
در بسیاری از شهرها، جلسهها و انجمنهای ادبی فراوانی وجود دارد که به صورت هفتگی یا ماهانه و برخی با حمایت سازمانهای دولتی و البته جلسههایی هم در منازل شخصی و... برگزار میشود. در این میان بعضی از این جلسهها، تاریخچه و پیشینهای دارند که گاهی نام آنها، یادآور بزرگان، جنبشها و جریانهای ادبی است. مشهد، تهران، رشت، اصفهان، شیراز و تبریز از جمله شهرهایی است که میشود ردپای اینگونه انجمنها را در آنها جست؛ برخی از این انجمنهای دیرپا هنوز هم به همت شاعران با همان نام گذشته برگزار میشود، مانند انجمن قهرمان در مشهد.
در یک نگاه کلی اگر بخواهیم مقایسهای بین انجمنهای ادبی دیروز و امروز داشته باشیم، گذشته از برخی تفاوتها، باید روی یک تفاوت جدی انگشت بگذاریم. این تفاوت را میتوان با مرور در نامهایی دید که میان شرکتکنندگان آن و حتی بانیان آن وجود دارد. امروز وقتی به شناسنامۀ این انجمنها و حاضران در آن مینگریم، میبینیم بسیاری از بزرگان ادبی، استادان دانشگاه، پژوهشگران حوزۀ ادبیات و شاعران نامبردار، به این انجمنها رفتوآمد داشتهاند.
خروجی انجمن های ادبی گذشته؛ از مقالات تا مجله سخن این نامها که با انجمنهای ادبی گره خورده است، نشان از پختگی و علمی بودن این انجمنها هم دارد. کیست که با ادبیات آشنا باشد و این نامها را که با انجمنهای ادبی مراوده داشتهاند، نشناسد: ملکالشعرا بهار، سعید نفیسی، علیاکبر دهخدا، محمود افشار، رشید یاسمی، محمود فرخ، زریاب خویی، اخوان ثالث، شفیعی کدکنی، مجتبی مینوی، پرویز ناتل خانلری، غلامحسین یوسفی، علی اکبر فیاض، گلچین معانی، شهریار، زرینکوب و.... هر کدام از این نامها خود نشان از قلههای ادبی این سرزمین است و حضور مداوم و گاهگاه اینان در انجمنهای ادبی رونقی برای این انجمنها بوده است.
حال نکتۀ مهم دیگر این است که حضور بزرگان در محافل ادبی، موجب شده بود، بعد علمی و پژوهشی به انجمنها افزوده شود. شاید بتوان گفت نقطۀ قوتی که در انجمنهای گذشته بود که اکنون وجود ندارد، همین بعد پژوهشی و علمی است. گاهی از این انجمنها کتابهای متعددی بیرون میآمد و گاهی هم پژوهشهای ادبی و مقالههایی در مجلات معتبر آن روز مانند «سخن» چاپ میشد.
انجمن ها رونق ادبیات معاصراز این نظرگاه انجمنهای ادبی دیروز اثربخشی فراوانی در مسیر شکوفایی و رونق ادبیات و شعر داشتند. هم شاعران توانایی مانند اخوان به جامعۀ شعری هدیه شد و هم آثار درخوری به چاپ رسید. در برخی از این انجمنها رویکردهای مشخصی دیده میشد، مثلاً در انجمن زندهیاد فرخ، سبک خراسانی و قصیدهسرایی رونق داشت و از جمله بزرگان قصیدهسرایی معاصر که از اعضای جدی انجمن فرخ بود، میتوان از زندهیاد احمد کمال نام برد. البته این رویکرد در انجمن سرگرد نگارنده هم وجود داشت. باید از امیری فیروزکوهی هم در این انجمن یاد کرد که از ستونهای شعر معاصر است.
این رویکرد را در انجمن استاد قهرمان در مشهد به گونهای دیگر میبینیم. در این انجمن رویکرد بیشتر به سمت سبک هندی بود. بنابراین، میبینیم که در بسیاری از این انجمنها، پژوهشهای بسیار خوبی انجام میشد و در تهران هم این بعد علمی در بیشتر انجمنها مشهود بود. در بسیاری از این جلسهها یکی از آثار کلاسیک ادبی مثلاً شاهنامه، حافظ، نظامی و... محور بود و ضمن خوانش آن در جلسه، زمینۀ پژوهشها دربارۀ آن اثر هم فراهم میشد.
تاثیر موثر بر نسخه شناسی و تصحیح متون ادبی اگر بخواهیم به طور مشخص توضیح بیشتری بدهیم، باید از شادروان احمد گلچین معانی یاد کنیم که از نامبرداران حوزۀ ادبیات در مشهد بود و از نسخهشناسان بسیار توانمند سبک هندی. ایشان در نوزده سالگی به انجمن ادبی حکیم نظامی در تهران راه یافته بود و بعدها در مشهد به انجمن قهرمان و فرخ رفت. گلچین معانی به تصحیح و مقابلۀ خمسۀ نظامی اشاره میکند که در انجمن حکیم نظامی به مدیریت وحید دستگردی و با حضور استادان ادبیات انجام میشد. بعدها خود ایشان در شمار کتابشناسان و نسخهشناسان بنام قرار گرفت.
اگر باز بخواهم نمونههای دیگری را فرا یاد آورم، میتوانم از کتاب «شعر امروز خراسان» یاد کنم که نعمت میرزاده و دکتر شفیعی کدکنی کار کردند و از دل انجمن فرخ و سرگرد نگارنده بیرون آمد. مثال دیگر گلشن آزادی است که سه جلد تذکره نوشت شامل شاعران گذشتهتر و همروزگار و این اثر هم دستاوردی از دل این انجمنها بود. از دل همین انجمنها تصحیح برخی متون را داریم مانند تصحیح خمسۀ نظامی در جلسۀ حکیم نظامی، مصیبتنامۀ عطار توسط دکتر خطیب رهبر در انجمن ناصح در تهران، تصحیح دیوان صائب و یا تصحیح تذکرۀ عرفاتالعاشقین و عرصاتالعارفین زندهیاد صاحبکار در جلسۀ قهرمان.
آسیب انجمن های ادبی امروز وراهکار آن این اتفاقات ادبی نشان روشنی است از این که انجمنها نباید صرفاً به شعرخوانی و نقد شعر خلاصه شود. یکی دو محفل شعری دستکم در هر شهر باید این سنت را احیا و راه پژوهشی و علمی را باز کند. این رویکرد امروزه در پیوند با دانشکدههای ادبیات ممکن و میسرتر است و میتوان پلی میان این محافل و دانشکدههای ادبی برقرار کرد و سامان داد.