این روزها آینده مدیریت سازمان صداوسیما به یکی از موضوعات داغ شبکههای اجتماعی تبدیل شده. در حالی که هنوز خبر رسمی درباره تمدید یا پایان مأموریت پیمان جبلی منتشر نشده، هر روز نامهای تازهای بهعنوان گزینههای احتمالی ریاست رسانه ملی مطرح میشود؛ فهرستهایی که انتشار و تکذیب آنها گاه بهاندازه خود خبرها بحثبرانگیز است. در این میان، رقابت بر سر جانشینی جبلی نیز به عرصهای برای تقابل رسانهای و طرح ادعاهای مختلف تبدیل شده و گاه تشخیص اخبار معتبر از گمانهزنیها را دشوار میکند.
انتقادهایی فراتر از انتظاردر حالی که طی سالهای گذشته، نقدها به مدیریت صداوسیما کمتر در فضای رسمی رسانهای شنیده میشد و بسیاری از جریانها ترجیح میدادند آن را درگوشی و در محافل خصوصی بیان کنند، طی هفتههای اخیر دامنه انتقادها از مدیریت کنونی گسترش پیدا کرده و عملکرد گروه تحول در صداوسیما با انتقاد طیفهای مختلف فرهنگی و سیاسی مواجه شده که نشان میدهد نارضایتی از وضعیت رسانه ملی، محدود به یکی دو جریان خاص نیست. پس از نقد هفته گذشته محمدرضا باهنر که به صراحت از مدیریت کنونی صداوسیما انتقاد کرد و با ابداع تعبیر عجیب «جبللیلی»، مسئولیت وضعیت موجود را متوجه پیمان جبلی و وحید جلیلی دانست، در روزهای اخیر برخی چهرهها و برنامهسازان جریان فرهنگی انقلاب نیز با انتقادها همراه شدند؛ اتفاقی که در دورههای گذشته کمتر با چنین گستردگیای مشاهده میشد. در این زمینه میتوان مشخصاً به یادداشت مفصل و صریح مجتبی امینی، تهیهکننده سریال «گاندو» اشاره کرد که حاوی تعابیر بیسابقهای علیه مدیریت کنونی رسانه ملی بود.
دو نام تازه در فهرست گزینههاهمزمان با افزایش انتقادها از مدیریت کنونی، نامهای متعددی به عنوان گزینههای احتمالی جانشینی پیمان جبلی در رسانهها و شبکههای اجتماعی مطرح میشود که نامهای تازه این فهرست را میتوان محمدامین توکلیزاده و مجید زینالعابدین دانست؛ دو مدیری که سابقه فعالیت در صداوسیما دارند، اما مسیر حرفهای متفاوتی را طی کردهاند. توکلیزاده که هماکنون معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری تهران است، حدود 11 سال پیش در رسانه ملی فعالیت میکرد و مسئولیتهای مختلفی را در این سازمان بر عهده داشت، اما مهم ترین سمت تلویزیونی او قائممقامی شبکه پنج بود و سابقه مدیریت یک شبکه تلویزیونی یا معاونت سازمان را در کارنامه ندارد. مجید زینالعابدین نیز که در همان زمان قائممقامی توکلیزاده در این شبکه، مدیر شبکه پنج بود، از جمله نامهای آشناست؛ چراکه در سالهای اخیر بارها در گمانهزنیهای مربوط به مسئولیتهای مختلف فرهنگی مطرح شده. آخرین بار هم از او به عنوان یکی از گزینههای احتمالی ریاست ساترا نام برده شد، اما این گمانهزنی رنگ واقعیت نگرفت. نکته قابل توجه آن که پس از انتشار اولین خبر با نام توکلیزاده و زینالعابدین، برخی رسانهها به تکذیب این گمانهزنیها پرداختند و هم انتشار خبر اولیه و هم تکذیب بعدی، به گونهای بود که این پرسش را ایجاد میکرد آیا با یک رقابت رسانهای برای تقویت یا تضعیف نامهای مطرحشده مواجهیم؟
فهرستی بلند از مدیران سابق و فعلیالبته توکلیزاده و زینالعابدین تنها نامهایی نیستند که در روزهای اخیر در فهرست جانشینان احتمالی جبلی قرار گرفتهاند. نام مصطفی محمدی، رئیس سابق طرح و برنامه صداوسیما نیز که پیش از این هم در گمانهزنیهای مربوط به ریاست سازمان حضور داشت، بار دیگر مطرح شده. او از جمله چهرههایی است که کمتر از دیگران در انظار عمومی حضور داشته، ولی طی سالهای اخیر به شکلی معنادار، نامش زیاد برای مسئولیت ریاست صداوسیما شنیده میشود. علیرضا شریفی که بعد از هک شدن آنتن در سال 1401، برای مدت سه سال معاون فنی رسانه ملی بود، دیگر گزینهای است که نامش حول سازمان صداوسیما به گوش میرسد. جواد رمضاننژاد مدیر اسبق شبکه افق و علی دارابی معاون اسبق سیما هم از دیگر نامهای فهرست آشنای یادشدهاند. در کنار آنها، نامهای تکراری چون عبدالرضا رحمانی فضلی، اصغر پورمحمدی، محسن اسماعیلی، سیدعباس صالحی و حسین انتظامی هم که در دورههای مختلف در فهرست گزینههای احتمالی ریاست رسانه ملی حضور داشتند، دیده میشود. البته صرف انتشار نام یک فرد در چنین فهرستی، به معنای وجود احتمال جدی برای انتصاب او نیست. برخی از این نامها ممکن است بر اساس سوابق مدیریتی یا گمانهزنیهای رسانهای مطرح شده باشند، بی آن که نشانه روشنی از ارتباط آنها با فرایند انتخاب رئیس جدید وجود داشته باشد. در چنین شرایطی، فهرستهای طولانی گزینهها را نمیتوان لزوماً بازتابی از تصمیمهای در حال بررسی دانست. به علاوه، برخی از نامهای یادشده بیشتر نقش بالا بردن وزن فهرست گزینهها را ایفا میکنند تا هدفی حتی جز رئیس رسانه ملی برای افراد محقق شود.
یک تجربه مهمبرای ارزیابی اعتبار گمانهزنیهای کنونی، مرور تجربه انتخاب رئیس پیشین صداوسیما نیز میتواند راهگشا باشد. در سال 1400 و پیش از انتصاب پیمان جبلی توسط رهبر شهید انقلاب، نامهای مختلفی در فهرست گزینههای احتمالی ریاست سازمان مطرح میشد و فهرستهای متعددی در فضای رسانهای به انتشار رسید، اما نام جبلی تا روزهای پایانی شهریورماه تقریباً در هیچ فهرستی قرار نداشت و در فاصله حدود 10 روز مانده به اعلام رسمی بود که ناگهان نام جبلی به عنوان گزینه اصلی (نه در کنار دیگران) مطرح شد. آن تجربه نشان داد که فهرستهای منتشرشده در رسانهها و شبکههای اجتماعی لزوماً با روند واقعی انتخاب رئیس سازمان انطباق ندارد و بعضی از این گمانهزنیها ممکن است بیشتر بازتاب ترجیحات و انتظارات حامیان یک مدیر باشد تا اطلاعاتی مستند درباره تصمیم نهایی. به نظر میرسد اکنون نیز با توجه به نبود اعلام رسمی درباره آینده ریاست پیمان جبلی، نمیتوان صرفاً بر اساس تعدد خبرها و تکرار نامها درباره گزینه نهایی قضاوت کرد و تنها میتوان گفت در این روزها رقابتی در فضای مجازی، برای ریاست سازمان صورت گرفته که ممکن است هیچ ارتباطی به واقعیت نداشته باشد.