همه مابارها «با نوای کاروان...»یا«ای لشکرصاحبزمان...» را با صدای حاج صادق آهنگران شنیده ایم،اماکمترپیش آمده ازخودمان بپرسیم این شعرها را چه کسی سروده است؟جالب است بدانیدپشت این شعر ها و بسیاری ازشعرهای دیگرکه بعد ها درقالب نوحه و حماسه سرایی چه درزمان دفاع مقدس وچه بعدازآن خوانده وشنیده شدنام مردی است که نه سواد دانشگاهی داشت و نه اهل شهرت؛کشاورزی ازخوزستان که درسال های دفاع مقدس روزها روی زمین کارمیکرد وشبها برای امام حسین(ع) وحماسه سازی رزمندگان دفاع مقدس شعرمی سرود.با فرارسیدن محرم و هم زمانی آن با جنگ رمضان که تازه آن را ازسرگذرانده ایم برآن شدیم که بیشترازحبیبا...معلمی،که چهارم تیرماه۱۳۹۲چشم از جهان فروبست بنویسیم، شاعری که می توان به جرئت گفت یکی ازاثرگذارترین شاعران آیینی وحماسی معاصر بود اما تا امروزناشناخته مانده است. 
ازمکتبخانه تا مزرعهحبیبا... معلمی، ۱۵بهمن۱۳۰۵ در رامهرمز به دنیا آمد. پدرش، آخوندنصیر، معلم قرآن بود ونخستین درسهای زندگی را درهمان مکتبخانه آموخت.تحصیلات رسمی او بیش ازکلاس نهم ادامه پیدا نکرد،اما درکنارپدرو با همنشینی عالمانی مانندآیتا... سیدعلی بهبهانی با قرآن واهل بیت انس عمیقی گرفت درادامه خواندن اشعارناب فارسی،اورا به شاعری صاحب سبک درحماسه سرایی تبدیل کرد.
درسن35سالگی ازرامهرمز به اهواز مهاجرت کرد ودر زمینهای کناررودکارون، به کشاورزی پرداخت وتا پایان عمرازاین زندگی ساده دل نکند.ساده زیستی وروایت صمیمانه عواطف،اعتقادات وشوروطن دوستی ، بزرگترین ویژگی شعرهایش بود؛شعرهایی که مردم خیلی زود با آن ها ارتباط برقرارمیکردند.
وقتی کربلا به جبهه آمداگرچه نام حبیبا... معلمی بیش ازهرچیزبا دفاع مقدس گره خورده است، اما اوپیش ازآن که شاعرجبههها باشد، شاعراهل بیت (ع) بود.ازجوانی شعرآیینی میسرود و با آغازجنگ، همان حال وهوای عاشورایی را با خود به دل سنگرها وخاکریزها برد.
نکته جالب اینجاست که هرچند بیشتر سرودههای ماندگار او درزمان جنگ هشت ساله و برای رزمندگان نوشته شد، اما جانِ کلامش رنگ دلبستگی به کربلا داشت،گویی معلمی میخواست به رزمندگان یادآوری کند راهی که در آن قدم گذاشتهاند، همان راهی است که ازظهرعاشورا آغاز شده است.
شاید به همین دلیل است که با گذشت سالها ازپایان جنگ تحمیلی، برخی نوحههای او هنوز هم درشبهای محرم، هیئتهای عزاداری ویادوارههای شهدا طنینانداز می شود.
بهرآزادی قدس از کربلا باید گذشت ازمشهورترین آثار اوکه بیشترشان با صدای حاج صادق آهنگران شنیده وماندگارشدند،«با نوای کاروان» است؛ نوحهای که سالها ازرادیو وتلویزیون پخش میشد و برای خیلیها یادآور روزهای حماسه آفرینی فرزندان ایران است:
با نوای کاروان
باربندید همرهان
این قافله عزم کربوبلا دارد...
ازدیگرآثارشناختهشده او میتوان به «ای لشکر صاحبزمان آماده باش،آماده باش»،«شورحسین است چهها میکند»،«سوی دیارعاشقان رو به خدا میرویم»، «بهرآزادی قدس ازکربلا باید گذشت» و«ای لشکرحسینی تا کربلا رسیدن، یک یا حسین دیگر» اشاره کرد.
شعری که ازیک نوارکاست آغاز شدآشنایی حبیبا... معلمی با حاج صادق آهنگران ازطریق پسرش، سیفا... معلمی، شکل گرفت.آهنگران چند بیت و یک ملودی را روی نوارکاست ضبط کرد و برای معلمی فرستاد. فردای آن روز،شعرآماده بود؛ شعری که با این مطلع آغاز میشد:
ای شهیدان به خون غلتان خوزستان، درود
لالههای سرخ پرپرگشته ایران، درود
این سوگواره نخستین باردرهویزه اجرا شد. استقبال رزمندگان ازآن به اندازهای بودکه چندروزبعد،به پیشنهاد شهیدسیدحسین علمالهدی،درحضورامام خمینی(ره) در جماران نیزخوانده شد و همان روزچندین بارازرادیو و تلویزیون پخش شد.این اتفاق،آغازهمکاری ماندگارمعلمی و آهنگران بود؛ همکاریای که دهها نوحه ماندگار را به یادگارگذاشت.
سرودن شعرزیررگبارگلولهحبیبا... معلمی،گاهی درقرارگاهها وتنها چنددقیقه پیش ازآغازعملیات، متناسب با رمزعملیات، شعرمیسرود.
خودش درباره عملیات والفجرمقدماتی گفته که رمز عملیات«یاا...» بود. همانجا نشسته و نوحهای سروده که با این ابیات آغاز میشد:
با رمز یاا...، یاا...، یاا...
عزم سفردارند این گردان حزب یاا...
چنددقیقه بعد،حاج صادق آهنگران آن را تمرین کرد و همزمان با آغازعملیات، این نوحه درجبههها طنین انداخت.
کشاورزی که حماسه را با عاشورا
پیوند زدحبیب ا... معلمی مجموعههایی چون «خونیننامه عاشقان حسین»، «وادی عشق» و «شفق خونین» را ازخود به یادگار گذاشت. برجستهترین ویژگی آثاراو،پیوند میان شعرآیینی، فرهنگ عاشورا وادبیات دفاع مقدس است؛پیوندی که باعث شد نوحههایش فقط متعلق به سالهای جنگ نباشندوازدام تاریخ مصرف داربودن بگریزد.
اوچهارم تیرماه۱۳۹۲ ازدنیا رفت، اما شعرهایش همچنان زندهاند؛ شعرهایی که ازدل مزارع خوزستان برخاستند،در سنگرهای دفاع مقدس بالیدند و ریشهشان تا همیشه در کربلا و زمین دلدادگی به امام حسین(ع) می ماند.