printlogo


دست‌های کوچک، خشم‌های بزرگ
پرستو عادل صدیق | روان شناس بالینی

وسط یک جمع فامیلی، ناگهان صدای گریه کودک فضا را عوض می‌کند: «مامان، فلانی من را زد!» والدین در چنین لحظه‌ای میان نگرانی برای کودک آسیب‌دیده، ناراحتی از رفتار فرزندشان و سردرگمی درباره واکنش درست می‌مانند. آیا باید ابتدا کودک گریان را آرام کرد یا کودک عصبانی را از موقعیت دور کرد؟ این سردرگمی طبیعی است، اما هدف اصلی، برقراری امنیت و تبدیل موقعیت به فرصتی برای یادگیری است. به چند نکته روان‌شناختی در این زمینه توجه کنید:
​​​​​​​

رفتار خشن نشانه «کودک بد» نیست
پشت دست‌هایی که هل می‌دهند، می‌زنند یا گاز می‌گیرند، همیشه یک «کودک بد» نیست. کودک هنوز نمی‌داند با خشم، ناکامی، ترس، حسادت یا هیجان شدید خود چه کند. احساس او بزرگ است، اما راه‌های بیانش محدودند. این موضوع آسیب را توجیه نمی‌کند؛ فقط کمک می‌کند به‌جای برچسب زدن، رفتار را مسئله‌ای آموزشی بدانیم.
شخصیت کودک را زیر سوال نبرید|اولین قدم، متوقف کردن رفتار بدون تحقیر کودک است. نزدیک شوید و آرام اما محکم بگویید: «می‌دانم عصبانی هستی، اما اجازه نمی‌دهم کسی را بزنی.» در صورت نیاز، بین دو کودک فاصله ایجاد کنید و ابتدا مطمئن شوید کودک آسیب‌دیده حالش خوب است. از فریاد، تهدید و تنبیه بدنی پرهیز کنید. زدن کودک برای آموزش این‌که «نباید زد»، پیام متناقضی به او می‌دهد و ممکن است بیاموزد خشونت در شرایط خاص مجاز است. همچنین مراقب باشید خودتان کودک را با واکنش‌های تند، تحقیر، تهدید یا تنبیه به «کودک بد» تبدیل نکنید. وقتی به او می‌گوییم «تو خشن و دردسرسازی» یا او را در جمع شرمنده می‌کنیم، به‌جای آموزش مهارت، هویت منفی به او نسبت می‌دهیم و ممکن است احساس شرم، خشم و مقاومتش بیشتر شود. رفتار را متوقف کنید، اما شخصیت کودک را زیر سؤال نبرید.
نصیحت فقط در زمان آرامش
در اوج هیجان، زمان مناسبی برای پرسیدن «چرا این کار را کردی؟» یا نصیحت طولانی نیست. ابتدا به کودک کمک کنید آرام شود: «الان خیلی عصبانی هستی. من کنارت هستم. اول آرام می‌شویم، بعد حرف می‌زنیم.» او را به جای امنی ببرید، آب بدهید، اجازه دهید کمی سکوت کند یا چنانچه پذیرفت، کنارش بنشینید. آرام کردن به معنای تأیید رفتار نیست؛ مغز کودک را برای گفت‌وگو و یادگیری آماده می‌کند. پس از آرام شدن، با کنجکاوی بپرسید: «چه اتفاقی افتاد؟ قبل از این‌که بزنی، چه حسی داشتی؟» چنانچه نتوانست پاسخ دهد، کمکش کنید: «فکر کنم وقتی اسباب‌بازی‌ات را برداشت، خیلی ناراحت شدی.» هدف، گرفتن اعتراف نیست؛ کودک باید کم‌کم ارتباط میان اتفاق، احساس و رفتار را بفهمد. سپس در کنار تعیین مرز، راه‌های جایگزین را آموزش دهید: گفتن «نوبت من بود»، کمک خواستن، فاصله گرفتن یا بیان جمله «من ناراحتم». برای کودکان کوچک‌تر، جمله‌ها باید کوتاه باشند و بهتر است با بازی تمرین شوند.
 مهارت کنترل خشم در لحظه خشم ساخته نمی‌شود|برای لحظه‌های خشم برنامه‌ای ساده داشته باشید: توقف، سه نفس آرام، گفتن احساس و سپس کمک خواستن یا دور شدن. این مهارت‌ها را در زمان آرامش تمرین کنید؛ مثلاً نقش بازی کنید و از کودک بخواهید بدون زدن بگوید چه می‌خواهد. تکرار، بازی و جابه‌جایی نقش‌ها باعث می‌شود این راهکارها در زمان بحران دسترس‌پذیرتر شوند. 
محرک‌های کوچک را جدی بگیرید|الگوهای پرخاشگری را بشناسید. خستگی، گرسنگی، پایان بازی یا احساس نادیده گرفته شدن می‌تواند کودک را تحریک‌پذیر کند. پیش از پایان فعالیت هشدار بدهید و نیازهای جسمی او را منظم‌تر مدیریت کنید. پیشگیری به معنای لوس کردن نیست؛ یعنی شرایط موفقیت کودک را فراهم می‌کنیم. رفتارهای مناسب را نیز مشخص و واقعی تشویق کنید.
 کودک را اجبار به عذرخواهی نکنید|اگر کودک کسی را زده است، او را مجبور نکنید فقط برای پایان ماجرا «ببخشید» بگوید. کمکش کنید اثر رفتارش را بفهمد و برای جبران کاری انجام دهد؛ مثلاً یخ بیاورد، حال کودک را بپرسد یا وسیله‌ای را پس بدهد. از برچسب‌هایی مانند «بچه خشن» یا «دردسرساز» نیز پرهیز کنید. رفتار را نادرست بدانید، نه شخصیت کودک را.
چه زمان از متخصص کمک بگیریم؟|چنانچه پرخاشگری شدید، مکرر، ناگهانی یا همراه با آسیب جدی است و در خانه و مدرسه ادامه دارد، مشورت با روان‌شناس کودک می‌تواند مفید باشد. کمک گرفتن نشانه شکست والدین نیست. والدین نیز ممکن است خشمگین یا درمانده شوند؛ چنانچه واکنش نامناسبی داشتند، با عذرخواهی و ترمیم رابطه، الگوی مسئولیت‌پذیری باشند.