تیم ملی والیبال کشورمان باز هم روبهروی ژاپن در فینال قهرمانی مردان آسیا قرار گرفت و در سه دست پیاپی بازی را به رقیب مدعیاش واگذار کرد. نمایش شاگردان پیاتزا در این دیدار گرچه تا امتیازات پایانی تقریبا پایاپای ساموراییها بود، اما در امتیازهای حساس برابر آن ها حرفی برای گفتن نداشتیم و بازی را به نوعی در لحظات پایانی وا دادیم. چیزی که بعد از دو سال تجربه در لیگ ملتها دیگر کمتجربگی تلقی نمیشود و واضح است بچههای والیبال در پایان دستها توان رقابت با تیمهای مدعی را ندارند و کادرفنی هم هنوز چارهای برای این موضوع پیدا نکرده. درست است که ژاپن با تیمی که ۵، ۶ سال پیش داشت، تفاوت زیادی کرده و حالا یکی از قدرتهای بلامنازع والیبال جهان است، اما باخت در دو فینال متوالی و نبردن حتی یک دست، اتفاقی ناراحتکننده است. حالا والیبال کشورمان هم مثل فوتبال، قله آسیا را از دست داده. البته باید گفت فدراسیون والیبال در این سالها یکی از بهترین فدراسیونهای ورزشی ایران بوده و این را میشود در والیبال بانوان و پیشرفت آن ها هم دید، اما نتایج والیبال مردان در آسیا و خصوصا لیگ ملتها چندان جالب نبوده و نیاز به نگرشی دیگر دارد.

هم انتقام پرید، هم راه المپیک سختتر شد
تیم ملی والیبال کشورمان روز گذشته در فینال قهرمانی مردان آسیا، باز هم ۳ بر صفر برابر ژاپن شکست خورد تا برای دومین بار پیاپی، ساموراییها قهرمانی را از چنگ شاگردان پیاتزا دربیاورند. واقعیت این است که همه طرفداران والیبال منتظر انتقام بودند؛ چراکه سه سال پیش هم در ارومیه، قهرمانی را برابر هواداران خودی به ژاپنیها دادیم. اما امروز تیمی فقط در حد اذیت کردن ژاپن بودیم، نه بیشتر! همین چندی پیش بود که در لیگ ملتها بازی سختی با ژاپن داشتیم و ۳ بر ۲ به آن ها باختیم و تصور بر این بود که در آسیا، حداقل اگر قرار است بازنده باشیم، آن ها را به همان شکل اذیت کنیم؛ اما این اتفاق رخ نداد و حالا سهمیه المپیک هم به احتمال بسیار زیاد پرید! چراکه در المپیک فقط ۱۲ تیم شرکت میکنند و ما حالا باید در جهانی والیبال در بین سه تیم برتر باشیم و در لیگ ملتهای ۲۰۲۷ هم همینطور؛ چیزی که بعید است با حضور تیمهای مدعی و قدرتمندی که در والیبال سرآمد هستند، به راحتی به دست بیاید. البته هنوز چیزی قطعی نیست و والیبال ایران فرصت دارد، اما چنین فرصتی مقابل ژاپن، آن هم در فینال قهرمانی آسیا، دیگر تکرار نخواهد شد.
دیگر بهانهای به نام «تیم جوان» پذیرفته نیست!
تیم ملی در این رقابتها هم یکی از جوانترین تیمهای آسیا بود؛ دقیقا مشابه لیگ ملتها که در کنار بلغارستان، جوانترین تیم بودیم و آن هم در دو سال پیاپی. طبیعتا این جوانان که تورنمنتهای مهمی را دیدهاند و اتفاقا در آن ها هم خوب ظاهر شدهاند، باید تجربه کافی برای بازیهای بزرگ را به دست آورده باشند. در این خصوص اما برخی هنوز اعتقاد دارند تیم ایران جوان است و تجربه کافی ندارد و برای همین بازی را واگذار میکند. اساسا مگر چقدر باید به آن ها میدان داده شود که خودشان را نشان دهند؟ تیمی که با اغلب همین بازیکنان، همین ژاپن را در لیگ ملتها تحت فشار گذاشته و این تجربه را در آن بازی داشته، این جا نباید به مشکل خاصی بخورد. البته این دیدگاه هم وجود دارد که ساموراییها در خانه و در حضور هوادارانشان به برتری رسیدند، اما در بازی قبلی هم بیشتر هواداران ژاپنی بودند. از طرفی بازیکنان ایران در این سالها نشان دادهاند که میتوانند جو عجیب را مدیریت کنند. نمونهاش بازی برابر فیلیپین در جهانی بود که نزدیک بود ایران با باخت برابر این حریف و در جو عجیب سالن، از مسابقات کنار برود، اما در نهایت یوزهای ایران بازی را بردند و به مرحله حذفی رسیدند. بنابراین دیگر نمیشود هر شکست در بازی بزرگ را با جوان بودن و نداشتن تجربه توجیه کرد.
واقعا عالی بودیم که ۳ بر صفر باختیم؟!
شکی نیست که شاگردان پیاتزا بازی سختی داشتند، اما برخی از سایتهای خبری مدعی شدهاند که ایران در این بازی عالی بوده و نمایشی درخشان داشته است. اما سؤال این جاست که آیا واقعا عالی بودیم که بازی را ۳ بر صفر باختیم؟! ژاپنِ لوران تیلیه یکی از بهترین تیمهای دنیاست و بهترین بازیکنان را در اختیار دارد؛ از جمله ران تاکاهاشی که با سرویسهایش دریافتکنندههای قدرتی ما را خیلی اذیت کرد. همین موضوع نشان میدهد که ما هنوز برای آماده شدن برابر رقبا کار داریم و نمیتوان گفت ایران در این بازی عالی بوده است. البته باز هم نمیشود انتقاد خیلی شدیدی از نمایش بازیکنان داشت، چون برابر تیم سوم لیگ ملتها بازی را مدیریت کردن آسان نیست و ایران هم تا امتیازات پایانی دستها کنار ژاپن حرکت کرد. اما فرق بین یک نمایش قابل قبول و یک نمایش عالی همین جا مشخص میشود. تیمی که ۳ بر صفر میبازد، حتی اگر بازی نزدیک باشد، نمیتواند ادعای یک نمایش درخشان و بینقص داشته باشد.