
پرونده سریال «دروتخته» در حالی هفته گذشته بسته شد که میتوان آن را یکی از معدود آثار قابل تأمل و شاید بهترین کمدی تلویزیون در ایام پس از پایان پخش «پایتخت 7» دانست. این مجموعه که محصول تیمی جوان و تازهنفس بود، ثابت کرد برای خلق یک اثر موفق، لزوماً نیازی به ادعاهای گزاف نیست و یک کمدی جمعوجور نیز میتواند مخاطب را با خود همراه کند.
بیتردید نقطه اتکای اصلی «دروتخته»، فیلمنامه آن بود. شوخیهای پرتعداد، بامزه و حسابشده، برگ برنده این سریال محسوب میشد؛ شوخیهایی که البته در مواردی با جسارت، از خطوط قرمز مرسوم تلویزیون عبور میکردند تا طراوت بیشتری به متن ببخشند و از کلیشههای رایج فاصله بگیرند.
از سوی دیگر این اثر از ترکیب هوشمندانهای در بازیگران نیز بهره میبرد؛ چراکه در ژانر کمدی، توانایی بازیگر در اجرای درست شوخی و بهاصطلاح درآوردن لحن، اهمیتی حیاتی دارد. تیم بازیگری این سریال با درک درست از این مسئله، به خوبی از پس کار برآمدند. ترکیب سهنفره نادر فلاح، سیدعلی صالحی و امیر سهیلی، در جایگاه درست خود قرار گرفتند و با هدایت دقیق کارگردان، بار اصلی طنز قصه را به دوش کشیدند. در این میان، درخشش نادر فلاح غافلگیری بزرگ «دروتخته» بود. بازی او ثابت کرد که در پس آن چهره سبزه و غالباً جدی، کمدینی توانمند نهفته است که با تسلط بر لحن و درک درست از مکثهای بجا، میتواند کمدی رئال را با شیرینی تمام اجرا کند. اگرچه فلاح پیشتر در مجموعه «زیرخاکی» نیز حضور در یک اثر کمدی را تجربه کرده بود، اما آنجا بیشتر کارکردی جدی در تقابل با بلاهت کاراکتر «فریبرز» داشت و فرصت چندانی برای بروز شوخی در دیالوگها و رفتارش فراهم نبود؛ در حالی که «دروتخته» به عرصه بلامنازع شکوفایی استعداد کمدی او تبدیل شد و نشان داد که او تا چه حد میتواند در این ژانر نیز موفق و انعطافپذیر ظاهر شود.