printlogo


در آستانه امضای تفاهم ایران و عمان درباره ترتیبات جدید تردد در هرمز تهران از فشار انرژی بر واشنگتن برای تثبیت قواعد خود بهره می‌گیرد
ترامپ در تنگنای نفت، ایران در حال تثبیت
یوسفی

تفاهم امروز ایران و عمان، تهران را در آستانه امضای ترتیباتی قرار می‎دهد که مسیر ۵۸ساله کشتیرانی را تغییر می‌دهد؛ بخشی از تردد دریایی را به آب‌های ایران منتقل می‌کند و برای نخستین‌بار، ثبت اطلاعات همه شناورهای عبوری را به یک قاعده مشترک تبدیل می‌سازد. بااین‌حال، این تفاهم فقط چگونگی بازگشایی احتمالی تنگه را مشخص می‌کند، نه زمان آن را و هرمز تا اجرای دیگر تعهدات آمریکا همچنان بسته خواهد ماند.مذاکرات فشرده ایران و عمان سرانجام به تفاهمی نهایی بر سر ترتیبات عبورومرور در تنگه هرمز رسیده است. تفاهمی که قرار است امروز به امضا برسد و در آخرین دور گفت‌وگوها، بخش عمده تغییرات درخواستی ایران در آن گنجانده شده است. اهمیت این سند در تغییری است که در هندسه حقوقی، امنیتی و عملیاتی تنگه ایجاد می‌کند.این توافق در واقع ناظر به ماده پنجم تفاهم‌نامه اسلام آباد شکل گرفته است. از همین رو، امضای آن به معنای بازگشایی فوری تنگه نیست. تهران صرفاً پذیرفته است که اگر سایر تعهدات آمریکا اجرا و زمینه بازگشایی هرمز فراهم شد، عبور کشتی‌ها براساس ترتیبات جدید صورت گیرد. بنابراین، میان «توافق بر سر شیوه بازگشایی» و «تصمیم به بازگشایی» باید تمایز گذاشت. تفاهم عمان، یک گام مهم برای بازگرداندن آمریکا به مسیر اجرای توافق است؛ اما هنوز گام‌های دشوارتری باقی مانده است.نخستین تغییر مهم، بسته‌شدن مسیر جنوبی تنگه است؛ همان مسیری که اختلاف بر سر آن، یکی از محورهای اصلی آغاز جنگ بود. حساسیت موضوع از آن‎جا ناشی می‌شد که مسیر جنوبی در آب‌های سرزمینی عمان قرار داشت و ایران به‌تنهایی قادر نبود ترتیبات آن را تغییر دهد. پذیرش بسته‌شدن این مسیر از سوی مسقط، نشان می‌دهد عمان تحت تأثیر واقعیت جدید امنیتی تنگه، از حفظ سازوکار پیشین عقب‌نشینی کرده است.در مقابل، «مسیر میانی» براساس نقشه تهیه‌شده توسط قرارگاه خاتم به تأیید دوطرف رسیده است. تمام بخش ورودی این مسیر و قسمت مهمی از مسیر خروجی آن در آب‌های سرزمینی ایران قرار دارد. این جابه‌جایی، در ظاهر اصلاحی جغرافیایی است، اما در عمل یکی از مهم‌ترین دستاوردهای راهبردی ایران محسوب می‌شود، زیرا برای نخستین‌بار کنترل ایران بر مسیر واقعی کشتیرانی را از سطح توان نظامی به سطح یک قاعده مورد توافق ارتقا می‌دهد.با این تفاهم، ایران نه‌تنها درباره آب‌های خود تصمیم گرفته، بلکه توانسته بر نحوه استفاده از آب‌های سرزمینی طرف مقابل نیز اثر تعیین‌کننده بگذارد.
ارزش اصلی این تغییر در رویه‌شدن مسیر جدید نهفته است. در مناسبات دریایی، آنچه برای مدتی به‌عنوان مسیر معمول عبور شناخته و اجرا شود، به‌تدریج به یک واقعیت تثبیت‌شده عملیاتی تبدیل خواهد شد. متن تفاهم نیز تضمین می‌کند تا زمانی که مذاکرات برای رسیدن به ترتیبات دائمی ادامه دارد، همین قواعد موقت برقرار بماند. بنابراین، موقتی‌بودن توافق الزاماً به معنای شکننده‌بودن آن نیست؛ زیرا بازگشت خودکار به ترتیبات گذشته پیش‌بینی نشده و قواعد جدید تا دستیابی به توافق جایگزین ادامه خواهد یافت.دومین تحول مهم، تشکیل واحد مشترک ایران و عمان برای ثبت اطلاعات کشتی‌های عبوری است. براساس تفاهم، همه شناورها باید پیش از ورود یا خروج، مشخصات و اطلاعات خود را در این واحد ثبت کنند. این قاعده با رویه گذشته عبور ترانزیتی تفاوت اساسی دارد؛ زیرا پیشتر کشتی‌ها برای عبور نیازی به چنین ثبت فراگیری نداشتند.داده‌های این واحد مشترک، صرفاً اطلاعات اداری نیست. هر نوع نظارت، طبقه‌بندی، اعمال محدودیت یا ارائه خدمات هدفمند در آینده، به برخورداری از تصویری دقیق از هویت، مالکیت، محموله، مبدأ و مقصد کشتی‌ها نیاز دارد. به همین دلیل، ثبت اطلاعات را می‌توان زیرساخت اعمال مدیریت هوشمند بر تنگه دانست. ایران پیش از آن‌که درباره نوع رفتار با هر شناور تصمیم بگیرد، باید بداند چه کشتی‌ای با چه مأموریتی وارد این پهنه راهبردی می‌شود. تفاهم جدید، بستر دستیابی نظام‌مند به این داده‌ها را فراهم می‌کند.در متن توافق، فهرستی از خدمات از جمله تأمین امنیت و حفاظت از محیط‌زیست نیز آمده است؛ اما در مرحله فعلی، دریافت مبلغ در برابر این خدمات تصریح نشده است. عمان همچنان به‌شدت با هرگونه دریافت هزینه مخالفت می‌کند و این موضوع به مذاکرات بعدی موکول شده است. بنابراین، نباید تفاهم فردا را به معنای پذیرش عوارض عبور دانست. بااین‌حال، تثبیت مسیر جدید، ثبت اطلاعات شناورها و به‌رسمیت‌شناختن خدمات مشترک، زیرساختی را ایجاد می‌کند که بحث مالی را در آینده از یک مطالبه صرف، به موضوعی قابل مذاکره تبدیل خواهد کرد.مذاکرات بعدی قرار است بر تبدیل این ترتیبات موقت به قواعد دائمی متمرکز شود. دشواری این مرحله کمتر از مذاکرات کنونی نیست؛ زیرا پای منافع آمریکا، کشورهای عربی جنوب خلیج‎فارس، شرکت‌های بزرگ کشتیرانی و مجموعه‌ای از ملاحظات حقوقی و اقتصادی در میان است. ازاین‌رو، تفاهم عمان را باید یک پیشروی مهم دانست، نه پایان منازعه.نکته مهم دیگر، زمان‌بندی نهایی‌شدن این تفاهم است. با نزدیک‌شدن انتخابات آمریکا، افزایش قیمت نفت و به‌تبع آن بنزین و گازوئیل، به یکی از مهم‌ترین نقاط فشار بر دولت ترامپ تبدیل شده است. ایران اکنون می‌کوشد از همین پنجره زمانی برای تثبیت دستاوردهای خود استفاده کند. هدف ایران این است که پیش از کاهش این فشار، تفاهم آماده‌شده با عمان را نهایی و ترتیبات جدید مدنظر خود را به یک واقعیت تثبیت‌شده تبدیل کند.ایران در طراحی این فرایند، هوشمندی دیگری نیز به خرج داده و دیگر کشورهای عربی منطقه را برای پیوستن به ترتیبات جدید دعوت کرده است که تلاشی برای منطقه‌ای‌کردن تفاهم و کاستن از امکان مخالفت بعدی کشورهای جنوبی خلیج‎فارس است. پیوستن احتمالی این کشورها یا حتی خودداری آن‌ها از مخالفت علنی، می‌تواند به‌صورت تلویحی به معنای پذیرش نظم جدید تردد در هرمز تعبیر شود و ترتیبات ایرانی را از یک توافق دوجانبه با عمان، به رویه‌ای برخوردار از همراهی منطقه‌ای ارتقا دهد.در سطحی کلان‌تر، ایران می‌خواهد فشار انباشته‌شده بر آمریکا را صرفاً به یک امتیاز فنی در تنگه محدود نکند. هدف اصلی آن است که نیاز فوری ترامپ به کاهش قیمت انرژی، به اهرمی برای الزام طرف آمریکایی به اجرای سایر تعهداتش در تفاهم‌نامه اسلام‌آباد تبدیل شود. به همین دلیل، ایران میان امضای تفاهم عمان و بازگشایی عملی تنگه فاصله گذاشته است. قواعد بازگشایی را اکنون تثبیت می‌کند، اما خود بازگشایی را تا زمان اجرای تعهدات آمریکا به تأخیر می‌اندازد. این طراحی، امکان بهره‌برداری از فشار انتخاباتی را حفظ می‌کند و مانع آن می‌شود که آمریکا بدون پرداخت هزینه سیاسی و اجرای تعهدات خود، مهم‌ترین مطالبه‌اش یعنی عادی‌شدن عبورومرور در هرمز را به دست آورد.