printlogo


توقف تولید علم ایران؟
صادق غفوریان

از سال 2023 که جایگاه علمی ایران در حوزه تولید علم، با کاهش دو رتبه‌ای از 15 به 17 پایین آمد، همواره این نگرانی وجود داشته و دارد که شرایط کشور اجازه ندهد ما به جایگاه قبل بازگردیم؛ ضمن این‌که برنامه هفتم توسعه کشور نیز که پایان آن 1407 است، چشم‌انداز رتبه 14 را برای ایران در این عرصه مطالبه کرده است. حالا ابطحی، معاون پژوهشی وزارت علوم، به نکاتی اشاره کرده که بر نگرانی‌های پیشین افزوده است: «با توجه به شرایط موجود، سرمایه‌گذاری بالای کشورهای رقیب، کاهش برخی حمایت‌ها و همچنین تحریم‌های موجود، انتظار داریم تولید مقالات علمی کشور با کاهش حدود 2 تا 3 درصدی مواجه شود.»  پیش‌بینی وزارت علوم را نمی‌توان تنها یک هشدار آماری تلقی کرد. افت تولید مقالات، اگر به روندی مستمر تبدیل شود، نشانه‌ای از کاهش توان پژوهشی دانشگاه‌ها و کم‌رنگ‌شدن حضور ایران در شبکه جهانی علم خواهد بود؛ آن‌هم در شرایطی که رقبا با سرمایه‌گذاری‌های هدفمند، توسعه زیرساخت‌های پژوهشی و جذب پژوهشگران بین‌المللی، با شتاب بیشتری حرکت می‌کنند. فاصله کشورها در رده‌های میانی جدول تولید علم چندان زیاد نیست و ازاین‌رو، کاهش چنددرصدی مقالات می‌تواند به جابه‌جایی محسوس رتبه ایران بینجامد.

داده‌های منتشرشده درباره سال 2023 نشان می‌دهد ایران با تولید حدود 65 هزار مقاله علمی در جایگاه هفدهم جهان قرار گرفته است؛ حال آن‌که برای دستیابی به رتبه چهاردهم، باید فاصله‌ای قابل‌توجه جبران شود. برزیل که در یکی از ارزیابی‌ها جایگاه سیزدهم را در اختیار داشته، حدود 93 هزار مقاله تولید کرده است. این اختلاف نشان می‌دهد تحقق هدف برنامه هفتم، صرفاً با افزایش محدود تعداد مقالات یا برگزاری چند همایش علمی امکان‌پذیر نیست و به تحولی جدی در سیاست‌گذاری، تأمین مالی و نگهداشت سرمایه انسانی نیاز دارد.
اگرچه توسعه نشریات علمی داخلی تا اندازه‌ای مانع سقوط بیشتر جایگاه ایران شده، این راهکار به‌تنهایی کافی نیست. بنا بر آمار اعلام‌شده، ایران حدود 1600 نشریه علمی دارد و طی سه سال، بیش از 100 مجله جدید کشور در پایگاه‌های معتبر نمایه شده‌اند. مسئولان وزارت علوم معتقدند اگر این مجلات به چرخه انتشار بین‌المللی وارد نشده بودند، رتبه ایران ممکن بود تا جایگاه‌های بیستم یا بیست‌ویکم نیز پایین بیاید. بااین‌حال، نمایه‌سازی نشریات هرچند اقدامی ضروری است، نمی‌تواند جای سرمایه‌گذاری پایدار در پژوهش، تجهیز آزمایشگاه‌ها و گسترش همکاری‌های بین‌المللی را بگیرد.
در جست و جوی علت ها
یکی از ریشه‌های اصلی این وضعیت، کمبود منابع مالی است. بودجه کل وزارت علوم در سال 1402 حدود یک میلیارد دلار اعلام شده؛ رقمی که به گفته مسئولان این وزارتخانه، با بودجه یک دانشگاه برتر خارجی برابری می‌کند. همین منابع محدود باید هزینه فعالیت 129 دانشگاه، 58 پارک علم و فناوری و 28 پژوهشگاه و مؤسسه پژوهشی را پوشش دهد. در کنار این محدودیت، هزینه انتشار برخی مقالات در نشریات بین‌المللی به 500 تا هزار دلار رسیده و تحریم‌ها نیز دسترسی پژوهشگران به پایگاه‌های اطلاعاتی، تجهیزات آزمایشگاهی و همکاری‌های علمی جهانی را دشوار کرده است.تنگنای مالی حتی در میزان حضور پژوهشگران ایرانی در کنفرانس‌های معتبر نیز آشکار است. در سال 2023، پژوهشگران ترکیه چهار هزار و 463 مقاله کنفرانسی منتشر کردند، درحالی‌که سهم ایران دو هزار و 258 مقاله بود. این اختلاف البته تمام فاصله دو کشور را توضیح نمی‌دهد؛ چراکه مجموع تولیدات حاصل از کنفرانس‌ها سهم محدودی از تولید علم ایران دارد، اما خود نشانه‌ای از کاهش فرصت تعامل علمی، دیده‌شدن پژوهشگران و شکل‌گیری همکاری‌های بین‌المللی است.
غصه مهاجرت
در کنار کمبود بودجه، مهاجرت پژوهشگران به یکی از جدی‌ترین عوامل تضعیف ظرفیت علمی کشور تبدیل شده است. براساس آمار اعلام‌شده، از سال 2010 تا 2023 حدود 12 هزار پژوهشگر ایرانی مهاجرت کرده‌اند و 60 درصد این مهاجرت‌ها تنها در سه سال پایانی این دوره رخ داده است. این افراد که در ایران تحصیل کرده‌اند، پس از مهاجرت، مقالات خود را با وابستگی سازمانی دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌های خارجی منتشر می‌کنند. وزیر علوم گفته است این گروه در یک سال 28 هزار مقاله منتشر کرده‌اند؛ مقالاتی که اگر با نام مؤسسات ایرانی انتشار می‌یافت، می‌توانست ایران را به رتبه چهاردهم برساند.
چرا مهاجرت؟
دلایل این مهاجرت نیز چندان پنهان نیست: کاهش قدرت خرید اعضای هیئت علمی، دشواری تأمین مسکن، کمبود امکانات پژوهشی، احساس تنزل منزلت اجتماعی و جذابیت فرصت‌های شغلی و تحقیقاتی در کشورهای مقصد. در چنین شرایطی، هر پژوهشگر مهاجر تنها یک نیروی انسانی ازدست‌رفته نیست، بلکه بخشی از سرمایه‌گذاری آموزشی کشور، ظرفیت تولید مقاله، شبکه همکاری علمی و امکان تربیت نسل بعدی پژوهشگران نیز از دسترس دانشگاه‌های ایران خارج می‌شود.
​​​​​​​
کشورهای پیشرو و تولید ثروت از علم  
نگرانی مهم‌تر آن است که جهان امروز از رقابت بر سر «تولید مقاله» عبور کرده و کشورهای پیشرو، تولید ثروت از علم و فناوری را در دستور کار خود قرار داده‌اند. مقاله علمی نقطه آغاز زنجیره‌ای است که باید به فناوری، ثبت اختراع، شرکت دانش‌بنیان، محصول رقابت‌پذیر، اشتغال تخصصی و ارزش افزوده اقتصادی منتهی شود. بنابراین، اگر ایران همزمان با کاهش کمّی تولید علم، در تبدیل دانش به ثروت نیز کند حرکت کند، فاصله ایجادشده بسیار عمیق‌تر از چند پله در یک جدول جهانی خواهد بود.
جنگ و علم
افزون بر این تنگناهای ساختاری، ابهام در اولویت‌گذاری ملی نیز بر اضطراب دانش آماری کشور دامن زده است. در کشاکش شرایط جنگی و دوران فشار و تهدید، طبیعی است که توجه حکمرانی و منابع کشور به امنیت، معیشت و بازسازی زیرساخت‌ها معطوف شود؛ اما تجربه تاریخ علم نشان می‌دهد که علم و فرهنگ نه هزینه‌ای قابل تعلیق، بلکه همان سرمایه‌ای است که توان بازسازی، تاب‌آوری و اقتدار ملی را فراهم می‌کند. خطر آن جاست که در سایه این اولویت‌های فوری، حمایت از پژوهش به حاشیه رانده شود، بودجه‌های علمی تقدیم بی‌مهری شود و ذهن نسل جوان پژوهشگر چنین تلقی کند که در اقتصاد اولویت‌های کشور، جایی برای دانش نیست؛ تلقی‌ای که شتاب‌دهنده مهاجرت نخبگان و کندکننده حرکت به‌سوی رتبه چهاردهم خواهد بود. ازاین‌رو، آن‌که در چنین مقطعی، توسعه علمی از فهرست دغدغه‌های ملی حذف نشود، خود بخشی از آزمون تاب‌آوری علمی ایران است.
چشم انداز 8 میلیارد دلاری
و در نتیجه، برنامه هفتم، افزایش سهم تحقیق و توسعه تا  2 درصد تولید ناخالص داخلی و دستیابی به رتبه چهاردهم را هدف‌گذاری کرده است. آن طور که پیمان صالحی، معاون پژوهشی پیشین وزارت علوم اعلام کرده، برآوردها نشان می‌دهد تحقق این سهم، منابع تحقیق و توسعه را به حدود هشت میلیارد دلار می‌رساند. بااین‌حال، هدف‌گذاری بدون تأمین منابع پایدار، بهبود معیشت پژوهشگران، نوسازی تجهیزات، تسهیل ارتباطات علمی و ایجاد افق شغلی روشن برای نخبگان، راه به جایی نخواهد برد. اکنون مسئله فقط بازپس‌گیری دو رتبه ازدست‌رفته نیست؛ مسئله حفظ توان علمی کشوری است که رقیبانش برای آینده‌ای مبتنی بر دانش و ثروت فناورانه، بی‌وقفه سرمایه‌گذاری می‌کنند.