دوران بیرونقی سینمای ایران به واسطه وقوع شرایط جنگی، با اکران چند فیلم جدید، پایان یافته و در روزهای اخیر، «زندهشور» و «استخر» با اقبال نسبی مخاطبان مواجه شدهاند. تکلیف فیلم سروش صحت، به عنوان یک کمدی پرستاره، کاملا مشخص است؛ اما «زندهشور» هم با تمام تلخیهایش، امید ویژهای به گیشه دارد و توانسته است طی کمتر از دو هفته، حدود 250 هزار تماشاگر را به سالنهای سینما بکشاند و بیش از 35 میلیارد تومان بفروشد.

حوصله ایرانی
یکی از مهمترین امتیازات فیلم جدید کاظم دانشی حفظ ریتم در تمام طول آن است. «زندهشور» متشکل از پنج خردهداستان، روایتی پرشاخوبرگ را پیش میبرد و درهمتنیده شدن این قصهها باعث شده که ضرباهنگ بالایی در اثر متبلور شود و مخاطب ایرانی که حوصله وقتکشی و پرحرفی را ندارد، از یک روایت پرفرازونشیب لذت ببرد. تجربه نشان داده که افت نکردن روایت و پرهیز از سکون، وجه مشترک همه فیلمهای غیرکمدی موفق در گیشه سینمای ایران بوده است؛ از «ابد و یک روز» و «مغزهای کوچک زنگزده» گرفته تا «پیرپسر» و «رها».
التهابدیگر برگ برنده «زندهشور» التهابی است که در تمام سکانسهای این اثر موج میزند. اساسا فیلمی درباره اعدام که لبریز از لحظاتی نفسگیر است و لوکیشن اجرای احکام را به یک دیگ جوشان از اتفاقات تعیینکننده بدل کرده، میتواند مورد توجه مخاطب ایرانی قرار گیرد. اگرچه گروهی از منتقدان بر این باورند که بخش عمدهای از تنش مندرج در اتمسفر «زندهشور» تصنعی و ناشی از جیغ و آه و شیونهای پسزمینه است که با استاندارد سینما فاصله دارد؛ اما به هر تقدیر، این فضاسازی میتواند در گیشه کار کند و تجربه ویژهای را برای مردم رقم بزند.
خارج از متن
گیشه سینمای ایران، به شرط حفظ استانداردهای فرمی و روایی، تقریبا همیشه از موضوعات حساس و جنجالی استقبال کرده و خود انتخاب سوژه، فارغ از سوگیری فیلمساز، میتواند یکی از عوامل پرمخاطب شدن «زندهشور» باشد. این فیلم، با جسارتی منحصربهفرد، دست روی سوژه اعدام گذاشته که همیشه در جامعه ایرانی محل مناقشه بوده است. همین پرداخت صریح به ماهیت اخلاقی و قانونی مجازات اعدام، «زندهشور» را برای مردم دیدنی و کنجکاویبرانگیز میکند و میتواند تضمینکننده فروش فیلم باشد.
درخشش چهرهها
از دیگر مواردی که میتواند تماشای «زندهشور» را برای مخاطب دلپذیر کند، کیفیت بازیهای این فیلم است که به وضوح از قدرت کاظم دانشی در هدایت بازیگران حکایت دارد. چهار نفر از بازیگران این فیلم پرستاره در جشنواره چهلوچهارم فیلم فجر نامزد سیمرغ بازیگری شدند و دو سیمرغ را هم به خود اختصاص دادند. در صدر همه آنها، اجرای بهرام افشاری در نقش «مرتضی زند» (نماینده دادستان) به غایت تمیز، دور از خودنمایی و کاملا اندازه است؛ به طوری که بیننده حرفهای سینما از این میزان کنترل هنرپیشه بر نقشی که هر آینه میتواند به دام ملودرامهای آبکی بیفتد، حیرت میکند. امیر جعفری هم در نقش کوتاهش، به قدری پخته ظاهر شد که نامزدی سیمرغ بهترین بازیگر نقش مکمل را به نام خود زد و مارال فرجاد نیز، به خاطر بازی در این فیلم، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن را به خودش اختصاص داد. دیگر شگفتی بازیگری «زندهشور» اما به تورج الوند اختصاص دارد؛ هنرپیشه فنی و تازهنفسی که ناخواسته در حال افتادن به دام تکرار کلیشه جوان سادهدل روستایی بود، اما با یک بازی خوب و روان در نقش روحانی و بدهبستانهای جالبش با بهرام افشاری، توانست کارنامه هنری خود را ارتقا ببخشد. در این میان، فقط شبنم مقدمی و حامد بهداد کمی پایینتر از انتظارات ظاهر شدهاند، اما سایر بازیگران این ضعف را به خوبی پوشش میدهند.