ظاهرا محمدحسین مهدویان با سریال «کلاغ» به همان جغرافیای روایی آشنایی بازگشته که مهمترین موفقیتهایش درآن شکل گرفتهاند؛ جهان سیاسی – امنیتی سالهای نزدیک به انقلاب. قسمت نخست این سریال،گرچه ازحیث تعلیق وضرباهنگ گیرا نبود، اما با ترسیم دقیق فضا، معرفی حسابشده شخصیتها وپرهیز ازکلیشهها، نشانههای امیدوارکنندهای ازیک درام سیاسی- تاریخی متفاوت وجاهطلبانه را با خودحمل میکرد.

ترسیم مناسبات
تلاش عمده قسمت نخست«کلاغ» بربازنمایی فضایی متمرکزشده بودکه کمتر موردتوجه قرارگرفته است؛کشمکش ساواک وچپها دردوران حکومت پهلوی. شایدتنها نمونه شاخص این تم، طی یکونیم دهه اخیر،«سیانور» بهروزشعیبی باشد.حالا «کلاغ» هم میکوشد این مناسبات پیچیده سیاسی را به شکلی روشن و قابل فهم برای مخاطب جوانتری که غالبا شناخت جامعی ازآن دوره ندارد،بازسازی کند.ازاین منظر، قسمت اول سریال، بیش ازآنکه یک افتتاحیه پرهیجان باشد، نوعی مقدمه راهگشا برای ورود به جهان اثربود.
بازگشت به خاستگاه
ازمنظرکارگردانی، مهدویان باردیگر به قلمرویی بازگشته که درآن بیشترین تبحر را دارد.«کلاغ» ازحیث فضا، لحن وحتی جنس روایت، بیش ازهرچیز یادآور«ماجرای نیمروز» و «رد خون» است و دوربین هادی بهروز نیز در هماهنگی کامل با این رویکرد، نقشآفرینی میکند.دراین قسمت، خبری از نماهای اغراقآمیز، پنهان شدنهای مکرر پشت موانع صحنه و استفاده افراطی ازتکنیک فلو فوکوس نبود و حاصل این رفتارپخته، نوعی همگرایی دلپذیر میان فرم و محتوا بود.
روایت ازنمای نزدیک
شاید امیدبخشترین ویژگی«کلاغ»، فاصله گرفتن ازقضاوتهای ظاهرا خدشهناپذیرباشد.مهدویان باردیگرسراغ سوژهای رفته که درروایتهای رسمی «شرمطلق» وکاریکاتورسیاهی است؛ «کلاغ» اما، ترجیح داده به آن نزدیکتر شود و اجازه دهد خود مخاطب درباره ساواک و«بچههای چپی» تصمیمگیری کند. این همان رویکردی است که پیشتر در«رد خون» نیزنتیجهبخش بود. مهدویان درآن اثر، با بردن دوربین به داخل اردوگاه اشرف، به قرائت آوانگاردی ازیکی ازمهمترین چالشهای سیاسی - نظامی پس ازانقلاب دست یافت. اوحالا با همراهی عباس ریاحی (نویسنده «سوران» که این فضا را میشناسد)،دوربین را به درون تشکیلات ساواک برده و همزمان تلاش میکند نیروهای چپ را هم از فاصلهای نزدیک، به تصویر بکشد.
تقابل جانانه
زوج اصلی«کلاغ» را هادی حجازیفر ومحسن قصابیان تشکیل میدهند؛ دو بازیگرخلاق و مسلطی که با توجه به جایگاهشان در«داریوش»، شناخت خوبی ازیکدیگردارند.اگرچه بازی این دو درقسمت نخست، خیرهکننده نبود وحتی قصابیان گاهی ازخط بیرون میزد، اما شواهد داستانی وظرفیتهای درام، این امید را تقویت میکند که درقسمتهای آینده شاهد اجراهایی بهمراتب جذابترازاین دو بازیگر،دردو قطب مثبت و منفی باشیم.