printlogo


نقشه کشی دوباره شیاطین در واشنگتن
هاشمی

​​​​​​​

پس از چندین بار تغییر برنامه زمانی بالاخره نتانیاهو به بهانه شرکت در مراسم لیندزی گراهام سناتور آمریکایی که روابط بسیار خوبی با صهیونیست ها داشت و اخیرا مُرد؛ راهی واشنگتن شد. یکی از مواردی که این سفر را تحت تاثیر قرار داد اما تغییر مبدأ پرواز از فرودگاه بن گوریون به فرودگاه نظامی نواتیم و تاخیر چند ساعته در شروع پرواز نتانیاهو بود. موضوعی که گفته می شود مرتبط با رهگیری پهپادها در حریم هوایی کشور اردن بوده است. نتانیاهو پیش از شروع این سفر روی پله های هواپیما ترامپ را دوست خود نامید و با بیان این که این هشتمین ملاقات من با او از زمان انتخابش به عنوان رئیس‌جمهور آمریکاست، بیشتر از هر رهبر بین‌المللی دیگر به سرفصل های مورد بحث در دیدار خود با ترامپ اشاره کرد و گفت: ما در مورد تمام موضوعات به ویژه موضوع ایران، گفت وگو خواهیم کرد.
تله اختلاف میان نتانیاهو و ترامپ 
همان طور که خود نتانیاهو هم بدان اشاره کرده مهم ترین موضوع مورد بحث ترامپ و نتانیاهو جنگ با ایران خواهد بود هرچند که بعید است در این دیدار درباره آخرین تحولات منطقه ای ازجمله دریای سرخ و حملات به کشتی در باب المندب و موضوعاتی مثل لبنان و غزه صحبت نشود. یکی از موضوعات مهم در چند هفته اخیر ادعای برخی رسانه های غربی مبنی بر اختلافات میان نتانیاهو و ترامپ بوده است که به نظر می رسد چیزی به جز یک موج سازی رسانه ای تاکتیکی نبوده است و شاید در مواردی مثل جزئیات و زمان بندی ها درباره از سرگیری جنگ با ایران اختلاف نظرهایی میان طرفین وجود داشته باشد اما تقریبا غیرممکن است که در مسائل کلان همسویی لازم میان ترامپ و نتانیاهو وجود نداشته باشد و به همین دلیل این دیدار به عنوان یک جلسه اتاق جنگ از سوی طرف ایرانی ارزیابی می شود. 
دشمن به دنبال عنصر غافلگیری
موضوع بسیار مهم دیگری که می تواند جالب توجه باشد تولید یک موج رسانه ای از سوی رسانه های آمریکایی و صهیونیستی به صورت همزمان است. این رسانه ها مدعی شدند که عدم تشدید تنش و توقف حملات از سوی آمریکا به علت ترس آمریکایی ها از کمبود شدید موشک های رهگیر بوده است. هرچند که این گزاره در واقعیت وجود دارد و ارتش آمریکا از نظر جایگزینی تسلیحات گران قیمت رهگیرهای پاتریوت و تاد به علت زمان طولانی تولید این ادوات به شدت تحت فشار است اما موج سازی رسانه ای اخیر می تواند بیشتر به عنوان یک فریب راهبردی از سوی دشمن ارزیابی شود. مخصوصا که در طرف مقابل این تحلیل دشمن همچنان در حال بازآرایی ناوگان تهاجمی خود در منطقه است و خروج برخی از ادوات تهاجمی سنتکام به پایگاه های یوکام در اروپا به عنوان یک عقب نشینی تاکتیکی ارزیابی می شود. باید توجه داشت که احتمالا این تحرکات برای به دست آوردن کارت غافلگیری از سوی دشمن در حال انجام است و با توجه به تجارب پیشین از سفرهای نتانیاهو به واشنگتن؛ احتمالا این سفر هم برای ارائه یک طرح جدید جنگ به ترامپ انجام می شود.
جای گذاری ناتو در نقشه های جنگ 
طرح ریزی یک مدل عملیاتی جدید و ارائه آن به ترامپ از این منظر حائز اهمیت است که واقعیت امروز حاکم بر میدان از جهات مختلفی دچار تغییر شده است. در دور جدید؛ با توجه به شدت و دقت حملات اخیر ایران، آمریکایی ها امکان استفاده گسترده از ظرفیت پایگاه های سنتکام در منطقه را ندارند. موضوعی که سرزمین های اشغالی را به تنها مکان نسبتا امن (با توجه به فاصله بیشتر از ایران و زمان بیشتر برای فعالیت پدافند) در منطقه تبدیل کرده است. طبعا ظرفیت مورد نیاز در دور جدید درگیری ها با افزایش استفاده از ظرفیت بمب افکن های راهبردی مثل B1 و B2 در دستور کار ارتش آمریکا خواهد بود و ظرفیت پشتیبانی نیز از پایگاه های کشورهای اروپایی مخصوصا پایگاه های انگلستان در خاک این کشور و دیگو گارسیا انجام خواهد شد. مخصوصا که اندی برنهام نخست وزیر جدید انگلستان نسبت به استارمر مواضع رادیکال تری نسبت به ایران دارد و بالطبع میل بیشتری برای همکاری با آمریکایی ها و اسرائیلی ها دارد. درهمین پازل اصلا بعید نیست که حمله اخیر اوکراین به کشتی تجاری ایرانی در دریای خزر نیز با خط دهی مستقیم بریتانیا و با هدف ایجاد روزنه ای برای ورود ناتو به جنگ با ایران انجام شده باشد. 
دوباره دروغ هسته ای 
طرح نتانیاهو نیز احتمالا مبتنی بر ارائه برخی اطلاعات جعلی درباره از سرگیری فعالیت هسته ای ایران در تاسیسات کوه کلنگ، بازنمایی نقش آفرینی بیشتر ظرفیت های عملیاتی متعلق به ناتو در عملیات احتمالی آینده و احتمالا طرح جدیدی برای فعال کردن مجدد هسته های داخلی تجزیه طلب و آشوبگر خواهد بود. البته که امکان موفقیت حمله آمریکا به تاسیسات کلنگ با توجه به بافت گرانیتی کوه، عمق بسیار زیاد و مهندسی مبتنی بر پدافند غیرعامل بسیار کم است. همان طور که عمده رسانه های آمریکایی اخیرا گزارش دادند بسیاری از فرماندهان آمریکایی معتقدند که از سرگیری حملات نمی تواند ایران را به بازگشت به میز مذاکرات ترغیب و او را مجبور به امتیازدهی کند. شروع مجدد جنگ اما برای نتانیاهو مصرف داخلی دارد و او می تواند با خیال راحت تری به پیشواز انتخابات کنست در 5 آبان برود و امید داشته باشد که جنگ به او در شکست نخوردن در انتخابات کمک کند.