printlogo


تفاوت 2کریدور در تنگه هرمز
علی محمدی


 سلطنت‌نشین عمان، اعلام کرده که با هماهنگی سازمان بین‌المللی دریانوردی، امکان استفاده از یک مسیر دریایی موقت را برای همه کشتی‌ها فراهم کرده است. کاملا روشن است که آمریکا با فشار بر عمان تلاش می‌کند از فضای مذاکرات و ترتیبات جدید، برای تثبیت چارچوب‌های حقوقی مطلوب خود بهره ببرد و مدیریت تنگه را از ترتیبات ایرانیِ تصریح شده در تفاهم نامه، به سمت الگوهای بین‌المللی مدنظر واشنگتن سوق دهد.در این خصوص به چند نکته باید اشاره شود:اولا تا همین جای کار یعنی صحبت بر سر شکل و مسیر ورود و خروج به خلیج‎فارس  یعنی این که نظم قبل از جنگ رمضان برهم خورده است. یعنی ایران یک گام به جلو رفته است. در واقع رقابت اصلی دیگر بر سر باز یا بسته بودن تنگه نیست، بلکه بر سر این است که چه کسی مدیریت عبور کشتی‌ها و خدمات مرتبط با آن را در اختیار خواهد داشت. تحلیل گزارش PGSA نشان می‌دهد که ایران چند گام در این ترتیبات جلوتر است.ثانیا  بیانیه عمان نیز نشان می‌دهد که دو الگوی متفاوت برای آینده این آبراه در حال شکل‌گیری است. الگوی نخست، کریدوری است که عمان معرفی کرده است. در این مدل، کشتی‌ها از یک مسیر مشخص عبور می‌کنند و هماهنگی‌های لازم را از طریق سازمان بین‌المللی دریانوردی انجام می‌دهند. با این حال، عمان تاکنون مسئولیت مستقیمی در قبال بیمه، تضمین امنیت یا جبران خسارات احتمالی را نپذیرفته و عملاً این موضوعات را به سازوکارهای بین‌المللی واگذار کرده است. در مقابل، ایران از الگویی سخن می‌گوید که فراتر از تعیین مسیر است. در این نگاه، کشتی‌ها علاوه بر عبور، از مجموعه‌ای از خدمات شامل تأمین امنیت، هدایت دریایی، امداد و نجات، پشتیبانی فنی، بیمه و تضمین ایمنی بهره‌مند می‌شوند. ارزش  اقتصادی واقعی نیز دقیقاً در همین خدمات نهفته است، نه صرفاً در عبور و مرور. در جنگ نیز شرکت‌های خصوصی، فارغ از مواضع سیاسی دولت‌های متبوع خود، برای حفظ منافع اقتصادی‌شان ناچار به تطبیق با قواعد ایران شدند.ثالثا نباید انکار کرد که تثبیت کامل و مطلق هر نظم جدیدی در هرمز، تنها به اراده ایران وابسته نیست. چین، هند و تا حدی روسیه به عنوان بازیگران بزرگ و ذی‌نفع ، نقشی در شکل‌گیری قواعد جدید دارند. بدون همراهی این قدرت ها، تبدیل ابتکارات ایران به قواعد پایدار منطقه‌ای دشوار خواهد بود. در این‎جا نقش دیپلماسی اهمیت مضاعف می یابد.رابعا هر طرفی که بتواند امنیت بیشتر، خدمات کارآمدتر و حمایت بین‌المللی گسترده‌تری فراهم کند، نقش تعیین‌کننده‌تری در آینده هرمز خواهد داشت. در این‌جا یک واقعیت ژئوپلیتیک وجود دارد. این که ایران طولانی‌ترین ساحل در شمال خلیج‎فارس را در اختیار دارد، بر بخش مهمی از تنگه هرمز اشراف جغرافیایی دارد و امنیت پایدار این آبراه بدون مشارکت و نقش‌آفرینی ایران عملاً امکان‌پذیر نیست.