printlogo


پدر شهید مسعود ظریف آسان، افسر جوان نیروی دریایی ارتش که در حمله به ناو دنا، مظلومانه به شهادت رسید در گفت و گو با خراسان از عشق این شهید به ایران می گوید
خلیج فارس، خط قرمز پسرم بود
مریم رستگار

​​​​​​​

«خلیج فارس خط قرمز مسعود بود». این جمله را مجید ظریف‌آسان، پدر شهید مسعود ظریف‌آسان، در میان بغض و اشک تکرار می‌کند. جوان ۲۴ ساله‌ای از محله شهید رجایی مشهد که به گفته خانواده‌اش از همان سال‌های کودکی استعداد و هوش بالایی داشت، اما آنچه بیش از همه او را از دیگران متمایز می‌کرد، ایمان، اخلاق و عشقش به ایران بود. پدر شهید می‌گوید: از همان دوران مدرسه متوجه توانایی‌های ویژه مسعود شدیم، او از نظر درسی و هوشی استعداد بالایی داشت. پسر آرام و خوش‌اخلاقی بود و همه همکلاسی‌ها و دوستانش دوستش داشتند. بدون هیچ اجبار و توصیه‌ای به انجام واجبات دینی پایبند بود؛ ما هیچ وقت مجبورش نکردیم. در میان صحبت‌های پدر، عشق مسعود به ایران و خلیج فارس بارها تکرار می‌شود. او می‌گوید: واقعاً روی نام خلیج فارس حساس بود، همیشه از ایران و تمامیت ارضی کشور دفاع می‌کرد و این موضوع برایش اهمیت ویژه‌ای داشت.
باور نمی‌کردم اتفاقی برایش افتاده باشد
پدر شهید آخرین لحظات خداحافظی را این‌گونه به یاد می‌آورد: در راه‌آهن خداحافظی کردیم، به او گفتم ناراحت که نیستی؟ اضطراب نداری؟ گفتم تو را به خدا سپردیم، برو پسرم. ساکش را برداشت و رفت. آن آخرین دیدار ما بود. بعد از شنیدن خبر حمله به ناو تا آخرین لحظه امیدوار بودم پسرم در میان بازماندگان باشد، وقتی شنیدم تعدادی از نیروها زنده مانده‌اند، با خودم گفتم یکی از آن‌ها حتماً مسعود است. آن‌قدر به توانایی و هوش او اطمینان داشتم که باور نمی‌کردم اتفاقی برایش افتاده باشد. پدر شهید مسعود ظریف‌آسان در بخش دیگری از گفت‌وگو با اشاره به حمله ناجوانمردانه به ناو دنا می گوید: ناو دنا در زمان حادثه در شرایط عملیاتی کامل قرار نداشته، اگر سلاح‌هایش را داشت، مطمئن باشید الان این غم و غصه را پدر و مادرهای آمریکایی می‌کشیدند، نه ما. وی با استناد به روایت برخی بازماندگان حادثه می‌گوید: اژدر اول به شافت و پروانه‌های ناو اصابت کرده بود و بچه‌ها در قسمت عقب کشتی جمع شده بودند تا قایق‌های نجات را به آب بیندازند و خودشان را نجات بدهند، اما چند دقیقه بعد دوباره هدف قرار گرفتند. اژدر دوم به‌گونه‌ای شلیک شده بود که بیشترین تلفات انسانی را بگیرد.
آرزوهایی ناتمام برای مسعود
پدر شهید مسعود ظریف‌آسان در واکنش به جمله ترامپ مبنی بر این که «زدن ناو دنا برای سرگرمی بود»، می‌گوید: برای او نامه‌ای با عنوان «نامه‌ای به قاتل پسرم» نوشته ام. هنگام بیان این جمله، گریه امانش نمی‌دهد. او با بغض می‌گوید: تنها آرزویم گرفتن انتقام خون فرزندم است و حتی اگر لازم باشد خودم نیز در این راه جانم را فدا می‌کنم. وی با اشاره به توانایی‌های فرزندش می‌افزاید: مسعود نیرویی متخصص در نیروی دریایی بود و به گفته مسئولان، در رزمایش مشترک در هند توانسته بود در مدت 2 دقیقه یک زیردریایی را شناسایی کند. او همواره به ناو دنا افتخار می‌کرد و معتقد بود این ناو آن‌قدر مجهز است که کسی جرئت تعرض به آن را ندارد. پدر شهید همچنین از مراسم باشکوه تشییع فرزندش در شهرک شهید رجایی یاد می‌کند و می‌گوید: بسیاری از مردم تازه آن زمان فهمیدند یکی از نیروهای ناو دنا در این محله زندگی می‌کرده است. با وجود گذشت زمان، داغ این فقدان برای خانواده همچنان تازه است. او با چشمانی اشکبار از آرزوی ناتمام ازدواج مسعود و دیدن نوه‌هایش می‌گوید و تأکید می‌کند هیچ چیز در دنیا با یک تار موی پسرم قابل مقایسه نیست. مسعود بیشتر از آن که متعلق به خانواده باشد، وقف مردم و کشورش بود.