سید مجید موسوی فرمانده نیروی هوافضای سپاه بار دیگر با دوگانهسازی «میدان و دیپلماسی» مرزبندی کرد

در میانه جنگ، سادهترین روایت سیاسی آن است که «میدان» و «دیپلماسی» را در برابر یکدیگر قرار دهیم، دوقطبی کاذب بسازیم و دست رهبر کشور را برای استفاده از ابزارهایش خالی کنیم. گویی هر دستاورد نظامی با مذاکره تضعیف میشود و هر تحرک دیپلماتیک، دست رزمندگان را میبندد. اما مواضع علنی فرمانده نیروی هوافضای سپاه، این دوگانهسازی را نه در سطح نظری، بلکه با صریحترین عبارات رد میکند.
سردار سیدمجید موسوی در تنها پیام تصویری خود در صدمین شب حضور مردم در خیابانها، سه مؤلفه «میدان، خیابان و دیپلماسی» را اجزای مکمل یک راهبرد واحد معرفی کرد و گفت باید با پیوند این سه، دشمن را از صحنه تلاشهایش خارج کرد. انتخاب این سهگانه دقیق بود: میدان، قدرت تحمیل هزینه را تولید میکند؛ خیابان، پشتوانه اجتماعی مقاومت را نشان میدهد و دیپلماسی، قدرت ایجادشده را به نتیجه سیاسی تبدیل میکند. حذف هر ضلع، دو ضلع دیگر را نیز کماثر خواهد کرد.
موضع اخیر موسوی حتی صریحتر است. او در تقدیرنامهای خطاب به حجتالاسلام طباخیان و سیدمجید بنیفاطمه، درباره تلاش برای ایجاد تردید در مسیر مردم و بدگمانی به «خادمان مورد وثوق رهبری» که مسئولیت پیشبرد عرصه دیپلماسی را برعهده دارند، هشدار داد. این عبارت صرفاً حمایت کلی از وحدت نیست؛ فرمانده اصلیترین نیروهای درگیر جنگ، تخریب مذاکرهکنندگان را عاملی برای تضعیف انسجام ملی معرفی کرده است.
منطق این موضع نیز روشن است. مذاکرهکننده بدون قدرت نظامی، چیزی برای چانهزنی ندارد؛ اما قدرت نظامی بدون دیپلماسی نیز الزاماً به تثبیت دستاوردها، تحمیل تعهدات یا پایان جنگ مطابق منافع ملی منجر نمیشود. موشک میتواند محاسبات دشمن را تغییر دهد، اما تبدیل این تغییر محاسبه به عقبنشینی سیاسی، توافق قابل سنجش یا شکاف در ائتلاف دشمن، وظیفه دستگاه دیپلماسی است.
البته این مواضع ثابت نمیکند که میان همه نهادهای نظامی و سیاسی، در هیچ مقطعی اختلافنظر یا خطای محاسباتی وجود نداشته است. نتیجه دقیقتر آن است که ادعای کلی و دائمیِ «بستهشدن دست میدان بهوسیله سیاسیون» فاقد پشتوانه است؛ خصوصاً وقتی خود فرمانده میدان، آشکارا از پیوند با دیپلماسی و اعتماد به مسئولان آن دفاع میکند.
اهمیت کنش موسوی همینجاست: آشفتگی فضای سیاسی و انتقال رقابتهای داخلی به مسئله جنگ وجودی، کار را به جایی رسانده که فرمانده موشکی کشور باید خود به میدان دفاع از مذاکرهکنندگان بیاید. این حمایت، جانبداری جناحی نیست؛ دفاع از تقسیمکار عقلانی قدرت ملی است. میدان و دیپلماسی رقیب یکدیگر نیستند؛ دو ابزار متفاوت برای تحمیل یک اراده واحد به دشمناند.