
در دیوارهای سفید نگارخانه «ت» مشهد، مجموعهای از نقاشیهای لالیخا موسوی پیش روی مخاطب قرار گرفته است؛ آثاری که در نگاه نخست، با رنگهای پرقدرت و فرمهای درهمتنیده و مفهوم انتزاعی چشم را درگیر می کند، اما با کمی مکث، لایههای بیشتری از تصویر آشکار می شود. این نمایشگاه از 6 شهریور برپاشده و تا 6 مهرماه میزبان علاقه مندان است که میتوانند هر روز به جز شنبهها، از ساعت ۱۷ تا ۲۲ از آن بازدید کنند.
نقاشیهایی که آرام نمیگیرند
آنچه در مواجهه با آثار این مجموعه بیش از هر چیز به چشم میآید، ازدحام فرمها و حرکت مداوم خطوط است. در بسیاری از تابلوها، پیکرهها، چهرهها و اشکال مختلف در هم فرو رفتهاند و مرز مشخصی میان عناصر تصویر وجود ندارد. گویی نقاش، به جای آن که مخاطب را با یک روایت روشن و سرراست مواجه کند، او را وارد فضایی کرده که باید در آن جستوجو کند، حدس بزند و دوباره نگاه کند. رنگ نیز در این آثار نقش تزئینی صرف ندارد. قرمز، زرد، سبز، آبی و طیفهای خاکستری و تیره در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند و گاهی تضاد شدیدشان، فضای تابلو را به نقطهای پرتنش میرساند.
مرز میان پیکره و خیال
بخشی از جذابیت آثار موسوی در همین حرکت میان واقعیت و انتزاع شکل میگیرد؛ جایی که نمیتوان بهسادگی گفت با نقاشی فیگوراتیو مواجهیم یا انتزاعی. نشانههایی از بدن و چهره و اشیای قابل تشخیص وجود دارد، اما این عناصر در روند نقاشی دچار تغییر و دگردیسی شدهاند. پیکرهها گاهی به تودههایی از رنگ تبدیل میشوند و فرمهای انتزاعی، در لحظهای دیگر، شمایلی آشنا پیدا میکنند. این ویژگی باعث میشود تماشای آثار بیش از آن که شبیه خواندن یک داستان باشد، به تجربهای بصری تبدیل شود. مخاطب برای فهم تصویر مجبور نیست به یک پاسخ قطعی برسد؛ میتواند در میان فرمها حرکت کند و برداشت خودش را داشته باشد.
گفتوگو در سکوت گالری
چیدمان آثار در فضای همراه با سکوت نگارخانه نیز فرصت مناسبی برای چنین مواجههای ایجاد کرده است. فاصله میان تابلوها و نورپردازی متمرکز، اجازه میدهد هر اثر تا حد زیادی استقلال خودش را حفظ کند. حضور بازدیدکنندگان در قاب آثار نیز به شکل جالبی نشان میدهد که این نقاشیها فقط برای تماشا از فاصله دور ساخته نشدهاند و مکث و گفتوگو با تصویر، بخشی از تجربه نمایشگاه است.
نمایشگاه نقاشیهای لالیخا موسوی را میتوان دعوتی به تماشای دوباره دانست؛ مجموعهای که به جای ارائه تصاویر آرام و قابل پیشبینی، مخاطب را با جهانی شلوغ، رنگین و چندلایه روبهرو میکند؛ جهانی که برای کشف جزئیاتش باید کمی بیشتر مقابل هر تابلو ایستاد و در روزگاری که حتی برای دیدن یک تابلو هم بعضیها حوصله سه ثانیه مکث ندارند، همین «ایستادن» خودش اتفاق کمی نیست.