printlogo


فرزند مرحوم حاج علی شمقدری، در گفت و گو با خراسان، از ارتباط کمترشنیده شده پدرش با رهبر شهید انقلاب می گوید
امینِ آقای شهید ایران
هانیه غلامی

​​​​​​​

 سیره عملی مرحوم حاج علی شمقدری، از یاران نزدیک و مورد اعتماد رهبرشهید ایران، الگویی درخشان از تلاقی ایمان، مجاهدت و ساده‌زیستی است.  در ایام سالگرد درگذشت مرحوم حاج علی شمقدری، ابعاد کمترشنیده‌شده‌ای از معرفت، ساده‌زیستی و پیوند عمیق این مبارز انقلابی با رهبرشهید انقلاب را بازخوانی خواهیم کرد: رهبرشهید انقلاب در پیام تسلیت خود در شهریور ۱۳۹۹، ایشان را «دوست و همراه قدیمی» توصیف کردند که جز نیکی و مجاهدت از وی ندیده اند. اکنون در سالگرد درگذشت این مبارز انقلابی، محسن شمقدری فرزند مرحوم در گفت‌وگو با «خراسان» به تبیین زیست سیاسی و اجتماعی او پرداخته است و نقطه عطف زندگی او را آشنایی با اندیشه‌های امام‌خمینی(ره) در سال‌های ۱۳۴۱ و ۱۳۴۲ 
می داند. به گفته وی، این مسیر با حضور در جلسات تفسیر قرآن رهبر شهید انقلاب در سال ۱۳۴۳ و متعاقباً شرکت مستمر در دروس مساجد امام‌حسن‌مجتبی(ع) و کرامت تعمیق یافت و به پیوندی ناگسستنی تبدیل شد.
محسن شمقدری با تأکید بر این که پدرش آغاز نهضت امام(ره) را «تولدی دوباره» در حیات خویش می‌دانست، می‎گوید: پس از سال ۱۳۴۲ زندگی ایشان دگرگون شد و دغدغه‌های مکتبی اولویت نخست یافت؛ تا آن‎جا که حتی کسب‌وکار و تجارت را فدای آرمان‌های انقلابی می‌کرد و در ساعات آغازین روز با بستن مغازه، راهی جلسات شهید هاشمی‌نژاد و محافل روشنگرانه مبارزان علیه رژیم پهلوی می‌شد.
یار قدیمی رهبر شهید ایران
محسن شمقدری در این گفت و گو بیان می‎کند: ارتباط مرحوم پدرم با امام شهید انقلاب بسیار نزدیک بود. پیش از انقلاب، به یاد دارم که هفته‌ای دو سه شب، دیدار با آقا برقرار بود. حتی زمانی که آقا به ایرانشهر تبعید شدند، پدرم از نخستین کسانی بودند که به همراه جمعی از دوستان، به دیدار ایشان در تبعیدگاه رفتند. مرحوم پدرم همواره در سفرهای استانی و خارجی در دوران ریاست جمهوری نیز همراه و یاور رهبرشهید بود. اگرچه در دوران رهبری، به صلاحدید حضرت آقا، در مشهد مستقر شد تا بازوی ایشان در پیگیری مطالبات مردمی باشد، اما این فاصله جغرافیایی، هرگز پیوند عاطفی و کاری‌شان را سست نکرد. سفرهای مداوم به تهران و تماس‌های مکرر برای ارائه گزارش‌های میدانی، گواهی بر این دوستی پایدار بود که تا آخرین لحظات عمر، همانند پروانه‌ای گرداگرد شمع وجود رهبرشهید، استوار و عاشقانه باقی ماند. وی می افزاید: درخصوص «امین بودن» مرحوم پدرم نزد رهبرشهید انقلاب نیز، این اعتماد ریشه در سال‌های پیش از انقلاب دارد. ارتباط با «آقا» به قدری نزدیک و صمیمانه بود که به خانواده‌شان دستور داده بودند «هر زمان حاج‌علی آقا به منزل ما آمدند، ایشان را به حضور من برسانید.» این دستور، نشان‌دهنده عمق اعتماد و پیوندی است که از دهه‌های گذشته میان این دو بزرگوار شکل گرفته بود؛ پیوندی که بر محور ایمان، اخلاص و آرمان‌های مشترک بنا شده بود و تا آخرین لحظات، استوار باقی ماند. عمق اعتماد و پیوند میان مرحوم پدرم و حضرت آقا به اندازه‌ای خاص و فراتر از دیدارهای معمول بود که بسیاری از مسائلِ درمیان گذاشته شده، حتی با سایر مبارزان و انقلابیون برجسته نیز مطرح نمی‌شد. به عنوان نمونه، پدرم نقل می‌کردند در جریان سفر مخفیانه شهید اندرزگو، پیام و هشداری به آقا رسیده بود تا اوضاع منطقه را رصد کنند. آقای شهید به پدرم مأموریت دادند تا کوچه‌ها و اطراف منزل را بررسی کنند که آیا نیروهای ساواک یا افراد مشکوک در منطقه حضور دارند یا خیر. وی می افزاید: یکی دیگر از وقایع مهم زندگی مرحوم پدرم به سال ۱۳۶۰ بازمی‌گردد؛ زمانی که پس از شهادت شهید رجایی و ریاست‌جمهوری شهید امام خامنه‌ای، پدرم جمعی از دوستان را از مشهد به تهران بردند تا با امام(ره) دیدار کنند. به دلیل کسالت امام(ره)، دیدار میسر نشد. دوستان پیشنهاد دادند که با آیت‌ا... خامنه‌ای دیدار کنند. وقتی پدرم با دفتر ایشان تماس گرفتند و موضوع را مطرح کردند، آقا با کمال میل پذیرفتند. پدرم نقل می‌کردند که در پایان مکالمه، آقا به ایشان گفتند «بیایید این‎جا تا با هم برویم هوا !» ؛ اشاره‌ای کنایه‌آمیز به خطر انفجار و شهادت. پدرم با علم به این‎که هر لحظه امکان شهادت وجود دارد، خانواده و کسب‌وکارهای دنیوی را به خدا سپردند و راهی تهران شدند. 
ساده زیست، بی آلایش و کتاب خوان
فرزند مرحوم شمقدری در توصیف ویژگی های مرحوم پدرش می‏گوید: آنچه پدر را در قامت یک مبارزِ انقلابی متمایز می‌کرد، غنای فکری‌اش بود. او با وجود تحصیلات رسمیِ اندک، در مکتب بزرگانی چون میرزا هاشمی نجف‌آبادی و سیدحسن دامادی، به عمقی از معرفت قرآنی و نهج‌البلاغه دست یافته بود. این دانش، سلاحِ او در دوران زندانِ ساواک بود؛ جایی که در بند، با تسلط بر مبانی فکری گروه‌های مارکسیستی و توده‌ای، به بحث می‌نشست. او به‌خوبی با آثار آنان آشنا بود و به دلیل برخورداری از پشتوانه‌ مطالعاتی قوی، به‎رغم همنشینی با افرادِ در معرضِ انحراف، هرگز دچار تزلزل نشد. فرزند مرحوم حاج علی شمقدری در تبیین ابعاد شخصیتی پدر، تربیت فرزندان را متأثر از سیره و منش امام خامنه‌ای شهید می‌داند. او از خاطرات شیرین کودکی می‌گوید که با اشتیاق همراه پدر پای درس ایشان در مسجد امام حسن مجتبی(ع) می‌رفتند؛ تجربه‌ای که با وجود سن کم، هرگز خسته‌کننده نبود و حتی باعث انس با فرزندان رهبرشهید انقلاب شد. وی با اشاره به رویکرد تربیتی پدر در فضای خانواده، تأکید می‌کند که دربرابر دیدگاه‌های متفاوت یا نقدهای فرزندان، همواره سعه‌صدر داشتند و می‎گوید: شاخص‌ترین ویژگی مرحوم شمقدری، «ساده‌زیستی» و «پرهیز از امتیازخواهی» بود. نه تنها هیچ‌گاه از جایگاه انقلابی خود برای منافع شخصی یا ارتقای فرزندان بهره نبردند، بلکه با شروع همکاری با آقای شهید، قید کسب‌وکار را زدند و خالصانه زندگی را وقف خدمت کردند. به‌گفته نزدیکان، این بی‌آلایشی پس از انقلاب حتی پررنگ‌تر شد و میراثی از تقوای عملی برای خانواده به یادگار گذاشت.