printlogo


سهراب؛ جنتلمن محبوب آبی‌ها
شایان اله‎‌آبادی

سال‌هاست در فوتبال ایران یک فرمول تکراری برای توجیه ناکامی ها وجود دارد؛ مربیانی که هدایت تیم های بزرگی مثل استقلال و پرسپولیس را بر عهده می گیرند، بعد از اولین نتیجه ضعیف زمین و زمان را مقصر می دانند. از کیفیت چمن و اشتباهات داوری گرفته تا دست بسته روی نیمکت و حاشیه‌های بی پایان، همگی تبدیل به خاکریزی برای فرار از مسئولیت می‌شوند تا خودشان را از هر شکستی مبرا کنند. اما در این فصل، سهراب بختیاری‌زاده در شرایطی بحرانی سکان هدایت استقلال را در دست گرفت و نتایجی ثبت کرد که شاید بهترین مربیان خارجی هم قادر به کسب آن نبودند. تجربه نشان داده مربی خارجی تا بخواهد اتمسفر و روحیه بازیکن ایرانی را بشناسد، عملا نیمی از فصل از دست رفته! البته ساپینتو را یادمان هست که با وجود شناخت فوتبال ایران و با خرید ستاره‌های زیاد در بازی اولش در آسیا 7 گل خورد. سهراب در کنار پیروز قربانی از مربیانی است که در این فصل شکست نداشته‌اند؛ با این تفاوت که سهراب بازی‌های آسیایی را هم پشت سر گذاشته است. منش متین، بیان محترمانه و دوری او از فرافکنی نشان می‌دهد فوتبال ایران بیش از هر زمان دیگری به تفکرات امثال بختیاری‌زاده نیاز دارد.
​​​​​​​
تا من هستم، بهانه ممنوع!
سهراب در این فصل با یکی از بزرگ‌ترین مشکلات ممکن برای استقلال روبه‌رو شد؛ پنجره نقل‌وانتقالات بسته بود و آبی‌ها نتوانستند آن‌طور که باید تیمشان را تقویت کنند. با این حال او از روز اول این مسئله را بهانه‌ای برای نتیجه نگرفتن تلقی نکرد و سعی کرد به جای آن، تمرکز خودش و کادرش را روی بازی‌ها و بهتر شدن استقلال بگذارد. سهراب شروع خوبی در فصل داشت و سه برد پشت سر هم به دست آورد. بعد از آن سه مساوی پی‌درپی باعث شد تیمش کمی از کورس جا بماند، اما باز هم خبری از نالیدن از پنجره بسته، آب‌وهوا، زمین بد، میزبانی نامناسب یا کم بودن تماشاگران نبود. او تیمش را جمع‌وجور کرد و نتیجه‌اش را هم در آسیا دیدیم؛ جایی که تیم پرستاره السد که الهلال را فصل گذشته حذف کرده بود، برابر استقلال عملا حرفی برای گفتن نداشت. سهراب حتی در این فصل نشان داده که به بازیکن هم باج نمی‌دهد؛ نخواستن رضاییان، نیمکت‌نشینی کوشکی و حتی برخورد با حردانی نشان داد برای او هیچ اسمی بزرگ‌تر از استقلال نیست. او کاری کرده بازیکنانش در زمین از جان و دل مایه بگذارند و همین موضوع نشان می‌دهد با مربی‌ای روبه‌رو هستیم که فقط اهل حرف زدن نیست و کارش را بلد است.
سهراب غرور را به ما برگرداند!
مدت‌ها بود وقتی برابر یک تیم آسیایی قرار می‌گرفتیم، به دلیل اختلاف سطحی که در این سال‌ها ایجاد شده، نهایتا انتظار یک نمایش آبرومندانه داشتیم؛ خصوصا وقتی حریف تیمی پرستاره و متمول بود. به جرئت می‌توان گفت در دیدار برابر السد حتی خوش‌بین‌ترین هوادار استقلال هم فکرش را نمی‌کرد آبی‌ها بتوانند چنین تیمی را شکست بدهند؛ تیمی که ارزش یکی از بازیکنانش به اندازه کل تیم استقلال است. اما سهراب بختیاری‌زاده و تیمش غرور را به ما برگرداندند. حالا دوباره به این فکر می‌کنیم که با برنامه‌ریزی درست، بردن تیم‌های متمول عربی آن‌قدرها هم غیرممکن نیست. سهراب در این بازی با همان تدابیر مخصوصش که در هر بازی از استقلال دیده‌ایم، تیم قطری را آچمز کرد. در بازی دوشنبه شب یک تاکتیک دفاعی شاهکار از سهراب دیدیم؛ تاکتیکی که حاصل آنالیز دقیق کادر فنی بود. استقلال اجازه بازی‌سازی از مرکز زمین را نمی‌داد و در عوض کناره‌ها را برای ارسال باز می‌گذاشت. با توجه به میانگین قدی مهاجمان السد، این تصمیم جواب داد و استقلال توانست مقابل تیمی کلین‌شیت کند که در پنج بازی قبلی‌اش ۱۹ گل زده بود. این یعنی سهراب برای هر مسابقه برنامه دارد.


نکته 
شاید اگر  مربی خارجی می‌آمد، سهراب فرصت نداشت!
تارتار، نویدکیا، پیروز قربانی و چند مربی دیگر هم در این سال‌ها پله‌پله بالا آمده‌اند و نشان داده‌اند می‌توان بدون ادعا و بهانه، کار کرد و نتیجه گرفت. مشکل فوتبال ما این است که وقتی پای تیم‌های بزرگ وسط می‌آید، خیلی زود سراغ مربی خارجی می‌رویم و فرصت را از همین مربیانی می‌گیریم که فوتبال ایران را می‌شناسند. اگر استقلال در این فصل هم سراغ یک مربی خارجی می‌رفت، شاید سهراب حتی فرصت نمی‌کرد چند بازی روی نیمکت این تیم بنشیند. اما حالا عملکرد او نشان می‌دهد شاید بد نباشد یک‌بار هم به مربی ایرانی اعتماد کنیم و اجازه بدهیم خودش را در سخت‌ترین شرایط ثابت کند. سهراب بختیاری‌زاده فعلا بدون ادعا، بدون بهانه و بدون سروصدا کارش را کرده و همین برای محبوب شدن بین آبی‌ها کافی است.