
این روزها اگر سری به سالنهای تئاتر تهران بزنیم، با تصویری مواجه میشویم که تا چند سال پیش شاید چندان قابل تصور نبود؛ سالنها شلوغتر شدهاند، چهرههای شناختهشده بیشتری روی صحنه میروند و قیمت بعضی بلیتها به ارقام میلیونی رسیده است. در نگاه اول، همه چیز شبیه رونق است؛ مردمی که بیشتر تئاتر میبینند و سرمایهای که بیشتر وارد این هنر شده است. اما آیا هر رونقی الزاماً به معنای سلامت اقتصاد تئاتر است؟
مسئله از جایی جدی میشود که تئاتر پرهزینه، نه در کنار تولیدات کوچک، بلکه به قیمت کنار زدن آنها رشد کند. وقتی دستمزد بازیگران شناختهشده بالا میرود و هزینه تولید افزایش پیدا میکند، گروههای جوان و مستقل چگونه باید با این معادله رقابت کنند؟ تماشاگر هم بهتدریج به دیدن نامهای بزرگ عادت میکند و شاید دیگر حاضر نباشد برای تماشای یک گروه ناشناخته همان هزینهای را بپردازد که برای یک چهره مشهور سینما میپردازد.
داود نامور،مدیر عمارت نوفللوشاتو و تهیهکننده تئاتر در گفت و گویی با ایرنا دقیقاً به همین موضوع می پردازد ؛اما او مخالف تئاترهای بزرگ نیست، اتفاقاً معتقد است افزایش اجرا و استقبال مخاطب اتفاقی امیدوارکننده است. نگرانی اما زمانی شکل میگیرد که پول، به جای آن که موتور توسعه تئاتر باشد، تبدیل به معیار اصلی تولید شود.
تئاتر فقط ویترین ستارهها نیست. بخش مهمی از حیات این هنر در سالنهای کوچک، گروههای جوان، بازیگران کمترشناختهشده و کارگردانانی میگذرد که هنوز فرصت دیده شدن پیدا نکردهاند. اگر افزایش هزینهها این بخش را از چرخه تولید خارج کند، ممکن است چند سالن بزرگ شلوغتر شوند، اما بدنه تئاتر نحیفتر خواهد شد.
حتی ورود سرمایهگذاران جدید نیز زمانی اتفاق مثبتی است که سرمایه در خدمت کیفیت قرار بگیرد، نه صرفاً افزایش دستمزد و قیمت بلیت. هنر را نمیتوان با تعداد صفرهای قرارداد سنجید.
حالا که تئاتر توانسته دوباره مخاطب بیشتری را به سالنها بکشاند، مهمترین کار حفظ همین مخاطب و همزمان حفظ امکان نفس کشیدن گروههای کوچک است. رونق واقعی زمانی اتفاق میافتد که هم ستاره روی صحنه جا داشته باشد و هم جوانی که هنوز کسی نامش را نمیشناسد.