printlogo


بازهم بازی با روح و روان مردم!
شایان اله‌آبادی

چند سالی است که عوامل فیلم ها و سریال‌ها برای این‌که مخاطب بیشتری را به سمت آثارشان بکشانند، سراغ تبلیغات عجیب‌وغریب و نامتعارف می‌روند؛ تبلیغاتی که نه‌تنها تاثیری بر فروش و دیده‌شدن آثارشان نداشته، بلکه آرامش مخاطبان را هم بر هم زده. در تازه‌ترین نمونه، آناهیتا افشار ویدئویی را در صفحه شخصی‌اش در اینستاگرام منتشر کرد که در آن با صورتی زخمی و حالتی درمانده از مردم می‌خواست عکس‌هایی را که از او منتشر شده، دست‌به‌دست نکنند. مخاطبی که ویدئو را می‌دید و از اتفاقی که برای بازیگر افتاده بود، ناراحت و نگران می‌شد، در پایان متوجه می‌شد سرکار بوده و همه‌چیز بخشی از یک کمپین تبلیغاتی برای فیلم جدید او بوده است. این در حالی است که در سال‌های اخیر، این مدل تبلیغات چندان با استقبال مردم مواجه نشده و در بسیاری از موارد واکنش‌های منفی به همراه داشته است. با این حال، به نظر می‌رسد این شیوه همچنان برای بعضی از عوامل فیلم و سریال جذاب است. به همین بهانه، در این پرونده نگاهی داریم به تبلیغات عجیب و نامتعارفی که بیش از آنکه مخاطب را برای تماشای یک اثر ترغیب کنند، با روح و روان مردم بازی کرده‌اند.


قندون جهیزیه | علی ملاقلی‌پور
فیلم «قندون جهیزیه» به کارگردانی علی ملاقلی‌پور، یک فیلم اجتماعی با نگاهی طنزآمیز به رابطه میان صاحبخانه و مستاجر بود که در سال ۱۳۹۴ روی پرده سینما رفت. همزمانی اکران این فیلم با فیلم «محمد رسول‌ا... (ص)» باعث شد سئانس‌های زیادی در اختیار آن قرار نگیرد. همین اتفاق باعث شد ملاقلی‌پور برای اعتراض به شرایط اکران، دست به تبلیغ متفاوتی بزند. او با پوشیدن تی‌شرتی که پوستر فیلم روی آن چاپ شده بود، میان مردم تراکت پخش کرد و حتی در جریان بازی فوتبال بین ستارگان ایران و جهان هم به همین شکل وارد زمین شد و برای دقایقی جریان بازی را مختل کرد. البته این شیوه تبلیغاتی به خودی خود چندان باعث ناراحتی مردم نشد، اما در نوع خودش اتفاقی عجیب و متفاوت بود.


به وقت شام | ابراهیم حاتمی‌کیا
سه سال بعد از آن، نوبت به ابراهیم حاتمی‌کیا رسید تا برای «به وقت شام» سراغ یک روش تبلیغاتی متفاوت برود. در سینمای آمریکا و اروپا، گاهی برای تبلیغ فیلم‌ها فضای اطراف سینما را با نشانه‌هایی از فیلم تغییر می‌دهند تا مخاطب از همان لحظه ورود، حال‌وهوای اثر را احساس کند؛ اما تبلیغ «به وقت شام» در سال ۱۳۹۷ شکل متفاوتی داشت. چند هنرور با گریم و لباس‌هایی شبیه نیروهای داعش، در حالی که شمشیر در دست داشتند و سوار بر اسب بودند، وارد پردیس کوروش شدند. اما مشکل این جا بود که بسیاری از مردم از این اتفاق و ارتباط آن با یک فیلم اطلاعی نداشتند و حضور ناگهانی این افراد باعث ترس و نگرانی آن ها شد. پس از واکنش‌های مردم، حاتمی‌کیا بابت این شیوه تبلیغاتی عذرخواهی کرد.

هفت | کیارش اسدی‎‌زاده
سریال «هفت» به کارگردانی کیارش اسدی‌زاده که در سال ۱۳۹۹ منتشر شد، تبلیغاتش را به شیوه‌ای متفاوت از دو مورد قبلی پیش برد و به یکی از نمونه‌های بحث‌برانگیز تبلیغات سریال‌های نمایش خانگی تبدیل شد. در فضای مجازی ویدئویی منتشر شد که در آن یک تبر از روی بیلبوردی در وسط اتوبان سقوط می‌کرد و باعث تصادف چند خودرو می‌شد. ویدئو به شکلی ساخته شده بود که مخاطب در ابتدا تصور می‌کرد با یک اتفاق واقعی مواجه است و طبیعی بود که درباره محل حادثه، سرنوشت سرنشینان خودروها و دلیل این اتفاق نگران شود. بعدتر مشخص شد که این تصاویر ساختگی و بخشی از کمپین تبلیغاتی سریال بوده است؛ اتفاقی که با اعتراض‌هایی در فضای مجازی همراه شد.


مصلحت | حسین دارابی
یک روز پیش از اکران فیلم «مصلحت»، بیلبوردهای متعددی در تهران نصب شد که ظاهرشان شبیه صفحه یک روزنامه و یک خبر فوری و مهم بود.
 روی این بیلبوردها نوشته شده بود: «پسر آیت‌ا... خانزاده دستگیر شد!»حتی در بیلبوردی دیگر از زبان پسر آیت ا... خانزاده گفته شده بود:«من بهانه ام تا پدرم را بزنند.» در این تبلیغات خبری از نام فیلم نبود و همین مسئله باعث شد برخی مخاطبان تصور کنند با یک خبر سیاسی و واقعی روبه‌رو شده‌اند. بعدتر مشخص شد این بیلبوردها بخشی از کمپین تبلیغاتی فیلم «مصلحت» بوده‌اند؛ فیلمی که محصول سال ۱۳۹۹ بود و چند سال درگیر توقیف شد. البته این بیلبوردها خیلی زود جمع‌آوری شدند.

سرهنگ ثریا | لیلی عاج
اما تبلیغات بحث‌برانگیز و سیاسی محدود به فیلم «مصلحت» نماند و «سرهنگ ثریا» به کارگردانی لیلی عاج که در سال 1402 ساخته شد هم به سراغ آن رفت. چند زن با لباس‌هایی شبیه اعضای منافقین در خیابان‌های تهران حاضر شدند و با در دست داشتن پلاکاردهایی با مضمون «این فیلم را نبینید»، تجمعی به راه انداختند.
 انتشار تصاویر این اتفاق در فضای مجازی باعث شد برخی مخاطبان در ابتدا تصور کنند با یک تجمع واقعی روبه‌رو هستند. بعد مشخص شد این اتفاق بخشی از تبلیغات فیلم «سرهنگ ثریا» بوده است؛ روشی که به دلیل شباهتش به یک تجمع سیاسی واقعی، بیش از یک تبلیغ معمولی به نظر می‌رسید.


ازازیل | حسن فتحی 
پس از آن نوبت به «ازازیل» به کارگردانی حسن فتحی رسید؛ سریالی که در سال ۱۴۰۳ منتشر شد و بازیگران شناخته‌شده‌ای مثل بابک حمیدیان و  پریناز ایزدیار  داشت، اما برای تبلیغ آن به جای تکیه بر نام بازیگران، مخاطب را وارد یک موقعیت ترسناک و نگران‌کننده کرد. در ویدئویی که از بهرنگ علوی منتشر شد، مخاطبان ابتدا تصور می‌کردند جان این بازیگر در خطر است. در ادامه، عروسکی مرموز، شیشه شکسته خودرو و نامه‌ای تهدیدآمیز دیده می‌شد و همین باعث شد نگرانی‌هایی درباره وضعیت او شکل بگیرد.
 پس از بالا گرفتن اعتراض‌ها، حسن فتحی، کارگردان سریال، اعلام کرد که با این شیوه تبلیغاتی موافق نبوده است.
​​​​​​​
زخم کاری 2 | محمدحسین مهدویان
اما سال 1402 تبلیغ عجیب و نگران‌کننده دیگری هم داشت تا با 3 تبلیغ عجیب، رکورددار این فهرست باشد. گروه تولید زخم کاری که فصل اول خوبی را پشت سر گذاشته بودند، برای تبلیغ فصل دوم دست به کارهای عجیبی زدند. یکی از این تبلیغات، قرار دادن چاقوهای بزرگی آغشته به خون در برخی نقاط اتوبان‌های تهران بود. در نقاط دیگری از شهر هم از نوارهای زرد مخصوص اعلام خطر استفاده شده بود که نام «زخم کاری» روی آن ها دیده می‌شد. با این حال، مخاطب تا زمانی که به این نشانه‌ها نزدیک نمی‌شد و نگرانی را احساس نمی‌کرد، لزوما متوجه نمی‌شد که با یک کمپین تبلیغاتی طرف است و ممکن بود در نگاه اول تصور دیگری داشته باشد.
​​​​​​​

بی‌دار | حسین دوماری
امسال هم از این تبلیغات عجیب‌وغریب بی‌نصیب نماند و فیلم «بی‌دار» به کارگردانی حسین دوماری یکی از بازیگرانش را وارد این کمپین کرد. آناهیتا افشار با صورتی زخمی و حالتی مضطرب و گریان، ویدئویی را در صفحه اینستاگرامش منتشر کرد و از مخاطبان خواست عکس‌هایی را که از او منتشر شده، دست‌به‌دست نکنند. 
در پایان مشخص شد آنچه مخاطب دیده، بخشی از کمپین تبلیغاتی فیلم «بی‌دار» بوده. اما سوال این جاست که آیا برای جلب توجه مخاطب، واقعا لازم است او را نگران کنیم؟ مخاطب امروز به اندازه کافی با اخبار تلخ، بحران‌ها و اتفاقات نگران‌کننده روبه‌روست. تبلیغ یک فیلم می‌تواند جذاب، خلاقانه و حتی شوکه‌کننده باشد، اما مرز میان «جلب توجه» و «بازی دادن مخاطب» هم باید جایی مشخص باشد.
 اگر عوامل تولید فیلم‌ها بلد نیستند تبلیغات خوبی را انجام دهند، بهتر است از فیلم‌های خارجی و تبلیغاتش کپی کنند تا این که با روان و روح مردم بازی کنند.