سرودها و قطعاتی که این روزها در رسای وطن از بلندگوهای شهری، میدانها، رسانهها و فضای مجازی شنیده میشوند، تا چه اندازه شانس ماندگاری دارند؟ آیا این آثار میتوانند سالها بعد نیز همچون برخی سرودهای دوران انقلاب و دفاع مقدس در حافظه جمعی ایرانیان زنده بمانند یا با فروکش کردن هیجان این روزها به بخشی از خاطرات کوتاهمدت این مقطع تاریخی تبدیل خواهند شد؟این پرسشی است که همزمان با افزایش تولید سرودها، نماهنگها و قطعات موسیقایی در روزهای موسوم به «جنگ دوازدهروزه» و «جنگ رمضان» بیش از گذشته مطرح میشود. در چنین فضایی، بیستودوم خرداد، سالروز درگذشت حمید سبزواری، شاعر بسیاری از آثار ماندگار انقلاب و دفاع مقدس، فرصت مناسبی برای بازخوانی نسبت میان «موسیقی مناسبتی» و «موسیقی ماندگار» است؛ آثاری که در دهه ۶۰ با همکاری شاعران، آهنگ سازان و خوانندگان برجسته خلق شدند و هنوز نیز در حافظه تاریخی جامعه حضور دارند. برای بررسی نقاط قوت و ضعف آثار تولیدشده در روزهای اخیر و میزان ظرفیت آن ها برای ماندگاری، با علی مهدویپور، خواننده، نوازنده و مدرس آواز ایرانی، گفتوگو کردهایم.
امروز شاهد تولید گسترده سرودها و قطعات موسیقایی در مدح و ثنای وطن و ایران هستیم که شب ها در تجمعات خیابانی شنیده می شود؛ اگر این آثار را با سرودهای ماندگار دوران انقلاب و دفاع مقدس مقایسه کنیم، از نظر شما در چه جایگاهی قرار دارند؟ اجازه بدهید پاسخ را با یک سوال شروع کنم؛ حمید سبزواری با بیش از ۸۰۰ اثر، یکی از چهرههای اثرگذار شعر انقلاب است. اشعار او در دوره خود کارآمد بود و توانست مردم را به صلابت، ایستادگی و همبستگی دعوت کند.
وقتی امروز به آثار او نگاه میکنیم، میبینیم همچنان طنین دارند و حس و حال خود را حفظ کردهاند. اما درباره بسیاری از آثاری که امروز با موضوع دفاع از میهن تولید میشوند، باید با احتیاط صحبت کرد. از نظر من اگر چه آثار فاخر زیادی در این روزها تولید شده اما تعداد آثاری که بتوانند 10 یا 20 سال دیگر نیز شنیده شوند، زیاد نیست. بخش عمده آنچه امروز میشنویم یا کپی است یا تقلیدی از ملودیهای گذشته و کمتر شاهد اتفاقی نو در حوزه آهنگ سازی هستیم.
چه عاملی باعث شده آثار دوران انقلاب و دفاع مقدس ماندگار شوند اما درباره آثار امروز چنین تردیدی وجود داشته باشد؟به نظر من مهمترین مسئله، پیوند درست شعر، ملودی و اجراست. اگر تمام هیاهو، تنظیمهای پرحجم و امکانات صوتی را از یک اثر بگیریم، باید ببینیم آیا هنوز حرفی برای گفتن دارد یا نه. بعضی آثار قدیمی حتی بدون میکروفون و تجهیزات صوتی آن چنانی نیز شنیدنی هستند، چون شعر و ملودی به درستی کنار هم قرار گرفتهاند. اما اگر اثری فقط متکی به هیجان لحظهای باشد، ماندگار نخواهد شد.
شما در صحبتهایتان به نقش موسیقی دستگاهی ایرانی اشاره میکنید. این مسئله چه تأثیری در تولید آثار حماسی امروز دارد؟موسیقی ایرانی یک گنجینه بزرگ است و هر دستگاه موسیقی ویژگی خاص خود را دارد. برای مثال، اگر شعر فردوسی را در چهارگاه اجرا کنیم، حس حماسه، رجزخوانی و پهلوانی به شنونده منتقل میشود. اما اگر همان شعر را در بیات اصفهان اجرا کنیم، حال و هوایی عاشقانه پیدا میکند. بنابراین آهنگ ساز باید بداند که برای هر مضمون از چه فضای موسیقایی استفاده کند.
من حتی در برخی آثار امروز احساس میکنم اگر دستگاه موسیقی بهدرستی انتخاب میشد، تأثیرگذاری اثر چند برابر بود. شناخت دستگاههایی مانند شور، ماهور، چهارگاه، همایون و سهگاه میتواند نقش مهمی در ماندگاری آثار داشته باشد.
یعنی معتقدید بخشی از مشکل به کمبود حضور کارشناسان موسیقی در کنار تولیدکنندگان آثار بازمیگردد؟دقیقاً همینطور است. به اعتقاد من حضور کارشناسان در حوزه شعر، ملودی، تنظیم و حتی ضبط آثار بسیار ضروری است. در گذشته این نگاه تخصصی وجود داشت. حتی در تعزیه نیز برای هر شخصیت از دستگاه مشخصی استفاده میشد. برای مثال، برای نقش حضرت عباس(ع) از فضای حماسی استفاده میکردند و برای برخی شخصیتها آوازهای دیگری در نظر میگرفتند. این نشان میدهد که گذشتگان ما به ظرفیتهای موسیقی ایرانی آگاهی کامل داشتند.
برخی معتقدند حجم بالای تولیدات موسیقایی این روزها نشانه پویایی این عرصه است. شما با این نگاه موافق هستید؟اصل تولید آثار را اتفاق مثبتی میدانم، اما کیفیت مهمتر از کمیت است. زمانی که از مردم بپرسیم چند قطعه از این آثار را به خاطر سپرده اند یا بدون تلاش در ذهنشان مانده است، میتوانیم درباره میزان موفقیت آن ها قضاوت کنیم. آثار ماندگار خودشان را به حافظه مردم تحمیل نمیکنند، بلکه در ذهن و جان مخاطب جای میگیرند. البته این به این معنی نیست که آثار فاخر در این دوره تولید نشده ، ای میهن خدایی که حاج محمود کریمی خواند به دلیل تسلط ایشان به دستگاه های موسیقی اثری فاخر است یا در سبک دیگر ما شاهد خوانده شدن آثاری مثل بزن که خوب می زنی، هستیم که از برخی منظرها قابل دفاع است.
شما در بخشی از صحبتهایتان به محدودیتهای فعالیت هنرمندان نیز اشاره کردید. منظورتان چیست؟بعضی مواقع از هنرمند دعوت میشود تا در یک برنامه ملی یا انقلابی حضور پیدا کند، اما امکان استفاده کامل از ظرفیت او وجود ندارد. برای مثال، برگزارکنندگان، صدای ساز را میخواهند اما نوازنده روی صحنه حضور ندارد. یا درباره برخی قالبها و ریتمها محدودیتهایی وجود دارد. من معتقدم اگر این موانع کمتر شود و هنرمندان بتوانند تواناییهای خود را بهطور کامل عرضه کنند، تأثیرگذاری آثار نیز بیشتر خواهد شد.
نقش حمایتهای مالی و زیرساختی را در این میان چقدر مهم میدانید؟تولید یک اثر فاخر هزینه دارد. شعر خوب، آهنگ ساز حرفهای، نوازنده توانمند و استودیوی مناسب همگی نیازمند سرمایهگذاری هستند. اگر قرار است اثری ماندگار خلق شود، باید مسئولان فرهنگی برای آن هزینه کنند. نمیتوان انتظار داشت بدون حمایت از هنرمندان، آثار بزرگ و ماندگار تولید شوند.
در نهایت، برای ارتقای کیفیت آثاری که با موضوع ایران دوستی تولید می شود چه باید کرد؟به اعتقاد من باید به سمت تولید آثار فاخر حرکت کنیم و در هر بخش از بهترین هنرمندان کمک بگیریم؛ چه در شعر، چه در موسیقی و چه در اجرا. موسیقی تنها یک سرگرمی نیست. همانطور که برای غذای جسم خود حساسیت داریم، باید برای غذای روح نیز حساس باشیم. اگر از ظرفیت کارشناسان، شاعران، آهنگ سازان و نوازندگان حرفهای استفاده شود، آثاری تولید خواهد شد که نهتنها پاسخگوی نیاز امروز باشند، بلکه سالها بعد نیز در حافظه مردم باقی بمانند.