در گفتوگو با سیدعلی موسوی، مدرس سواد رسانه، چگونگی بزرگنمایی کلیپهای استعفا و زمینهسازی برای القای ناامیدی و ناآرامی را بررسی کردیم

وایرال شدن کلیپ های احساسی و تلخ با یک موضوع خاص و در زمانی مشخص، به مخاطب صرفاً یک خبر ساده را نمی رساند؛ بلکه با استناد به شواهد واقعی و تجربه های پیشین، می توان نتیجه ای فراتر از آن کلیپ های به ظاهر تاسفبار دریافت کرد. انتشار کلیپ های مختلف از استعفای معلمان و پرستاران در نقاط مختلف کشور را شاید بتوان نمونه ای از این تکنیک رسانه ای دانست. البته کسی منکر انتظارات به حق معلمان آینده ساز یا پرستاران زحمتکش نیست و باید در جای خود مشکلات صنفی این قشرهای مهم برطرف شود؛ اما در برهه زمانی کنونی که شاهد جنگ ترکیبی بدخواهان ملت ایران هستیم و می دانیم که رسانه و شبکه های اجتماعی یکی از ابزارهای مهم دشمن به حساب می آید، باید به ابعاد دیگری از این موضوع نیز توجه کرد.
از چند روز مانده به اول مهرماه و بازگشایی مدارس و دانشگاه ها، فضای مجازی و شبکه های ماهواره ای از جمله شبکه تروریستی اینترنشنال، شروع به تولید محتواهای مربوط به مشکلات صنفی معلمان کردند و دوباره با تمرکز و برجسته سازی یک زخم در کشورمان، پروژه ای با اسم رمز مطالبات معلمان و دانش آموزان را آغاز کردند و شاهد بودیم که مثلا یک معلم در کرمانشاه با ضبط یک کلیپ و با ابراز تاسف، اعلام استعفای خود را آن هم در زمان بازگشایی مدارس منتشر کرده است، همچنین در سایر نقاط کشور نیز معلمانی با لهجه های مختلف ویدئویی شبیه به آن منتشر کردند. در مورد پرستاران نیز چنین روندی کم و بیش مشاهده شد.
اما ویدئویی که از سوی برخی معلمنماها ضبط شده بود، جدا از این که با روحیه غیرتمند و نوعدوست آموزگاران کشورمان همخوانی نداشت، با آمار و ارقام اعلام شده از سوی وزیر آموزش و پرورش نیز مغایر بود. علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش 8 مهرماه درباره شایعه مذکور اظهار کرد: «در چند روز گذشته تیمهای رسانهای قوی در کشورهای مختلف، دائم شایعه پمپاژ میکنند؛ مثلاً شایعه استعفای معلمان را مطرح کردند، در حالی که بیش از ۶۵۰ هزار کلاس درس امروز با معلمان اداره میشود. به این ترتیب چهار نفر که معلم نیستند و نبودهاند، پست میگذارند که استعفا کردند.»
برخی کارشناسان معتقدند آمریکا و رژیم صهیونیستی برای آغاز تهاجم نظامی بعدی، منتظر آشوب تازه در کشور و بر هم خوردن انسجام اجتماعی هستند و مسائل اقتصادی یکی از بهترین ابزار آن هاست. سیدعلی موسوی، کارشناس سواد رسانه ای در گفت وگو با خراسان در این باره می گوید: «در روزهای جنگ چهلروزه، سخن از تابآوری و امید در رسانهها و کلام مسئولان مدام تکرار میشد. اکنون پس از گذشت ۷ ماه در فصل مهر و بازگشایی مدارس، فضای شبکههای اجتماعی روایت دیگری دارد: معلمی در یک ولاگ از استعفای خود میگوید، پرستاری از شغلش کناره گیری میکند و زنجیرهای از ویدئوهای استعفا در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود. هرچند روایتها متفاوتاند، اما نقطه مشترکشان یکی است: «نبود امید به آینده».
موسوی با اشاره به این که هدف از انتشار ویدئوهای استعفا، القای ناامیدی به جامعه است، به برخی تکنیک ها یا خطاهای شناختی برای اثرگذاری بر ذهن مخاطب اشاره می کند و می افزاید: «در خطای شناختی «سوگیری منفی»، ذهن انسان به اطلاعات تهدیدآمیز توجه بیشتری میکند. پس ویدئوی «استعفا» و «کناره گیری از کار» بیشتر از روایتهای عادی دیده و بازنشر میشود. طبق خطای شناختی «حباب فیلتر» نیز الگوریتم شبکههای اجتماعی محتوایی را که بینندهاش را درگیر میکند، برای او تکرار میکند. کاربری که یک ویدئوی ناامیدکننده را تا آخر ببیند، الگوریتم دهها ویدئوی مشابه را برایش تدارک میبیند. این جا سوگیری تأییدی و الگوریتم هم این موضوع را تقویت میکنند و ذهن به این نتیجه میرسد که «همه در حال رفتناند».این کارشناس سواد رسانه ای با بیان این که «امید» را نمی شود تجویز کرد و باید شرایطش را ساخت، به راه های ایجاد امید در جامعه اشاره می کند و می گوید: بخشی از این امید از «پیشبینیپذیری» میآید. وقتی قیمتها و سیاستهای اقتصادی ثبات نسبی داشته باشند، افراد میتوانند افق زمانی بلندتری برای زندگی خود تصور و برای فردا برنامهریزی کنند. از سوی دیگر، امید بدون «روایت صادقانه» دوام چندانی ندارد. نمیتوان مشکلات را انکار کرد و همزمان انتظار داشت اعتماد و امید شکل بگیرد. وقتی رسانههای رسمی بتوانند مشکلات را همانطور که هستند، ببینند و دربارهشان صادقانه حرف بزنند، امکان بازسازی اعتماد فراهم میشود. در این میان، «سواد رسانهای» هم اهمیت پیدا میکند. شبکههای اجتماعی میتوانند تصویری بسیار تیرهتر یا هیجانزدهتر از واقعیت به ما نشان دهند؛ چون الگوریتمها معمولاً محتوایی را بیشتر به ما عرضه میکنند که توجه و واکنش بیشتری برمیانگیزد. اگر ندانیم این سازوکار چگونه عمل میکند، ممکن است ناامیدیِ وایرالشده را با واقعیت زندگی جمعی اشتباه بگیریم».امروز بیش از هر زمان باید توجه داشت که دشمن مثل مگس روی زخم می نشیند و با تکنیک های مختلف سعی می کند به جامعه صبور ایران ضربه بزند. بنابراین برطرف کردن مشکلات مردم توسط مسئولان و آگاهی اقشار جامعه از روش های نوین دشمن برای اثرگذاری در ذهن و روان جامعه ایرانی، دو موضوع حائز اهمیت در شرایط خاص امروز است.