printlogo


نویر و تراژدی تلخ  نرفتن!   
صابر

​​​​​​​
بعضی قهرمان‌ها نه با شکست، بلکه با ناتوانی درتشخیص«زمان خروج» آسیب می‌بینند.فوتبال حافظه‌ای بی‌رحم دارد؛همان‌قدرکه می‌تواندازیک چهره اسطوره بسازد، همان‌قدرهم می‌تواند درچند قاب متزلزل،آن تصویرباشکوه را ترک بیندازد.مانوئل نویرامروز دقیقا وسط همین تراژدی ایستاده؛ تراژدی اصراربرماندن.
بازگشت او به تیم ملی آلمان قراربود یادآورامنیت، تجربه واقتدار باشد، اما تا این‌جای جام بیشترشبیه بازشدن یک زخم قدیمی است.نویردر۲۷۰ دقیقه مرحله گروهی،درلحظه‌ای که آلمان بیش ازهرزمان به یک دروازه‌بان مطمئن نیازداشت، تصویری لرزان و ناآماده ارائه کرده. او برابراکوادور روی هر دوگل مقصربود؛ واکنش‌هایی که نه ازیک اسطوره، بلکه ازیک گلرخارج از ریتم و دورازآمادگی دیده می‌شد. این فقط یک شب بد نبود. نشانه‌ها از قبل وجود داشت؛ازهمان بازی‌های باشگاهی وشب تلخ لیگ قهرمانان که بایرن با او برابر پاریس فروریخت.مسئله اصلی فقط افت فنی نیست؛مسئله، خطای قضاوت است.نویرسال‌ها با کاریزما،کیفیت واعتبارش دروازه آلمان را درانحصارداشت، اما حالا بازگشتی که می‌توانست به شکوه افسانه‌ای اش اضافه کند، دارد به برند شخصی‌اش صدمه می‌زند.اومی‌توانست با تصویری باشکوه‌تردرحافظه بماند، اما حالا این خطروجود دارد که پایان‌بندی به حرفه‌اش، بیش ازاوج‌هایش دیده شود. شاید این همان تله همیشگی اسطوره‌ها باشد: نپذیرفتن این‌که بدن، پیش از ذهن، پایان را اعلام می‌کند.
حالا بحران فقط بحران نویرنیست؛ بحران آلمان است. تیمی که وارد مرحله حذفی می‌شود،دیگرفرصت آزمون وخطا ندارد.
 ناگلزمن که دو سال هم ازدروازه‌بان تیمش کوچک‌تراست حالا روبه‌روی مهم‌ترین تصمیمش ایستاده: وفاداری به نام بزرگ نویر یا انتخابی بی‌رحمانه اما ضروری برای نجات تیم. گاهی مربی باید ازنوستالژی عبورکند؛ چون فوتبال، برخلاف احساسات، به «اکنون» پاداش می‌دهدنه به گذشته.
جالب این‌که مشابه این وضعیت برای مالدینی درجام جهانی2006پیش آمد؛اما مالدینی بازگشت را انتخاب نکردتا ایتالیا با اتکا به درخشش جانشین‌های پائولوی کبیردرمرکزخط دفاعی وسمت چپ آن بتواند قهرمان
 جام جهانی شود.