بی شک دکتر احد فرامرز قراملکی، چهره ماندگار علوم انسانی، استاد گروه فلسفه و کلام دانشگاه تهران و بنیانگذار «اخلاق حرفه ای» در ایران را باید از استادان برجسته حوزه الهیات، کلام و فلسفه در دانشگاه های جهان اسلام دانست. حدود پنج دهه کوشش های علمی با بیش از 40 تالیف، صدها مقاله و ارائه علمی به زبان های فارسی، عربی و انگلیسی، کارنامه جهاد علمی او را پربار کرده است. تاملات و مطالعات دکتر قراملکی در حوزه علوم اسلامی که بخش وسیعی از تالیفات و مقالاتش را تشکیل می دهد، در بیش از سه دهه اخیر با یک ارزش افزوده مهم یعنی «اخلاق حرفه ای» همراه شده است.
امروز، او از مطرح ترین نظریه پردازان اخلاق حرفه ای در جغرافیای اسلامی به شمار می آید.اخلاق حرفه ای، موانع رشد اخلاقی در سازمان های ایرانی، درآمدی بر اخلاق حرفه ای، اخلاق کاربردی در ایران و اسلام و هنر خوب ماندن، فقط بخشی از تالیفات مکتوب او در این حوزه است. حدود 20 اثر در حوزه اخلاق حرفه ای و کاربردی و صدها مقاله و سخنرانی در این زمینه، او را به «پدر اخلاق حرفه ای ایران» تبدیل کرده است.
ما در تحریریه خراسان، پای کلام و اندیشه های او درباره اخلاق حرفه ای با تمرکز بر «بهره وری» نشستیم و لذت بردیم. اکنون بخش هایی از این همکلامی را با شما به اشتراک می گذاریم.
جناب استاد، مفهوم «بهرهوری» معمولاً در ادبیات اقتصادی و مدیریت صنعتی مورد بحث قرار میگیرد. ورود شما به عنوان یک پژوهشگر اخلاق حرفهای به این مفهوم از چه خاستگاهی است؟مسئله بهرهوری یک مسئله «چندتباری» (Multi-origin) است. خاستگاه اولیه آن در علم اقتصاد بوده؛ یعنی بیشترین و بهترین استفاده را از کمترین منابع بردن. بعدها این مفهوم وارد حوزه مدیریت شد. حتی «فردریک تیلور» که از او به عنوان پدر مدیریت علمی یاد میشود، دغدغه بنیادینش بهرهوری بود.
این موضوع آن قدر اهمیت دارد که در منابع مرتبط با بهرهوری نقل می شود، وقتی کارمندی با سرعت مشغول نوشتن بود، همکارش از او پرسید چرا قلمت را نمیتراشی؟ و او پاسخ داد: وقت ندارم! همکارش گفت: «مداد تراشیده سرعت و کیفیت کار تو را بالا میبرد.»
اما فراتر از اقتصاد و مدیریت، بهرهوری یک «ریشه اخلاقی» بسیار عمیق دارد. من در کتاب در دست انتشارم با عنوان «دغدغه بهرهوری» نشان دادهام که مفهوم بهرهوری مستقیماً از دل یکی از بنیادیترین اصول اخلاقی یعنی «امانتداری» زاده میشود.
پیوند میان «بهرهوری» و «امانتداری» کجاست؟ ما معمولاً امانتداری را صرفاً حفظ شیء یا دست نزدن به آن تلقی میکنیم.
این دقیقاً همان سوءبرداشت رایج است. در فقه و حقوق، ما دو نوع تصرف داریم؛ «یدِ ضمانی» و «یدِ امانی». در مواردی مثل عاریه، مضاربه یا وصایت، امانتداری به معنای «عدم تصرف» یا بلااستفاده گذاشتن مال نیست، بلکه امانتداری یعنی «نوعی تصرف معین و درست.»
در عالم حرفه، تمامی منابعی که در اختیار ماست از وقت، بودجه، تجهیزات سازمانی و دانش گرفته تا مخاطبان و سرمایه انسانی امانت هستند. تصرف امانتدارانه در این منابع، چیزی جز «استفاده بهینه» نیست. بنابراین، «بهرهوری، رسمِ امانتداری است». قاعده بسیار روشن است: هر اندازه بهرهوری کاری و سازمانی ما بالاتر باشد، امانتدارتریم؛ و هرچه امانتدارتر باشیم، در حرفه خود اخلاقیتریم. از این منظر، بهرهوری یک شعار یا ژست مدیریتی نیست، بلکه «نحوه کار و رفتار اخلاقی من» در موقعیت شغلی است.

آقای دکتر، شما از «استفاده بهینه» سخن گفتید؛ از دیدگاه شما ارکان این استفاده بهینه چیست و چه زمانی میتوان گفت کاری دارای بهرهوری است؟ استفاده بهینه متوقف بر تجمیع دو رکن کلیدی است:
1-اثربخشی (Effectiveness): یعنی کار ما خروجی، ثمره و نتیجه مشخص داشته باشد؛ به سمت هدف درست حرکت کند، تکرار مکررات نباشد و به تعبیری چرخ را از ابتدا اختراع نکنیم.
2-کارایی (Efficiency): یعنی رسیدن به آن هدف، از مناسبترین مسیر با بهترین شیوه در کمترین زمان و با صرف بهینهترین منابع ممکن صورت گیرد.
اگر «اثربخشی» و «کارایی» همزمان در یک کنش حرفهای حاصل شوند، بهرهوری متولد میشود. جالب است که پیتر دراکر (از برجستهترین نظریهپردازان مدیریت در جهان) جملهای معروف دارد: «اگر کاری ارزش انجام دادن دارد، ارزش آن را دارد که به بهترین شکل انجام شود.»
این تفکر ریشه در حکمت دینی ما نیز دارد؛ آنجا که پیامبر اکرم(ص) میفرمایند: «إنّ اللهَ تعالى يُحِبّ إذا عَمِلَ أحَدُكُم عَمَلاً أن يُتقِنَهُ» (خداوند دوست دارد وقتی کسی کاری انجام میدهد، آن را محکم، دقیق و با اتقان انجام دهد). این اتقان در عمل، همان تلاقی کارایی و اثربخشی است.
جناب قراملکی، با وجود این نکات که جنابعالی اشاره کردید، در حوزه عمل، همواره چالش هایی در زمینه بهره وری وجود دارد. از دیدگاه شما چه مغالطهها و سوءتفاهمهایی درباره بهرهوری وجود دارد که مانع تحقق آن میشود؟** دو کژتابی و خطای راهبردی بسیار بزرگ در فهم بهرهوری وجود دارد:
خطای اول؛ خلط بهرهوری با «خساست و مصرف نکردن منابع»: بهرهوری به معنی هزینه نکردن یا به صفر رساندن مصرف نیست. امساک نابجا خودش ضد بهرهوری است. بهرهوری یعنی منبع را در جای درست، با اندازه درست و در جهت دستیابی به هدفِ درست مصرف کردن.
خطای دوم؛ خلط بهرهوری با «کار بیوقفه و فرسایش انسان»: این تصوری بود که در دورههایی از مدیریت صنعتی حاکم شد و گمان میکردند انسان هرچه بیشتر پشت میز بنشیند و بیوقفه کار کند، بهرهوری بالاتر میرود. نتیجه چنین رویکردی برهم خوردن توازن میان کار و زندگی (Work-Life Balance) و شورش نسل جدید علیه این فرسودگی بود.
پژوهشهای تجربی متعددی، از جمله در ژاپن و غرب، اثبات کرده است کسانی که مرز و تعادل میان زندگی شخصی و کار را از دست میدهند، نه تنها بهرهوری بالاتری ندارند، بلکه خروجی آنها دچار افت کیفی شدید میشود. امروزه در کشورهای پیشرفته دورههای بازسازی ذهن، ذهنآگاهی (Mindfulness) یا فرصتهای مطالعاتی و استراحتی میگذارند؛ چرا که میدانند یک ماه استراحت و فراغت واقعیِ ذهن، بهرهوری ۱۱ ماه کار بعدی را به شکل چشمگیری تضمین میکند.
اگر بخواهیم این نگاه را در بسترهای سازمانی و رسانهای عملیاتی کنیم، بنیاد اصلی تغییر چه خواهد بود؟نقطه عزیمت، «تغییر جهانبینی نسبت به مسئولیت» است. در نگرش توحیدی و اخلاقی، حتی مخاطب و ذهن او امانت است. وقتی سازمان یا رسانه، زمان و اعتماد انسانها را امانت بداند، دیگر نمیتواند با تولید محتوای کمکیفیت یا اتلاف منابع، مرتکب خیانت در امانت شود. بهرهوری از سطح آییننامهها و شاخصهای آماریِ خشک، باید به سطح «وجدان اخلاقی کار» ارتقا یابد.