جمعه شب، وزارت امور خارجه آمریکا بالاخره سرنوشت درخواست روادید کاروان تیم ملی کشورمان را روشن کرد. این در حالی بود که از دو هفته پیش، تیمهای مختلف یکی یکی وارد کشورهای میزبان جام جهانی شده و اردوهای نهایی خود را آغاز کرده بودند. اما آمریکا تا روز پانزدهم خرداد یعنی یک هفته مانده به شروع جام جهانی تیم ما را بلاتکلیف در آنتالیا نگه داشت. در نهایت، کمتر از 24 ساعت مانده به پرواز به مکزیکوسیتی، گذرنامهها همراه با نتایج درخواست روادید تحویل شد. خبر اول را کاخ سفید خودش به رویترز درز داد: ویزای 26 بازیکن تیم ملی صادر شده است. اطلاعرسانی سریع، لحن آرام و مبتنی بر همکاری بود. اما در این خبر اثری از سرنوشت مدیران فدراسیون، اعضای کاروان و کادرفنی تیم نبود. ساعتی بعد، شبکه الجزیره در خبری فوری اعلام کرد که آمریکا در اقدامی بیسابقه، درخواست 15 عضو کاروان ایران را رد کرده است. موضوعی که نشان داد برخلاف ژست اولیه، آمریکاییها کماکان خود را ملزم به رعایت پروتکلهای میزبانی نمیدانند.

حداقل همکاری، حداکثر ژست
تلاش رسانهها برای شناسایی این افراد به فهرستی رسید که باید آن را با دقت خواند: مهدی تاج رئیس فدراسیون فوتبال، هدایت ممبینی، مهدی محمدنبی، مهدی خراطی، محسن معتمدکیا، مهدی ملکآباد، مسعود اردشیر، سیامک قلیچخانی، سروش سلماسی، مهرپویا اسدی، رضا جاودان، علی افضلی و امید جمالی. دامنه رد روادید از بالاترین لایه مدیریتی آغاز شد و به مسئول امور بینالملل، رئیس حراست، مدیر رسانه، آنالیزور و تدارکات رسید. به عبارتی پشت صحنه لجستیکی تیم ملی ایران روادید نگرفت. نکته جالب اینکه سفیر آمریکا در ترکیه صدور روادید برای بازیکنان را «اقدامی صلحجویانه» خواند. درحالیکه برای تیمی که با شایستگی به جامجهانی صعود کرده صدور روادید و رعایت میزبانی حق است نه لطف. بنابه پیگیریها این روادید اجازه میدهد تیم ملی کشورمان ۲۴ ساعت پیش از مسابقه وارد آمریکا شود و یک روز پس از بازی هم بماند، سپس کشور را ترک کند. این یعنی آمریکا دقیقاً حداقل تعهدات رسمی فیفا را اجرا کرده. تمرین در زمین مسابقه، نشست مطبوعاتی، هماهنگی یک روز مانده به بازی؛ همین و نه یک ساعت اضافهتر. در حالی که بسیاری از تیمها دو روز پیش از مسابقه وارد محل بازی میشوند تا با شرایط جغرافیایی، آبوهوا و منطقه زمانی شهر میزبان آشنا شوند، این امکان برای ایران وجود نخواهد داشت.
احساس حقارت آمریکای پرادعا
این ماجرا در خلأ نمیگذرد. آمریکا در ماههای اخیر، پس از تجاوز نظامی به کشورمان بارها رفتارهای نادرستی در قبال تیم ملی و مسئولان فدراسیون مرتکب شده بود و حالا که دو کشور در شرایط مذاکره غیرمستقیم هستند، انتظار این بود حداقلهایی را بهعنوان شرط اولیه و بدیهی حسن نیت رعایت کند که به وضوح رفتار اخیر فاقد آن بود. دو آزمون پیش روی آمریکا به عنوان یکی از میزبانان جام و البته کشور متخاصمی که به خاک ما تجاوز کرده و حالا داعیه دیپلماسی دارد، بود؛ اولی رعایت پروتکلهای میزبانی فیفا و دومی نمایش ولو نمادینی از حسننیت در فضای دیپلماتیک. اما آمریکا در هر دو رد شد؛برای اثبات این ادعا مشخص نیست اگر عوامل اجرایی یک تیم همراهش نباشند تکلیف جلسه قبل بازی، رفع نیازهای احتمالی و ... چیست؟ این رفتار تنها از سوءنیت نمیآید. نشانهای دارد از آن چیزی که میتوان به آن احساس حقارت گفت، آنهم با تلاش برای نشان دادن برتری نمادین حتی در میدانی که اصلاً میدان رقابت سیاسی نیست.
فیفا در جایگاه متهم
همه اینها یک پرسش جدی پیش روی فیفا میگذارد: این سازمان از میزبانان چه تعهداتی گرفته و سازوکار تضمین اجرای آن کجاست؟ اگر کشور میزبان بتواند بخش مهمی از یک تیم را حذف کند پس استانداردهای میزبانی فیفا چه ارزشی دارند؟ سکوت فیفا در برابر این وضعیت «بیطرفی» نیست، بلکه نوعی شراکت است. سازمانی که میگوید ورزش فراتر از سیاست است، باید در عمل هم نشان دهد که این جمله فقط برای پوشاندن استانداردهای دوگانهاش به کار نمیرود.