سینمای دفاع مقدس درسالهای اخیر با چالشهای مختلفی مواجه بوده که باعث شده نتواند همچون دهههای گذشته،پرفروغ باشد و سهم زیادی از مخاطبان سینما به دست آورد.فیلم«جانشین» محصول جنگی جدید انجمن سینمای انقلاب ودفاع مقدس نیزدرهمین شرایط به اکران رسیده ودر هفتههای نخست اکران نتوانسته به گیشه خوبی دست یابد. سیدمحمد حسینی مدیرعامل انجمن که به مناسبت هفته دفاع مقدس و نمایش این فیلم درسینماها، میهمان تحریریه خراسان شد،ضمن دفاع ازکیفیت آثارانجمن، از تشریح دشواریهای تولید این آثار وتلاش برای بازتعریف جایگاه جشنواره فیلم مقاومت گفت وتأکیدکرد اگرشرایط فراهم باشد، بازهم درباره فرزندآوری فیلم خواهد ساخت! درادامه مشروح این گفت وگو را میخوانید.
انجمن این روزها فیلم«جانشین» را روی پرده دارد.ازوضعیت اکران و نمایش فیلم درسینما راضی هستید؟
خدا راشکر، به نظرم اتفاق خوبی درحال رخ دادن است. به هرحال، ما با یک چالش جدی درمسائل مربوط به اکران عمومی درکشورمواجه بودیم. به ویژه به دلیل ماجرای جنگ و اتفاقاتی که رخ داد و رکودی که درپی آن ایجاد شد. سوای این مسئله، فضای عمومی کشورهم شرایط خاصی داشت. اساساً اکران آثارسینمایی دفاع مقدس به دلایل مختلف با چالشهای جدی مواجه است که بخشی ازآن قابل گفتن نیست. برای مثال، شما رقبایی دارید که مخاطبان سینمارو هستند و بخش قابل توجهی از تغذیه رسانهای آنها ازماهواره و رسانههای خارج ازکشوراست. طبیعی است که درتبلیغات این رسانهها چیزی به نام سینمای دفاع مقدس نمیبینند. بنابراین شما بخشی ازجامعهای را که به سینما میرود،ازدست میدهید.
سینمای دفاع مقدس تبلیغات محیطی دارد.شهرداریها به خصوص شهرداری تهران، خیلی کمک میکنند.
اینها را داریم، اما آن هیمنه تبلیغاتی که سینمای طنز به دلیل مسائل اقتصادی به خود اختصاص میدهد،دراختیارسینمای دفاع مقدس ودیگر گونهها نیست. بخشی ازاین مسئله هم به این دلیل است که بازاراین آثاردر مقطعی خالی شده بود و دریک دوره، تولید آثارسینمای دفاع مقدس بسیارکم شد.
منظورتان چه سالهایی است؟ هرسال فیلم دفاع مقدس داریم.
ما دورههای مختلفی داریم. مثلاً دردهه۷۰، سینمای دفاع مقدس آنقدر باشکوه بود و حجم تولیدات آنقدر بالا بود که علاوه برجشنواره فیلم فجر، جشنوارهای مجزا برای آثارسینمای دفاع مقدس برگزارمیشد که بعدها به جشنواره مقاومت تبدیل شد. بعدها به نظرم وارد نوعی مطالبهگری شدیم که بخشی ازآن هم غیرواقعی بود. خود من هم به عنوان منتقد و همکارشما،درآن سالها مرتکب چنین خطاهایی شدم.
مطالبهگری درباره چی؟
این که انتظارداشتیم همه حاتمیکیا باشند!درحالی که این تنوع، این تفاوت نگاه و این فرازونشیبها جزئی از زیستبوم این سینماست. به نظرم در مقطعی،کمیت خودش دلالت برکیفیت میکرد، اما ما آن کمیت را رعایت نکردیم و تعدادآثارسینمای دفاع مقدس بسیارمحدود شد. امروزتولید این آثار هم بسیارسخت شده است.
یعنی شما مشکل امکانات دارید؟
مشکل وجود ندارد، اما گردآوری آن امکانات درشرایط موجود سخت شده است. یک بازیگرمعمولی سینمای طنزممکن است همزمان دردو پلتفرم کار داشته باشد و یک فیلم سینمایی دیگر هم دردست تولید داشته باشد و همزمان تئاتراجرا کند. یعنی 4-5 پروژه را بدون تغییرجدی درظاهر وگریم دنبال میکند. اما وقتی وارد سینمای دفاع مقدس میشوید، ماجرا کاملاً متفاوت است. همین مسئله را میتوان درطراحی صحنه دید. اگرامروز بخواهم درباره دوره ساسانی، صفوی یا قاجار فیلم بسازم، چالش طراحی صحنه به مراتب کمتراست.
بله، کسی که ساسانیان را ندیده.

بله، خیلی طراحی صحنه سادهتر میشود، اما وقتی وارد دهه ۶۰ میشویم، حتی خودکاری که دردست یک کاراکتر قرار میگیرد باید استدلرباشد. دوربین هرطرف که بچرخد، خاطره جمعی جامعه ازآن دوره وجود دارد و همین خاطره جمعی باعث میشود اثرگرانترتمام شود، چون باید همهچیز را طراحی و بازسازی کنیم.
البته آن مطالبهگری هم کاملاً بیراه نیست. مخاطب و منتقد میگوید وقتی۵۰ یا ۶۰ یا ۱۰۰ میلیارد تومان از بیتالمال برای ساخت یک فیلم هزینه میشود، طبیعتاً انتظارداریم اثری با کیفیت مناسب ببینیم. نه این که الزاماً انتظارداشته باشیم فیلم درحدآثار ابراهیم حاتمیکیا باشد، اما انتظارداریم آقای شامحمدی اثری درحد«مجنون» اثرقبلی خودش بسازد وکیفیت فیلمها پایین نیاید.
من معتقدم کیفیت کار ایشان در«جانشین» پایین نیامده است. این فیلم یک چالش اساسی دارد. شما دراین فیلم با اثری مواجه هستید که میخواهد مفهوم «طراحی عملیات» را که دردوره دفاع مقدس وجود داشته، عیناً نشان دهد.این مفهوم ممکن است درنگاه اول خشک، نظامی و غیرمنعطف به نظر برسد و ترکیبکردن آن با روایت سینمایی ساده نباشد، اما خود این روایت تا امروزکمتر به تصویرکشیده شده است. ما معمولاً کالکها و نقشههای عملیاتی را نشان میدهیم و دوباره کات میزنیم و وارد صحنه عملیات میشویم. در «جانشین» ازهمان لحظه اول، کاراکتر به این دغدغه فکرمیکند که فرد مؤثری را شناسایی و دستگیرکند و اطلاعات او را به دست بیاورد. اطلاعاتی که بعداً درطراحی کالکهای عملیاتی به کارمیآید. درعین حال، خود کاراکتر هم مسائل و چالشهای درونیاش را دارد.

باز«جانشین» قابل بحث است، ولی شما درجشنواره فجر اخیر«مارون» را داشتید که اصلا ماقبل بحث است!
«مارون» موضوع بسیار مهمی دارد، اما مسئلهاش این بود که فیلم ناقص بود و من نمیخواهم درباره جزئیاتش صحبت کنم. بهتر است نسخه اکران آن را ببینید.
خب چرا فیلم ناقص به جشنواره دادید؟
این اتفاق از نظر ما یکی ازاتفاقات ناگوار بود و فول من بود. روایت آن میتوانست بسیارجذابترباشد، اما بخش اصلی قصه، یعنی زیستبوم اصلی کاراکترما، شهید هدایتا... طیب، کامل نشده بود و به همین دلیل درتدوین نهایی بهطورکامل جا نیفتاد.
برگردیم به «جانشین». فیلم درهفته اول اکران، حدود۱۳هزارتماشاگرداشت و نزدیک به یکونیم میلیارد تومان فروخت. ازاین میزان راضی هستید؟ شاید حتی به ۱۰میلیارد تومان هم نرسد.
این مسئله فقط برای فیلمهای ما نیست. این مسئله به اوج، حوزه هنری و مجموعه عوامل مختلف هم مربوط میشود. بخشی ازآن هم به این برمیگردد که اساساً بازار رقابتی، فضای کامل و مناسبی برای این آثارفراهم نکرده است.
چه میشود که دردهه ۶۰ فیلمهایی مثل«عقابها» ساخته میشوند وچند میلیون تماشاگر را به سینما میکشانند، اما امروز نمیتوانیم چنین اتفاقی را تکرارکنیم؟
ما باید بافت اجتماعی دورهای را که فیلمهای دهه۶۰ و۷۰ درآن ساخته میشدند،درنظر بگیریم. گفتمان غالب جامعه آن زمان، مسئله جنگ و دفاع مقدس بود. جامعهای که روحیه انقلابی و دفاع مقدسی درآن پررنگ بود، تمایل داشت خودش را درآینه سینما ببیند و زمینه اجتماعی این اتفاق هم فراهم بود. ضمن این که عنصرتخیل هم درآن دوره راحتتراعمال میشد. مثلاً ویژگیهای فیزیکی بازیگرانی مانند هاشمپور این امکان را به کارگردان میداد که ازآن ها درسینمای اکشن استفاده کند. فرامرزقریبیان و دیگر بازیگران هم درفیلمهای اکشن آن دوره چنین کارکردی داشتند. اما وقتی وارد سینمای دفاع مقدس امروز میشویم، باید به ماهیت دفاع مقدس هم توجه کنیم. همین مسئله، یک چالش جدی درفیلمنامهنویسی است، چون ما ازآن فیزیک به سمت معنا حرکت کردهایم.

کمی درباره جشنواره فیلم مقاومت هم صحبت کنیم. منتقدان آن میگویند این جشنواره عملاً سیاستگذاری مشخصی نمیکند و نمیتواند درهدایت سینمای ایران نقش ایفا کند.همان فیلمهایی که درجشنواره فجرحضور داشتهاند، دوباره درجشنواره مقاومت نمایش داده میشوند و برخی آثاری که ارتباط چندانی با مقاومت ندارند،حتی جایزه میگیرند. این جشنواره همیشه درمحافل سینمایی محل نقد بوده است.
به لحاظ سنتی، ماجرا همینطور بوده است. جشنواره مقاومت چون بعد از جشنواره فیلم فجر برگزار میشد، معمولاً سرریز فجر به آن منتقل میشد، اما جشنواره فیلم مقاومت درسالهای اخیر یک رویکرد بینالمللی جدی را دنبال کرده است و امسال به خصوص به شکوفایی رسیده است. یکی ازشگفتانههای جشنواره امسال، تعداد زیاد آثاربینالمللی است که اختصاصاً برای موضوع مقاومت ساخته شدهاند. خود ما هم باورمان نمیشود که برای نخستین بار چنین حجم قابل توجهی ازآثاربرای جشنواره فیلم مقاومت ارسال شده.
یعنی شما پریمیر فیلم خارجی دارید؟
بله، داریم. دلیلش هم کاملاً روشن است. اتفاقاتی که درمیدان رخ داده، زمینهای ایجاد کرده که درفضای سینما هم فیلمسازان مختلف درباره مقاومت حرف بزنند. تعداد زیادی اثرازآمریکا داریم و یکی ازچالشهای ما، رفتوآمد آنها به ایران است.
ایرانیانی مثل آقای امیراحمد انصاری کارگردان «جانشین» این فیلمها را ساختهاند؟
نه، آمریکاییها.
یعنی آمریکایی درآمریکا برای جنگ رمضان ما فیلم ساخته و برای جشنواره فیلم مقاومت فرستاده؟
بله، لااقل20 فیلم آمریکایی داریم.
فیلم بلند؟
بله، بعضی بلند و بعضی کوتاه است. امسال آمارعجیبی ازفیلمهای خارجی در دبیرخانه داریم و به نظرم رویکرد بینالمللی جشنواره تازه دارد شکل میگیرد. درعین حال، وقتی آثارجشنواره فجر وارد جشنواره مقاومت میشوند، قرار نیست جشنواره مقاومت دقیقاً همان رویکرد جشنواره فجر را داشته باشد. جشنواره مقاومت اززاویه دیگری به آثارنگاه میکند، چون طبیعت و موضوعش متفاوت است و تنها جشنواره ایدئولوژیمحورکشور یا منطقه محسوب میشود. امثال بنده درجشنواره فیلم فجر، به دلیل خلأ ایدئولوژیکی، شعار خوشمزه عوامفریبانه «بهارسینمای ایران» را خلق کردیم که خودمان هم میدانیم مزخرف است، یعنی رویکرد ندارد و قرار نیست جریانسازی یا مدیریت پسینی انجام دهد، اما جشنواره مقاومت ازهمان نامش تکلیف خودش را روشن کرد و اگر روی آن پافشاری کند، میتواند جریانساز باشد، چون خارج از زیستبوم جشنوارههای جهان است. جشنواره مثل مسئله پخش، یکی ازنوامیس سینمای آمریکاست.

جشنوارهها که بیشتراروپاییاند.
ولی توسط آمریکاییها مدیریت میشوند. درهمان دورهای که فونتریه به عنوان پسرخوب جشنواره کن از این رویداد اخراج شد، رئیس جشنواره رابرت دنیرو بازیگرآمریکایی بود. بنابراین جشنوارهها به عنوان یکی از ابزارهای اصلی اعمال مدیریت پسینی درسینما استفاده می شوند، چون مدیریت در عرصه سینما نمیتواند صرفاً مستقیم باشد. نمیتوان دائماً سفارش داد، دستور داد و از بالا به پایین برای هنرمند تعیین تکلیف کرد. باید زمینه را فراهم کرد تا خلاقیت هنرمند بروز کند.
ولی ما همچنان داریم این کار را انجام میدهیم!
[با خنده] این دیگرطبع ماست. به طورکلی عالم هنر اینگونه است و باید زمینه را برایش فراهم کرد. به هرحال به نظرم جشنوارههای دنیا، به جز جشنواره مقاومت و تا حدی جشنواره جهانی فجر -که آقای میرکریمی تلاش شایستهای درآن انجام داد و رده الف گرفت- یک کار ثابت و روتین انجام میدهند. اگر جشنواره مقاومت بتواند بازیگری درستی انجام دهد، میتواند نقش مهمی ایفا کند.
شما دردورهای که جشنواره جهانی فجر را در جشنواره ملی ادغام کردند، همچنان ازمدیران بودید و اتفاقاً رابطهتان با آقای خزاعی و دوستانشان خوب بود. آیا به آنها نگفتید جشنواره را ادغام نکنند تا خراب نشود؟
گاهی اوقات چیزهایی ازسادگی سخت میشود. من موافق نبودم و چند بارهم با دوستان صحبت کردم، اما شاید آن زمان مسئله فقط هزینه و مسائل اجرایی نبود و ملاحظات دیگری هم وجود داشت که درنهایت به چنین تصمیمی منجر شد. با این حال، همچنان معتقدم جدا کردن جشنواره فیلم فجرملی از جشنواره فیلم جهانی فجرتصمیم درستی بود. این کارزمینه را فراهم کرد که دوجشنواره پویا داشته باشیم.
شما درحوزه تولید،آثاری هم درباره موضوعات اجتماعی ساختهاید. مثلاً فیلم «دو روزدیرتر» را درباره فرزندآوری که اتفاقاً کمدی هم بود. چرا انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس باید درباره فرزندآوری فیلم کمدی بسازد؟ این موضوع برای خیلیها عجیب بود.
اگر به من باشد، بازهم به سمت ساخت کمدی درباره فرزندآوری میروم.
چه ربطی به انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس دارد؟
به نظرم گاهی اوقات باید برخی مسائل را به زبان خودشان مطرح کنیم و نباید الزاماً همیشه با زبان جدی و رسمی سراغ آن برویم. به نظرم بیان شیرین و کمدی برای چنین موضوعی میتواند درست و منطقی باشد. میدانید آن فیلم را قرار بود ابتدا آقای رضا مقصودی بسازد. ایشان بعد از«خجالت نکش» میخواست یک فیلم مشابه بسازد و من هم خودم «خجالت نکش» را خیلی دوست دارم، اما اتفاقات سال ۱۴۰۱ رخ داد و شرایط پیچیدهای ایجاد شد و آقای مقصودی نتوانست کار را انجام دهد و پروژه متوقف شد. درآن شرایط، آقای نعیمی قبول کرد که فیلم را بسازد. به نظرم شجاعت میخواست؛ چون آن زمان هرکسی که پشت دوربین میرفت، فارغ ازاین که چه کسی بود، با شرایط بسیارسختی مواجه میشد.
میپرسیدند چرا کار میکنی!
بله. آقای نعیمی میگفت: طرف توی صورتم به من فحش میدهد که چرا کار میکنی؟! از او میپرسم خودت ازکجا میآیی؟ میگوید :از سرکار! خب چرا تو باید کار کنی و من نباید کار کنم؟
با همه این موارد اما نتیجه فیلم خوب نشد.
به اندازه خودش خوب بود و من انتظار بیشتری نداشتم. درآن بحران تقریباً حال همه بد بود و بسیار سخت بود که بتوان خنده ایجاد کرد و از مخاطب خنده گرفت.
اصرار داشتیم فیلم به جشنواره برسد؟ چون معمولاً این نوع فیلمها در جشنواره واکنشهای منفی دریافت میکنند و دیدیم که همین اتفاق هم افتاد.
مسئله، جدی بود. یکی از بزرگترین معضلات امروز ما این است که داریم خودمان را منقرض میکنیم و باور نمیکنیم که چنین مسئلهای وجود دارد. موضوع فرزندآوری یکی از وجوه اصلی مسئله امروزکشور است. اگر نتوانیم درباره این موضوع حرف بزنیم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ ما درجامعهای زندگی میکنیم که برخی مسائل را میبینیم، اما جرئت نداریم دربارهشان حرف بزنیم. مثلاً دختر جوانی که به سن مادری نزدیک شده، ممکن است میل به مادر شدن داشته باشد، اما به جای آن سگی را درآغوش بگیرد و احساسات مادرانه خود را با آن تجربه کند. به نظرم باید این مسئله را ببینیم و درباره آن حرف بزنیم.
بله درست است، اما جایگاه این حرف، انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس نبود.
به لحاظ شناخت مسائل، من معتقدم حوزه سینمای انقلاب و دفاع مقدس باید شبیه همان چیزی عمل کند که خود بدنه بسیج و سپاه عمل میکند، یعنی هرجا بحرانی وجود دارد، بگوید من هستم. اگر ازنظر مالی دستمان باز بود، حتماً سراغ سینمای اقتصادی میرفتم. چرا نباید درباره تراستیها فیلم بسازیم؟ بعضی حرفها را سینما باید بزند و باید محکم جلوی برخی مسائل بایستد. این هم بخشی ازجنگ است. موضوع فرزندآوری هم یکی از مسائل بسیارجدی نظام است. مثلاً امروز مسئله آب برای من مهم است و ممکن است درباره آن فیلم بسازم. حتی برای این موضوع با آقای علیآبادی وزیر نیرو هم صحبت کردم. نباید فکرکنیم همهچیز فقط جنگ است.