8 اصلی که قبل نقد مذاکره کنندگان فعلی باید بدانیم
مهدی جهان تیغی
1-اگر از اساس با اصل هر نوع و شرایطی از مذاکره مخالف هستیم، از مبانی فکری غلط رنج میبریم، در طول تاریخ، الهیترین انسانها با شیطانیترین آدمها هم مذاکره کردند، دولت جمهوری اسلامی بنا به هر دلیل و مصالحی بارها با آمریکا از اواخر دولت احمدینژاد تا دولت روحانی و شهید رئیسی و پزشکیان مذاکره کرده و رهبران انقلاب هم هیچوقت اصل هر نوع مذاکرهای را حرام مطلق اعلام نکردهاند.
2- ما میتوانیم، با زمان مذاکره، با اعضای تیم مذاکرهکننده و یا نحوه و روش مذاکرات، محتوا و موضوعات و ترتیبات مذاکرات، هدف تاکتیکی و راهبردی از مذاکرات، یا مطلق تکیهکردن به مذاکرات، یا طرف مقابل مذاکرهکنندگان ما، یا مأموریت مذاکرهکننده، ترجیح یک سیاست و ابزار دیگر به نسبت مذاکره و... موافقت، مخالفت و یا نقدهایی داشته باشیم. هر موضوعی که محل نقدمان باشد، نوع و محتوای نقدمان هم متفاوت میشود. مثلاً زمان مذاکرات؛ طبیعی است که مذاکرات هستهای دهه 90، با مذاکرات خاتمه جنگ در روزهای اخیر تفاوتهای منفی و مثبت دارد، آن در زمان صلح و گسترش تحریمها علیه ایران بود و این در زمان جنگ، شرایط ویژه تنگه هرمز و همزمان ترکیب آن با محاصره دریایی و تحریم از طرف آمریکاست؛ بنابراین محتوای دو مذاکره فوق نیز با هم تفاوتهایی دارد، مذاکرهکنندگان هم با هم تفاوت دارند. عمده خطا و انحرافات در نقد نیز از همین عدم تفکیکها و نادیدهگرفتن آن ها شکل میگیرد.
3-بعد از این که تفکیکهای بند دوم را انجام دادید، ضمن جمعآوری جامع اطلاعات تخصصی و درباره موضوع انتخابی، تازه باید الگو و چارچوبهای ابراز نقد خود را مشخص کنیم. چارچوب الگوی یک نقد صحیح از طرف ولی جامعه مشخص شده و بارها نیز گفته شده است؛ منصفانه باشد، تخریبی نباشد، هوشمندانه باشد، مسائل شخصی و جناحی پیش نیاید، موجب تضعیف نشود، در وقت مناسب باشد، مشروعیت این نظام را در ذهن مردم متزلزل نکند، شخصی و مصداق سازی نباشد، عجولانه نباشد، معارض با نظام و امنیت ملی نباشد، موجب ناامیدی مردم نشود، تحریک عصبیتهای گوناگون نباشد، روشهای خشمآلود وجود نداشته باشد، توهینآمیز نباشد، دروغ نباشد و...
4- مرحله بعدی این است که سطح نقد، جامعه هدف، بستر و ابزار بیان نقد و... را هم در نظر بگیریم، مثلاً مهم است که بدانید نوع و محتوا و ادبیات نقد در تلویزیون، فضای مجازی و کف خیابان چه تفاوتهایی دارد، معلوم است که ادبیات، سطح و ابعاد محتوایی که در تجمعات خیابانی بیان میکنیم با ادبیات، سطح و ابعاد محتوایی که در یک نشست علمی و یا حاکمیتی با حضور تصمیمگیران و تصمیمسازان کشور است، متفاوت است.
5- از چند مرحله قبلی که عبور کردیم، ملزم هستیم که به نتایج و آثار نقد علنی خود نیز در جامعه هدف فکر کنیم. ممکن است محتوای نقد علنی شما درست باشد ولی به نتایج و برداشتهای دیگری در افکار عمومی منتهی شود و یا نتایج آن در محاسبات دشمن اثر معکوس داشته باشد. اگر نقدی علنی، امید در جامعه را کاهش بدهد، یا ساختارهای کشور را تضعیف کند، یا دشمن را متوجه ضعفی از شما که نباید بداند، بکند؛ آن نقد ممکن است در محتوا درست باشد ولی در تولید نتیجه و آثار، غلط است.
6- گاهی ضروریترین، حق ترین و دقیقترین نقدها هم ممکن است که لازم شود خود را با مصالح بزرگتری تنظیم کند. تشخیص این مصالح بزرگ بهخصوص در اجتهاد و اختیار ولی جامعه است. مثلاً ولی جامعه در شرایط فعلی حفظ وحدت یا همافزایی میدان، دیپلماسی و خیابان را یا پرهیز از اختلاف موجه منجر به تنازع... را مصلحت عالیه کشور و نظام بدانند، در این شرایط هر نوع نقد، در هر سطح و محتوایی و از طرف فرد و جایگاهی باید با این مصالح، محتوا، ادبیات، سطح، گوینده و حتی شنونده خودش را تنظیم کند.
7- گاهی هم حاکمیت، تصمیمات کلانی گرفته و حتی در سطح پایینتر، تیم مذاکرهکننده، استراتژیها، روشها و یا اهداف پنهان و دادن امتیازی ناگفته برای رسیدن به هدف و امتیازی بزرگتر برای مذاکره در نظر گرفته و نقد شما باید کمککننده باشد و نه این که او را در فاش کردن آن روش، امتیاز ناگفته و اهداف پنهان تحتفشار قرار بدهد و یا مخل اجرای آن ها باشد و یا ما متوجه آن نباشیم که آن ها اینک نمیتوانند درباره موضوعی سخن بگویند و یا حتی نتوانند بگویند که حواسمان به آن موارد هست.
8-نقدکردن برای تیم مذاکرهکننده و منافع ملی کشور مفید و کمککننده است و تا الان هم به علت پارهای از نقدها، هشدارها و کار کارشناسی و پیشنهادها، متن تفاهم به نسبت قبل تغییرات خوب داشته و باید هم ادامه داشته باشد و راه نقدکردن هرگز بسته نیست و نباید هم باشد.