printlogo


زبان‌ عشق همسرتان را بلدهستید؟
زهرا فولادی | روانشناس بالینی


محبت درزندگی مشترک،همیشه به یک شکل ابراز ودریافت نمی‌شود. انسان‌ها در تجربه محبت با یکدیگرتفاوت دارند وآنچه برای یک نفر نشانه روشن علاقه وتوجه است، ممکن است برای دیگری رفتاری عادی یا حتی بی‌معنا باشد.این تفاوت می‌تواند به ویژگی‌های شخصیتی،تجربه‌های گذشته،نیازبه امنیت وصمیمیت وحتی تصویری که فرد ازیک رابطه مطلوب درذهن خود دارد، مربوط باشد.ازهمین رو، شناختن این موضوع که چه چیزی دررابطه به همسراحساس دوست‌داشتنی بودن می‌دهد، هم بخشی ازشناخت عاطفی است.درمطلب امروز زبان‌های مختلف عشق را بررسی می‌کنیم تا یادبگیریم چه کارهایی می‌توانند پیام عاطفی قدرتمندی برای همسرمان داشته باشند.
​​​​​​​

1 خدمت به یکدیگر
محبت بیش ازآن که درکلمات دیده شود،دررفتارهای روزمره حضوردارد.انجام دادن کاری که همسر ازآن خسته است،برعهده گرفتن بخشی ازمسئولیت‌های خانه،کمک در یک موقعیت دشوار یا حتی پیش‌قدم شدن درکاری که می‌دانیم برای او فشارایجاد می‌کند، می‌تواند پیام«تنها نیستی» را منتقل کند.با این حال،خدمت کردن زمانی معنای محبت پیدا می‌کند که براساس شناخت نیازواقعی همسرباشد،نه صرفاً براساس برداشت شخصی ما ازاین‌که چه چیزی برای او مفیداست. 
2تماس فیزیکی
تماس فیزیکی     یکی ازراه‌های مهم تجربه صمیمیت است؛درآغوش گرفتن،گرفتن دست، نشستن درکناریکدیگر یا یک تماس محبت‌آمیزساده می‌تواند بدون استفاده ازکلمات، احساس نزدیکی و همراهی را منتقل کند.با این حال،میزان نیاز افراد به تماس فیزیکی یکسان نیست و   می‌تواند تحت تأثیرشرایط رابطه قراربگیرد. برای فردی که روزدشواری را پشت سرگذاشته است، یک آغوش می تواند بیش ازیک گفت‌ وگوی طولانی آرامش‌بخش باشد،درحالی‌که فرد دیگری درهمان شرایط ترجیح دهد ابتدا کمی فاصله داشته باشد و بعد درباره احساساتش صحبت کند. 
3تأیید و قدردانی
کلمات محبت‌آمیززمانی بیشترین تأثیر را دارندکه واقعی، مشخص و متناسب با فرد مقابل باشند. تعریف‌های کلی ممکن است خوشایند باشند، اما وقتی فرداحساس کند همسرش تلاش وجزئیات رفتاراو را واقعاً دیده است،تأثیرعاطفی کلمات بیشترمی‌شود. گفتن جمله‌ای مانند «دیدم با وجود خستگی برای این کاروقت گذاشتی» یا«ازاین که درآن شرایط کنارم بودی ممنونم» فقط تعریف کردن نیست؛بلکه نوعی به رسمیت شناختن تجربه وتلاش دیگری است.ازطرف دیگر، قدردانی نباید به امری آن‌قدربدیهی تبدیل شود که دیگربیان نشود. بسیاری ازرفتارهای مثبت درزندگی مشترک، به تدریج «وظیفه» تلقی می‌شوند و دیده نمی‌شوند درحالی‌که تشکراز همین رفتارهای کوچک می‌تواند احساس ارزشمندی را زنده نگه دارد.
4هدیه دادن
هدیه زمانی ارزش عاطفی پیدا می‌کندکه پشت آن، شناخت و توجه وجود داشته باشد. ارزش یک هدیه الزاماً با قیمت آن تعیین نمی‌شود و حتی چیزی ساده که نشان دهد فرد علاقه یا خواسته‌ای راکه همسرش مدت‌ها قبل مطرح کرده به خاطرسپرده، معنای بیشتری ازهدیه‌ای گران‌قیمت دارد.درواقع، هدیه می‌تواند شکل ملموسی ازاین پیام باشدکه«به توفکرکرده‌ام». به همین دلیل، انتخاب هدیه به نوعی به حافظه عاطفی در رابطه مربوط می‌شود؛ یعنی فرد جزئیات مربوط به علایق، نیازها وتجربه‌های همسرش را به خاطرمی‌سپارد و آن ها را دررفتارخود منعکس می‌کند. 
5 وقت گذراندن با یکدیگر
باهم بودن لزوماً به معنای داشتن زمان مشترک نیست. ممکن است زوجی ساعت‌ها در یک خانه کنارهم باشند، اما هرکدام درگیر تلفن همراه،کاریا افکارخود باشند و ارتباط واقعی میان آن‌ها شکل نگیرد.آن‌چه اهمیت دارد،کیفیت حضوراست. وقت باکیفیت می‌تواند گفت‌وگوی دونفره، انجام یک فعالیت مشترک، پیاده‌روی، صرف غذا یا حتی نشستن درسکوت باشد. مسئله اصلی، تجربه ارتباط و توجه متقابل است. ازسوی دیگر، همراهی فقط به لحظات خوش محدود نمی‌شود. نشستن کنارهمسر دریک روزسخت، گوش دادن به ناراحتی او بدون تلاش فوری برای حل مسئله یا همراه شدن با او در موقعیتی که برایش اهمیت دارد، معنای عمیق‌تری ازمحبت ایجاد می‌کند.درچنین شرایطی، گوش دادن برای فهمیدن، نه صرفاً برای پاسخ دادن اهمیت پیدا می‌کند. آنچه رابطه را غنی‌ترمی‌کند، صرفاً افزایش ساعات کنارهم بودن نیست، بلکه افزایش کیفیت توجه، گفت‌وگو و تجربه مشترک است.