ارزیابی الزامات مدیریت حضور 10 میلیون عزادار در مراسم تشییع و خاکسپاری پیکر رهبر شهید در حرم مطهر رضوی
چگالی، مسیر، ظرفیت؛ سهگانه حیاتی
مسعود حمیدی
آنچه در گزارش پیش رو مطرح میشود، به معنی عدم آگاهی و اشراف متولیان نیست؛ بلکه یادآوری کوتاهی برای تجمیع همه توان به منظور مدیریت بزرگترین رویداد قرن در مشهدالرضا(ع) در هجدهم تیرماه است.
ارزیابی سیستم مدیریت واحد مانند استانداری خراسان رضوی حاکی از آن است که در روزهای 17 و 18 تیرماه جمعیتی بین 8 تا 10 میلیون نفر برای حضور در مراسم تشییع و خاکسپاری پیکر رهبر شهید در مشهد حاضر میشوند، جمعیتی که این بار با یک هدف مشخص وارد میشوند که به حریم حرم رضوی رفته و در این مراسم شرکت کنند. این یعنی حداقل 4تا 5 میلیون نفر در زمان تشییع و خاکسپاری تلاش میکنند وارد محدوده منطقه ثامن مشهد شوند؛ حضور چنین جمعیتی اگر مدیریت نشود، یک خسارت به بار خواهد آورد. از منظر اصول ایمنی جمعیت و پدافند غیرعامل در اینجا «چند نفر آمدند» اصل نیست بلکه گزاره اساسی این است که 1. چه تعداد انسان، 2. در چه بازه زمانی و 3. با چه سرعتی 4. از کدام مسیر و 5. به چه فضا و محدودهای وارد میشوند. تجربههای جهانی و کشور در این خصوص نیز قابلتأمل است؛ از فاجعه منا تا حوادث داخل کشور مانند مراسم تشییع سردار سلیمانی؛ اما رویداد پیش رو بهجرئت چندین برابر رویدادهای گذشته خواهد بود که معمولاً رخ دادن حوادث و تلفات انسانی در این رویدادها ناشی از «هراس جمعی» به معنای عامل نیست، بلکه به دلیل «فروپاشی دینامیک جمعیتی» است؛ یعنی زمانی که چگالی جمعیت از آستانه ایمنی عبور میکند دیگر فرد مستقل وجود ندارد بلکه با یک جرم فشرده سیال
روبه رو هستیم که به هر جهت منتقل میشود.
طبق استانداردهای جهانی مدیریت جمعیت، در چنین رویدادهایی چندین اصل وجود دارد؛ نخست«کنترل چگالی جمعیت» تا زمانی که تراکم در حد قابل مدیریت باشد افراد قادر به انتخاب مسیر، توقف، عقبنشینی و تغییر مسیر هستند اما وقتی تراکم از حد بحرانی گذر کند، دیگر آزادی عمل وجود ندارد و کوچکترین توقف یا انسداد در مسیر میتواند به موج فشاری، سقوط زنجیره و خفگی تراکمی منجر شود و این اصل اساسی تنها با شمار تقریبی افراد ممکن نمیشود؛ بلکه نیازمند پایش زنده تراکم، سرعت، حرکت و کنترل نسبت وجود و خروج به یک محدوده یا مسیر است.
مسئله دوم، طراحی یک جریان بهجای کنترل صرفاً انتظامی است. یعنی جمعیت باید بهگونهای و در مسیرهایی هدایت شوند که رفتوبرگشت آنها تداخل نداشته باشد، و هرجایی که در طول این مسیر شاید در شعاع 5 کیلومتری حرم مطهر رضوی یک جریان معکوس، توقف ناگهانی، پیچ تند، مانع فیزیکی، سطح شیبدار، ورودی باریک یا ادغام چند مسیر وجود داشته باشد، باید بهعنوان «گره پرخطر» شناسایی شوند و یکطرفه سازی شده و موانع برطرف شوند زیرا بیشترین فجایع زمانی رخ میدهند که جمعیت ورودی و خروجی در یک محور فشرده باهم درگیر شوند.
اصل بعدی که بیشتر پدافند غیرعامل است، ظرفیت گذاری واقعی و نه اسمی است. یعنی ظرفیت میدان، خیابان یا محوطه تنها بر اساس مساحت هندسی تعیین نشود بلکه باید عرض مؤثر مسیر، وجود موانع، امکان تخلیه اضطراری، رفتار جمعیت، ترکیب سنی، توقفها، دستفروشها، خودروهای متوقف در مسیر، شرایط آب و هوایی و حتی کیفیت دید لحاظ شود تا ظرفیت عملیاتی بهطور دقیق مشخص شود که مثلاً ظرفیت خیابان دانش در محدوده تعیینشده چه تعداد جمعیت است؛ با توجه به همه این جوانب است که پیش از رسیدن به این ظرفیت باید از ورود جمعیت به این محور جلوگیری شود تا از جان مردم حفاظت شود.
اصل بعدی برای چنین رویدادهایی، لایهبندی فضا و توزیع مکانی تقاضاست؛ یعنی نباید اجازه داده شود سیل عظیم جمعیت به سمت هسته اصلی که خیابان امام رضا(ع) و حرم رضوی است گسیل شوند. لذا باید چندین حلقه و لایهبندی فضایی و مکانی ایجاد شود و هسته مرکزی باید با ظرفیت کاملاً محدود تعیین شود، لایه بعدی حلقه میانی برای توقفهای کنترلشده ایجاد شود، و نهایتاً حلقههای بیرونی که بخش بزرگ جمعیت را دربربگیرد و این مؤید این حقیقت است که حضور فیزیکی 4 میلیون انسان در محدوده حریم حرم رضوی نه ممکن است و نه ایمن.
اصل بسیار مهم بعدی کنترل لحظهای و فرماندهی واحد است. یعنی حجم و میزان ورود، مسیرها و مدیریتها مبتنی بر دادههای زنده، تصاویر دوربینها و شمارش ورودیها، گزارش ناظران میدانی و تخمین چگالی جمعیت باید بهصورت واحد در یک مرکز نظارت و تصمیمگیری شود نه این که بعد از بروز بحران مدیریت واحد تصمیمگیری کند؛ پلیس، شهرداری، اورژانس، آتشنشانی و متولی مراسم و حملونقل باید کاملاً به دستور مرکز واحد اقدام و عمل کنند در غیر این صورت جمعیت با پیامهای متناقض روبه رو می شود و ریسک را چند برابر میکند.
اصل بعدی حفظ مسیرهای امداد و تخلیه است زیرا فجایع زمانی رخ میدهد که نتوان سریعاً به آسیب دیدگان رسیدگی کرد. برای محدودهای مانند بافت اطراف حرم امام هشتم(ع) که بسیار فشرده است و کوچههای باریک و دسترسیهای سخت وجود دارد باید و الزاماً نیازمند تعیین یک «کریدور حیات» هستیم که بههیچعنوان نباید اشغال شود و باید بهصورت فیزیکی حفاظت شود. اگر مدیر واحد کوچکترین اغماضی در جلوگیری از اشغال این کریدور از خود نشان دهد، مشکلی اساسی رخ خواهد داد.
اصل و مسئله مهم دیگر مدیریت رفتار جمعیت است که نباید درگیر اطلاعات مبهم و دیرهنگام شوند. در رویدادهای گذشته یکی از عوامل بحرانزا همین مسئله بوده که مردم نمیدانستند کدام مسیر باز است یا کدام مسیر در دسترس است که بتوانند از فشار خارج شوند. لذا برای چنین رویداد عظیمی باید در تمام مسیرها و محدودهها تابلوهای بزرگ یا نمایشگرهای شهری تعبیه شود و بهصورت آنلاین وضعیت اعلام، پیام واحد منتشر و هدایت صورت بگیرد.
درنهایت باید اذعان کرد در رویداد پیش رو که بزرگترین سوگواری قرن خواهد بود باید این اقدامات انجام شود؛1. کنترل سختگیرانه چگالی، 2.یکطرفه سازی جریان، 3.ظرفیت گذاری واقعی، 4.توقف ورود به پهنههای پرشده، 5.توزیع مکانی جمعیت در چند حلقه، 6.حفظ راهروهای امدادی،7. پایش زنده و فرماندهی واحد که اگر چنین نشود، حتی یک محرک کوچک میتواند رویداد را به گونه ای دیگر رقم بزند.