
در دو روز گذشته بخش قابل توجهی از فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی در تسخیر محمدرضا گلزار بوده؛ سوپراستاری که حتی در آستانه 50 سالگی هنوز هم میتواند تضمین جلب توجه مخاطب و تا حدی بازگشت سرمایه اسپانسر باشد، حتی اگر بخشی از مخاطبان، گذشته، کارنامه و حاشیههایی را که پیرامون فعالیت حرفهای و سبک زندگیاش شکل گرفته از یاد برده باشند.
به گزارش ایسنا، محمدرضا گلزار مهمان برنامه امیرحسین قیاسی شد و حالا طی روزهای گذشته بخشی از واکنشها به این حضور، بیش از آنکه به محتوای گفتوگو مربوط باشد، به رفتار او در برابر مجری برمیگردد؛ این که با بعضی شوخیها همراه نمیشود، به برخی از آنها واکنش نشان نمیدهد و گاهی با نگاهی از بالا به پایین او را به باد کنایه و انتقاد میگیرد. برای منتقدان قیاسی، این رفتارها ظاهرا فرصتی فراهم کرده تا از حرفهایگری گلزار بگویند؛ ستارهای که در دام شوخیهای مجری نمیافتد و اجازه نمیدهد برنامه به روال معمول پیش برود. اما در میان این ذوقزدگیها، خودِ گلزار و مسیری که او را به یک سوپراستار تبدیل کرده است فراموش میشود. انگار همین که با شوخیهای مجری همراه نشود، برای اثبات حرفهای بودنش کافی است؛ حتی اگر پیش از این، شهرتش در فضاها و موقعیتهایی شکل گرفته باشد که چندان نسبتی با تصویری که امروز از او ساخته میشود نداشته باشد.
ماجرا وقتی جالبتر میشود که به نگاه گلزار به شهرت دیگران هم برسیم؛ بهویژه وقتی معروف شدن یک مجری جوان را به «شانس» نسبت میدهد. این جا پرسشی پیش میآید که فقط درباره قیاسی نیست؛ آیا خود گلزار هم میتواند مسیر شهرتش را بدون در نظر گرفتن شانس، فرصت و شرایطی که در آن قرار گرفته است، توضیح دهد؟
سوپراستار بودن گلزار موضوع قابل انکاری نیست؛ جایگاهی که از اوایل دهه ۸۰ تا امروز حفظ کرده است. او طی حدود سه دهه توانسته نامش را در مرکز توجه نگه دارد؛ حتی در شرایطی که کیفیت بازیگری، اجرا و خوانندگیاش همواره محل بحثهای جدی و تخصصی یا شوخی کاربران فضای مجازی بوده است. با این حال، حضور او برای بسیاری از تهیهکنندگان، بهواسطه ظرفیت جذب مخاطب و تضمینی که برای گیشه ایجاد میکرد، همچنان جذاب بوده است. خاطرهای که او در همین برنامه از ساخت فیلم «کما» در دوره ممنوعالکاریاش روایت میکند و اشارهاش به تضمین حسین فرحبخش - تهیهکننده سینما - برای گرفتن مجوز اکران فیلم، نمونهای از همین جایگاه است؛ جایگاهی که نشان میدهد جذابیت تجاری گلزار، حتی در شرایط محدودیت فعالیتش، میتوانست بر تصمیمهای حرفهای اثر بگذارد؛ چنان که قبل یا بعد از او هنرمندان جوان دیگری هم با ممنوعالکاری مواجه بودند، اما آیا همه این شانس را داشتند که برای بازی در یک فیلم دعوت شوند؟ آیا در کنار گذر از ارتباطات تهیهکننده، این را میتوان چیزی جز «خوششانسی» برای او تفسیر کرد؟ آنچه از یادآوری کارنامه حرفهای گلزار به دست میآید این است که مطرح شدن و ماندگاری خود او را هم باید در مجموعه عواملی دید که قطعا شانس هم در آن دخیل بوده و شاید همین است که باعث میشود او فرد مناسبی برای طعنه زدنِ خوششانس بودن به فرد دیگری نباشد!