printlogo


آقای کشوردار
غلامرضا بنی اسدی 


«آقای کشوردار» این  عنوان را می پسندم که بشود تیتر این یادداشت. این را هم عین واقعیت می دانم که می شود دقیقا مترادفِ شهید آیت ا...خامنه ای نوشت. عنوانی که پیش از او برای امام خمینی هم صادق بود. انگار این عنوان و جایگاه رهبری را توامان از خمینی به ارث برده بود آقای سید علی حسینی خامنه ای. کشورداری کردند به گونه ای که غباری از خاکِ مقدس ایران هم بر دست های دراز دشمنان نماند. این« کشورداری» از آن رو اهمیت دارد که نه در یک شرایط عادی و آرام که در اوج تنش ها و تجزیه طلبی ها و اشغالگری ها و دشمنی های افسارگسیخته، رقم خورد. یادمان هست و ما هم حتی اگر فراموش کنیم، تاریخ، صفحه نویس کرده است که از همان نخستین روزهای پیروزی انقلاب، غوغای تجزیه خوزستان و کردستان را زخم آجین کرد. هر گروهی می خواست، گرهی در کار ایران اندازد. تفنگ به دست و دشنه در کمر می خواستند پاره های وطن را به دندان طمع، ریش، ریش کنند. اما امامِ انقلاب، همه دندان های به خون رنگین شده طمعکاران را شکست. پیام امام هنوز در گوش زمان و زمین جاری است که پرونده پاوه را جمع کرد و زمین را مثل فرشی غبار گرفته از زیر پای متجاسران بیرون کشید و چنان تکان داد که مدعیانِ جنگ های چریکی هر کدام به گوشه ای پرت شدند. قصه جنگ تحمیلی عراق هم که خود کتابی تمام است از غیرت انقلاب بر حراست از وجب به وجب ایران. جنگ تمام شده بود که به دوران رهبری حضرت آیت ا... خامنه ای رسیدیم اما چنگ و دندان بدخواهان هر روز سوهان می خورد و در انحاء گوناگون می خواستند ایران را بشکنند اما کشورداری رهبر شهید چنان  هوشمندانه و با اقتدار بود که نتوانستند خواسته های خود را بر خاک بنویسند و الا بر کاغذ که فراوان نوشته بودند. حتی برخی شرکای خود ما هم پای آن را امضا زده بودند اما «آقای کشوردار» باج به « شغاد» نداد چه رسد به « شغال». این مهم را زمانی در می یابیم که بدانیم پدر و پسر پهلوی، به ناز ترک ها، آرارات را بخشیدند و به اخم ابروی انگلیس، بحرین را عروس کردند و رفت. نه جنگ که حتی تهدید آن چنانی هم نبود اما ترسو، از سایه و صدا هم می ترسد. تفاوت رهبران انقلاب با شاهان پهلوی همین جا عیان می شود و غیرت شان بر خاک ایران نیز هم. به همین خاطر می توان رهبران ما را « کشوردار» و پهلوی ها را « خاک بخش» خواند. این هم نه از سر احساس که نتیجه ادراک درست است. چیزی است که نه در کتاب ها که قلم ها را به جانبداری متهم کنیم که در زمین اتفاق افتاده است. خاک هم در روایت واقعیت همیشه صادق و مستند است. باری، آقای کشوردار بود رهبر شهید انقلاب، آن هم در زمانه ای که در ازدحام تخریب و تحریف، ذهن بسیاری از مردم را اشغال کرده بودند اما پای شان به زمین ما نرسید. تازه دو جنگ هم در فاصله کمتر از چند ماه به راه انداختند و «آقای کشوردار» را و یاران بزرگش را پاره پاره و به ادبیات عاشورایی« اربا اربا» کردند اما ایران متحدتر از پیش خط رهبر شهید را با پیروزی خواند. باز هم شیطان ناکام ماند و ایران ماند و راهی که آقای کشوردار، تا قله ها چراغ گذاری کرده است... .