printlogo


جدال 4 مربی برای اولین قهرمانی
شایان اله آبادی

سوت آغاز لیگ بیست و ششم در شرایطی اواخر مرداد به صدا در می‌آید که برخلاف بسیاری از فصل‌های گذشته، استقلال، پرسپولیس، سپاهان و تراکتور به عنوان چهار قطب اصلی فوتبال ایران، با مربیانی وارد کارزار می‌شوند که سابقه قهرمانی در لیگ یا جام حذفی را ندارند. این ماجرا به مدعیان ختم نمی‌شود؛ در میان 18  تیم مسابقات، تنها عبدا... ویسی پیش از این در لیگ پانزدهم با استقلال خوزستان قهرمان شده و حالا هدایت ذوب‌آهن را بر عهده دارد. شگفتی دیگر این فصل، غیبت مطلق مربیان خارجی است. پس از سال‌ها، لیگی کاملا بومی را می‌بینیم که در آن تمام سرمربیان ایرانی هستند. لیگ بیست و ششم عرصه نبرد مربیانی است که تشنه فتح اولین جام دوران حرفه‌ای خود هستند؛ نبردی که انگیزه، فشار و جذابیت مسابقات را به اوج می‌رساند و سرنوشت این طلسم‌شکنی، جذاب‌ترین داستان فصل جدید را خلق خواهد کرد.
​​​​​​​
هندوانه دربسته ربیعی و بختیاری‌زاده
مدعیان سنتی قهرمانی در فصل جدید، با ریسک بزرگی پا به میدان گذاشته‌اند. محمد ربیعی در تراکتور و سهراب بختیاری‌زاده در استقلال، هرگز روی نیمکت تیمی که مدعی اصلی فتح جام باشد ننشسته‌اند. کارنامه ربیعی به مس رفسنجان و ذوب‌آهن محدود می‌شود و بختیاری‌زاده هم پیشتر تجربه هدایت تیم‌هایی چون صنعت نفت و شهرخودرو را بر عهده داشته. با این حال، شرایط ملتهب منطقه باعث شد تا این دو باشگاه پرطرفدار که باید در لیگ نخبگان آسیا هم به میدان بروند، قید استخدام مربی خارجی را بزنند و به گزینه‌های داخلی اعتماد کنند. ربیعی و بختیاری‌زاده تا پیش از این کمتر در چنین سطحی از فشار و توقع کار کرده بودند و حالا باید همزمان پاسخگوی هواداران، مدیریت و نتیجه باشند. البته بختیاری‌زاده در همین مدت کوتاه نتایج قابل قبولی کسب کرده و نشان داده توانایی هدایت آبی‌ها را دارد، اما در سوی مقابل باید دید ربیعی در تبریز می‌تواند عملکرد درخشان دوران اسکوچیچ را با تی‌تی‌ها تکرار و پرشورها را راضی کند یا خیر.
تارتار و نویدکیا در جست وجوی جام گمشده
اگر قرار باشد میان چهار مربی مدعی، کفه ترازو کمی به سمت دو نفر سنگینی کند، احتمالا باید نام مهدی تارتار و محرم نویدکیا را جلوتر نوشت. تارتار با 15 فصل حضور مستمر در لیگ برتر، با سابقه ترین مربی این جمع است؛ مربی‌ای که تیم‌هایش معمولا سازمان یافته، دفاعی و منظم بوده‌اند، اما با وجود این ثبات، هنوز نه جامی به دست آورده و نه حتی موفق به کسب سهمیه آسیایی شده است. نزدیک‌ترین فاصله او با جام، به فینال حذفی فصل  1387 برمی‌گردد که با راه‌آهن مغلوب ذوب‌آهن شد. جالب این جاست که نویدکیا هم با مس رفسنجان در فینال حذفی به سپاهان باخته تا هر دو مربی باسابقه، در گام نهایی تسلیم اصفهانی‌ها شده باشند. محرم که سابقه حضور در کورس قهرمانی را دارد، فصل پیش مدعی شد در صورت عدم قهرمانی از سپاهان جدا می‌شود، اما شرایط لیگ او را یک فصل دیگر ماندگار کرد. تفاوت این دو با ربیعی و بختیاری زاده در تجربه مدیریت بحران و شناخت فضای قهرمانی است. با این تفاسیر، تجربه بالاتر این دو مربی شانس قهرمانی سرخ‌پوشان و طلایی‌پوشان را بیشتر می‌کند اما همین تجربه شاید فشار بیشتری هم روی دوش‌شان بگذارد.
از رویاپردازی اخباری تا ماموریت‌های غیرممکن
نگاهی به کارنامه سایر سرمربیان حاضر در لیگ 26 نشان می‌دهد که بیشتر آن‌ها تا پیش از این تنها برای بقا جنگیده‌اند یا به رتبه‌های میانه جدول قانع بوده‌اند. اما فصل گذشته ثابت کرد که اگر ابزار لازم در اختیار این مربیان قرار بگیرد، توانایی تحول و ساخت تیمی برای قهرمانی را دارند. همین چند هفته پیش بود که سعید اخباری با چادرملو دست به کار بزرگی زد و در تقابل با پرسپولیس و گل‌گهری که ستاره کم نداشتند، سهمیه سطح دوم لیگ قهرمانان آسیا را کسب کرد؛ موفقیتی با بازیکنان جوان که ارزش آن قطعا دست کمی از فتح جام ندارد. پیروز قربانی هم موفق شد فجر سپاسی تازه صعود کرده را به رتبه هشتم برساند و عملکردی تحسین‌برانگیز ثبت کند. مهدی رحمتی که خیبر را به یک شگفتی‌ساز مطلق تبدیل کرده بود، حالا روی نیمکت گل‌گهر به دنبال ماجراجویی جدیدی است. در این میان نباید از نام مازیار زارع هم غافل شد؛ مربی جوانی که قطعا پتانسیل فتح جام حذفی و خلق یک شگفتی بزرگ را در سر می‌پروراند.