امروز هنر دیگر چندان به مرزها و قالبهای از پیش تعیینشده فکر نمی کند؛ میشود ردپای شاهنامه و خیام را در ترانهها و موسیقی غربی پیدا کرد و شعر شاعران چندین قرن پیش را با سازها و تنظیمهایی شنید که به زبان سلیقه مخاطبان امروز نزدیکاند. شاید یکی از نمونههای شاخص این نگاه را بتوان در آلبوم «شهپرنامه» به آهنگسازی و خوانندگی محسن مرعشی دید؛ اثری که با همراهی تعدادی از نوازندگان نامآشنا ساخته شده و تلاش کرده است شعر و موسیقی فردوسی را از ویترین و کتابها بیرون بکشد و به گوش مخاطب امروز برساند. یکی دو روزی است که این پروژه به همت بنیاد فردوسی توس در مشهد و به مناسبت زادروز زنده یاد دکتر خالقی مطلق، در قالب اجراهای صحنهای ویژه، در آرامگاه فردوسی و جهاد دانشگاهی مشهد روی صحنه رفته است؛ همین اجراها بهانهای برای گفتوگو با محسن مرعشی درباره «شهپرنامه» و تجربه همنشینی شعر کلاسیک با موسیقی امروز شده است.
جناب مرعشی، چه شد که به سراغ شاهنامه رفتید و ماجرای «شهپرنامه» چیست؟
من از سالها پیش با شاهنامه مأنوس بودم و این یکی از مهمترین دغدغههای من بود که اثری بر اساس این شاهکار بزرگ جهان تولید کنم. من به همه هنرجویانم میگویم اگر میخواهید اثری فاخر تولید کنید، باید با اساطیر خودتان آشنا باشید. شناخت اسطوره، شناخت پیشینه فرهنگی ماست. امروز شاهنامه از مرزهای جغرافیایی ما بیرون رفته و ردپای شاهنامه در بسیاری از آثار بزرگ جهان دیده میشود؛ اما متأسفانه این اتفاق در ایران ما اصلاً نیفتاده است. ما فقط در ادبیات این اسطورهها را میبینیم و در موسیقی و سینما به آن اشاره نشده است.
به همین دلیل بود که به سراغ شاهنامه رفتم و البته این کار سختیهای خودش را داشت ولی از همان ابتدا معتقد بودم با مشورت گرفتن از بزرگانی مانند استادان خالقی مطلق، استاد ژاله آموزگار، استاد کزازی ، استاد ابوالفضل خطیبی و بسیاری دیگر از بزرگان، این کار شدنی است. زندهیاد خالقی مطلق و بسیاری از استادانی که نامشان برده شد به طور مستقیم با بنده در زمان تولید این آلبوم همراه بودند و روی تکتک ابیات نظرشان را اعلام و راهنماییهای لازم را به بنده ارائه میکردند.
در آثاری مثل اشعار نظامی، خاقانی، فردوسی، عطار و... ما با نگاهی وسیع به موضوعات متنوع روبهرو هستیم، در حالی که شعر معاصر بیشتر به سمت و سوی عاشقانه نویسی رفته است و بازار موسیقی پاپ امروز هم به همین شکل عمل میکند. راه برونرفت از این فضا چیست؟
از نظر من شاهنامه به تمام مسائل با زبانی هنرمندانه میپردازد و وقتی شعر شاهنامه را میخوانید، لذتی عجیب در آن نهفته است. دکتر ژاله آموزگار در یکی از اجراها به من گفت شما طوری شاهنامه را با موسیقی همراه پاپ اجرا کردید که هم من هشتاد و چند ساله و هم کودک شش سالهای که در این سالن بود، از اجرا لذت بردیم و این حرف من را به ادامه راه امیدوار کرد؛ چون از طرف کسی مطرح شد که حرفش برای تعداد زیادی از ما همواره در ادبیات سند است.
ببینید، شاهنامه از پیشینه ما حرف میزند؛ دیدگاهی که به ماندگار شدن شاهنامه کمک کرده و این اثر را به اثری تاریخ مصرفدار تبدیل نکرده است. شاعران و اهالی موسیقی با نگاه به آثار بزرگی مثل شاهنامه می توانند به مسیرهای خروج از تک بعدی شدن برسند اما در قالب و زبانی نو.
به طور کلی هرچه آگاهی هنرمندان بیشتر شود، میتوانند به موضوعات متنوعتری بپردازند. البته نباید فراموش کنیم که رفتار سلیقهای برخی مسئولان فرهنگ و هنر، هنرمندان را از سرودن اشعاری مثلاً در زمینه اجتماعی دلسرد کرده و در ادامه هنرمندان برای مواجه نشدن با برخی دردسرها و سانسورها به سراغ عاشقانهنویسی میروند.
به نظر من وقت این رسیده که از ساخت آثار تک بعدی دست بکشیم، چون نگاه های سلیقه ای برخی مسئولان فرهنگ و هنر است نه همه . از این ها گذشته، من یک سؤال دارم، مگر فردوسی برای نوشتنش تاوان نداد؟ فردوسی در سختترین شرایط شاهنامه را سرود، ولی در آن زمانه شاهکاری را ارائه کرد که ماندگار شد.
او تمام داراییاش را در این مسیر داد و شاهنامه را خلق کرد. در تمام دنیا ممیزی داریم پس نباید دلسرد شد.

و سخن پایانی شما؟
لازم می دانم به این نکته مهم اشاره کنم که در مسیر تولید شهپرنامه، بنیاد فردوسی توس بسیار کمککننده بود؛مسئولان این بنیاد در مسیر ساخت شهپرنامه، بنده را با بسیاری از بزرگان همراه کردند که باید از این بنیاد به صورت ویژه تشکر کنم.
و در پایان سخنی خطاب به مسئولان فرهنگ و هنر دارم و آن هم این که هنر متعالی زمانی به وجود میآید که هنرمند به خودی و غیرخودی تقسیم نشود و امیدوارم روزگاری برسد که در ایران ما این اتفاق بیفتد و برای دریافت یک مجوز مجبور نشویم با دهها نفر تماس بگیریم. تسهیل مسیر برای هنرمندان یکی از وظایف عادی مسئولان فرهنگی ماست. امیدوارم هنرمندان در آینده درگیر کاغذبازیها نباشند.