printlogo


عروج عاشقانه پدر و درس بزرگ خدمت!
سیدخلیل سجادپور

​​​​​​​
کوهی ازغم را برشانه می کشیداما صدایش بغض اقتداررا فریادمی زد،بی سیم ها به«تسلیت»نشسته بودند،پیام های مهرانگیزمقامات لشکری وکشوری برجان وقلبش نفوذ می کردگویی مقام ومنزلت«پدر»را هیچ واژه ای به تمنا نمی نشست چراکه آن گوهریکدانه هستی درکتاب های لغت هم معنایی نداشت وتنها«عشق»می توانست به همنشینی وهمنوایی با «پدر»افتخارکند.حافظان امنیت هم به خط شده بودند تا برای رسیدن به ساحل آرامش درکنارسکاندارامنیت سرزمین خورشید به تسلای دل برآیند اما ناگهان صدایی دلنشین خدمت عاشقانه را به معنا نشست و بی سیم ها سرغرور به آسمان ساییدند ،سکوتی حزن انگیز دل ها را می لرزاندکه سردار«احمدنگهبان» سکاندار مقتدر سرزمین خورشید با قلبی آکنده از«عشق»ندا داد ازهمه شما همرزمان و همکارانم سپاسگزارم اما هیچ عزتی برای من آرامبخش تراز خدمت به زایران ومجاوران آقا علی بن موسی الرضا(ع)نیست!پس درمحل خدمت بمانیدودربرابراین مردم نجیب سرتعظیم فرود آورید!  
آری! این کلام سردار،همه عشق به«پدر»را به یکباره معنا کرد و اوفقط به همراه چندتن ازاعضای خانواده وخادمان حرم آقاامام رضا(ع)به نمازعشق برپیکرپدرایستاد! نمی دانم چه غوغایی دردلش برپا بود امادرس بزرگ خدمت را هیچ گاه ازخاطرنخواهم بردکه او درسرزمین خورشید نهال آن را ابدی کرد.
 اهالی روزنامه خراسان نیزدرگذشت پدربزرگوارسردارسرتیپ دوم احمدنگهبان  را تسلیت می گویند؛یادش گرامی!