات به برنامه هستهای ایران بود، اکنون نشانهها حاکی از آن است که تهران موفق شده دستورکار گفتوگوها را به سطحی فراتر از پرونده هستهای ارتقا دهد؛ سطحی که در آن موضوعاتی مانند رفع تحریم اقتصادی، آزادسازی داراییهای بلوکهشده، امنیت تنگه هرمز، آینده لبنان و حتی جایگاه محور مقاومت در نظم امنیتی منطقه به بخشی از معادله تبدیل شدهاند.
بر اساس اطلاعات منتشرشده از روند مذاکرات، یکی از مهمترین مطالبات ایران در مرحله فعلی، دسترسی به منابع مالی بلوکهشده و دریافت تضمینهای عملی پیش از ورود به مراحل بعدی توافق است. همین مسئله نشان میدهد تجربه خروج آمریکا از برجام همچنان بر محاسبات تهران سایه انداخته است.در مدل جدید، ایران دیگر حاضر نیست ابتدا تعهدات خود را اجرا کند و سپس منتظر اجرای وعدههای آمریکا بماند. به همین دلیل در متن تفاهم احتمالی، سازوکارهایی برای خروج ایران از توافق یا توقف روند مذاکرات در صورت عدم اجرای تعهدات واشنگتن پیشبینی شده است. در واقع تهران تلاش میکند این بار توافق را بر پایه «اقدام در برابر اقدام» بنا کند، نه «اقدام در برابر وعده».اما شاید مهمترین تحول، تغییر ماهیت موضوعات مورد مذاکره باشد. گزارشهای منتشرشده در رسانههای غربی نشان میدهد ایران اصرار دارد هرگونه توافق پایدار با آمریکا باید ابعاد منطقهای نیز داشته باشد. از نگاه تهران، پایان درگیریها در لبنان و مهار اقدامات اسرائیل بخشی از معادلهای است که نمیتوان آن را از مذاکرات جدا کرد.
در همین چارچوب، حزبا... لبنان از منظر ایران صرفاً یک متحد سیاسی یا ایدئولوژیک نیست، بلکه بخشی از ساختار بازدارندگی منطقهای و امنیت ملی کشور محسوب میشود. به همین دلیل تهران حاضر نیست این پرونده را از گفتوگوها کنار بگذارد؛ در حالی که اسرائیل خلع سلاح حزبا... را یکی از اهداف اصلی خود در مرحله پساجنگ تعریف کرده است.همین اختلاف، یکی از مهمترین شکافهای موجود در مذاکرات را آشکار میکند. آمریکا تلاش میکند توافق را در قالب یک پرونده فنی و هستهای نگه دارد، اما ایران در پی آن است که نتیجه مذاکرات به شکلگیری ترتیبات جدید امنیتی در منطقه منجر شود. به بیان دیگر، میدان مذاکرات از فردو و نطنز فراتر رفته و اکنون بیروت، تنگه هرمز و امنیت خلیج فارس نیز بخشی از آن شدهاند.در سوی دیگر ماجرا، تحلیلهای منتشرشده در آمریکا و اسرائیل نیز حاوی نکات قابل تأملی است. دیوید ایگناتیوس، ستوننویس شناختهشده واشنگتنپست، جنگ با ایران را «اختیاری» اما صلح را «ضروری» توصیف کرده است. او معتقد است هزینههای اقتصادی جنگ، فشار بر بازار انرژی و فرسایشی شدن بحران، واشنگتن را ناگزیر کرده است به سمت راهحل سیاسی حرکت کند.همزمان برخی چهرههای آمریکایی از جمله بن رودز نیز تأکید میکنند که آمریکا بدون پرداخت هزینه اقتصادی قابل توجه، قادر به بازگرداندن وضعیت منطقه به شرایط پیش از جنگ نیست. از این منظر، بخش مهمی از اختلافات فعلی بر سر نحوه و زمان ارائه امتیازات اقتصادی به ایران شکل گرفته است.در اسرائیل نیز ارزیابیها با خوشبینیهای اولیه فاصله گرفته است. برخی مقامهای سابق امنیتی این رژیم اذعان کردهاند که برنامه هستهای ایران به طور کامل از بین نرفته و ساختار سیاسی جمهوری اسلامی نیز برخلاف پیشبینیهای اولیه فرو نپاشیده است. حتی برخی از آن ها معتقدند گذشت زمان و استمرار آتشبس، فرصت بازیابی بیشتری در اختیار ایران قرار میدهد و موقعیت تهران را در مذاکرات تقویت میکند.
این ارزیابیها نشان میدهد شکافی تدریجی میان اهداف تلآویو و نیازهای واشنگتن در حال شکلگیری است. اسرائیل همچنان به دنبال توافقی است که تمام ظرفیتهای هستهای و بازدارندگی منطقهای ایران را از میان ببرد؛ اما دولت آمریکا بیش از هر چیز به دنبال یافتن راهی برای خروج از بحران، کاهش هزینههای جنگ و بازگرداندن ثبات به بازارهای جهانی است.
بر همین اساس، مهمترین پرسش امروز این نیست که آیا ایران و آمریکا بر سر مواد غنی شده یا سانتریفیوژ به توافق میرسند یا نه. پرسش اصلی این است که آیا دو طرف میتوانند درباره نظم امنیتی جدید منطقه پس از جنگ به تفاهم برسند؟آنچه امروز روی میز قرار دارد، بیش از آن که یک توافق صرفاً هستهای باشد، تلاشی برای تعیین قواعد جدید قدرت در خاورمیانه است. تهران میکوشد دستاوردهای میدانی خود را به دستاوردهای سیاسی و اقتصادی تبدیل کند و در مقابل، واشنگتن به دنبال خروج کمهزینه از بحرانی است که نه به تغییر نظام در ایران منجر شد و نه توانست برنامه هستهای این کشور را از میان ببرد.
به همین دلیل، مذاکرات امروز بیش از آن که بر سر هستهای باشد، بر سر نظم پساجنگ منطقه است؛ نظمی که ایران معتقد است با قدرتی که در میدان تثبیت کرده، اکنون توان بازطراحی آن را به نفع خود در اختیار دارد.