printlogo


انصارا... چگونه یک حزب‌ا... بزرگ‌تر شد؟
محمد علی حسن نیا 


استقلال «انصارا...» مسئله‌ای ثانویه در محور مقاومت نیست. کمک ایرانی به حزب‌ا... بسیار بیشتر از کمک به «انصارا...» است. شهید سید حسن نصرا... پایگاهی ثابت ساخت که الگویی قابل تعمیم شد. شهید هيثم الطباطبایی (ابوعلی) سال‌ها مدیریت رابطه با «انصارا...» را برعهده داشت، بارها به یمن سفر کرد و نیازهای واقعی این نیرو را می‌شناخت.پس از تهاجم به استان‌های جنوب در مارس ۲۰۱۵ و رویارویی با گروه‌های جنوبی با حمایت عربستان و امارات، رهبری «انصارا...» ارزیابی کیفی دائمی را آغاز کرد، از جمله پس از نبرد مأرب. عنصر اصلی، شورای قبیله‌ای بود که ده‌ها هزار رزمنده از آن بیرون می‌آید. ۲۲ سال حکومت سوسیالیستی در جنوب، تغییرات بزرگی را تحمیل کرد که به شمال نرسید. کمونیست‌ها در جنوب علیه قبیله‌گرایی جنگیدند، زمین‌ها را ملی کردند، آموزش اجباری را تحمیل کردند و به زنان نقش اضافی دادند. مشکل شمال متفاوت بود. آغاز گروه انصارا... با شهید حسین الحوثی با بی توجهی عظیم دولت مرکزی در توسعه، آموزش و رفاه مواجه بود، علاوه بر کمپین عربستان برای انتشار مذهب وهابی. «انصارا...» با نیروهایی مواجه شد که از نظر دینی به مذهب زیدی تعلق داشتند (مانند علی عبدا... صالح و آل الاحمر). همپوشانی فقهی زیدی‌ها با شافعی‌ها و درهم‌تنیدگی روابط قبیله‌ای، «انصارا...» را قادر ساخت در این بلوک گسترش یابد و پایگاه مردمی خود را تقویت کند، به‌ویژه در موضع ضدسلطه عربستان و استعمار آمریکا. انصارا... به مرجعیت اول اتحاد قبیله‌ای–سیاسی تبدیل شد که پشت نیروی اداره‌کننده شمال یمن ایستاده است.«انصارا...» شبانه‌روز روی پروژه نظامی–امنیتی کار می‌کرد، کادرهای تحصیل‌کرده جذب کرد و برنامه وارد کردن سلاح از ایران یا بازارها داشت. همزمان صنایع محلی را تقویت کرد، زیرا از نظام صالح تجهیزات و لجستیک به ارث برده بود. خطوط تولید موشک، پهپاد و قطعات دریایی را به‌روزرسانی کرد و گسترش داد. صنعا همکاری با تهران را پنهان نمی‌کند. تولید محلی شامل موشک، پهپاد هوایی و دریایی و تجهیزات اطلاعاتی، ارتباطات و شناسایی است. آمریکا چین را متهم می‌کند که فناوری استفاده دوگانه به «انصارا...» می‌دهد. گزارش Anthropic از سلول توسعه سلاح در شمال یمن خبر داد که از Claude Code در سه برنامه استفاده کرد: موشک بالستیک چندمرحله‌ای با برد بیش از ۲۰۰۰ کیلومتر؛ موشک‌های R2000 از جمله نسخه گلایدر فراصوت؛ و موشک هدایت‌شده‌ای که در یمن آزمایش شد و شکست خورد.
در زمان صالح، روابط صنعا و آمریکا رشد کرد. پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، آمریکا سالانه حدود نیم میلیارد دلار برای آموزش نیروهای امنیتی یمن هزینه کرد. پس از سقوط صالح، «انصارا...» دستگاه‌های پیشرفته شنود و ردیابی طیف الکترونیکی و آرشیو اطلاعاتی را در دست گرفت. از طرفی دیگر نیروهای «انصارا...» واحدهای امنیتی و اطلاعاتی چندسطحی ساختند تا سرزمین یمن، از جمله مناطق تحت کنترل متحدان عربستان و امارات، را پوشش دهند. تیم‌های اطلاعاتی گزارش‌های دوره‌ای و فوری به رهبری سیاسی و نظامی می‌دادند. در نبرد دریایی با آمریکا، چالش یمنی نیروی دریایی سنتی نبود، بلکه منظومه اطلاعاتی و عملیاتی برای شناخت حریف، پنهان کردن توانایی‌ها و حفظ غافلگیری بود. افسران آمریکایی گفتند شبانه‌روز کار می‌کردند زیرا «انصارا...» عملیات ضد را متوقف نمی‌کرد. اطلاعات به سرعت به تصمیم تبدیل می‌شد. استتار آمریکایی‌ها را ناتوان کرد و برتری فناورانه کاهش یافت. طرح یمنی، برتری دریایی آمریکا را ناکام گذاشت. آمریکایی‌ها تکرار کردند «انصارا...» ناو هواپیمابر را وادار به مانور کرد و الگوی سنتی عملیاتش را مختل کرد.
از سوی دیگر آمریکا چین را متهم کرد شرکت ماهواره‌ای «چانگ گوانگ» تصاویری داده که هدف قرار دادن قطعات جنگی آمریکایی و رصد کشتی‌های بین‌المللی در دریای سرخ را ممکن کرده است. جنبه عقیدتی «انصارا...» بر تهاجم به‌عنوان وسیله اصلی دفاع تمرکز دارد. تبادل تجربیات با محور مقاومت واژه «دفاع منفی» را وارد قاموس نظامی کرد؛ عنصری برای پایداری در برابر برتری شناسایی و حملات هوایی دشمن. «انصارا...» از زیرساخت‌های صالح بهره برد که به پنهان کردن، استتار و توزیع توانایی‌ها در بیش از یک منطقه کمک کرد.نظامیان آمریکایی به توانایی «انصارا...» در استتار، فریب و تحکیم اعتراف کردند، از جمله کاهش «ردپای فنی». رهبری «انصارا...» از شبکه تونل‌های صالح نزدیک صنعا بهره برد؛ تونل‌هایی که علی سالم البیض آن‌ها را «شهرهای زیرزمینی» خواند. آمریکا و اسرائیل از شبکه تونلی تازه در شمال و نزدیک مرز عربستان خبر دادند. خبرگزاری‌های خارجی ورودی تونل‌ها را قلعه‌هایی شکست‌ناپذیر خواندند، هرچند برخی ده‌ها حمله آمریکایی با بمب‌های لرزه‌ای را تحمل کردند.