دست خالی از سبد فرهنگی
وحید تفریحی
آفت پنهان تورم و فشار اقتصادی و معیشتی علاوه بر تمامی مشکلاتی که این روزها مردم را گرفتار کرده، در وجوه مختلف دیگری نیز نمایان می شود؛ وقتی گرانی، سبد معیشتی مردم را کوچک و کوچکتر کرده، طبیعی است که حوزه فرهنگ و هنر را به کالایی قابل حذف از زندگی خانوار تبدیل کند؛ اتفاقی که قطعا یکی از پیامدهای آن کوچکشدن فرصتهای رشد اجتماعی و عمیقترشدن شکاف طبقاتی به خصوص در حوزه فرهنگی است. در میان انبوه هزینه های ریز و درشت خانوار، از اجاره و قسط گرفته تا خرید مایحتاج و هزینه درمان که این روزها بار آن هم مضاعف شده، فرهنگ معمولاً همان چیزی است که باید از فهرست خرید خط بخورد؛ چون هزینههای ضروری مجال چندانی برای آن باقی نگذاشته است. اینجا همان جایی است که آفت پنهان این تورم و گرانی خود را نشان می دهد و بخشی از جامعه را آرامآرام از زندگی فرهنگی دور می کند.
آمارهای اقتصادی، تصویری روشن از فشار بر قدرت خرید خانوارها ارائه میکند؛ بر اساس اعلام مرکز آمار ایران، تورم نقطهبهنقطه کشور در شهریور ۱۴۰۵ به 89.8 درصد رسید؛ در چنین شرایطی، طبیعی است که خانوارها برای مدیریت هزینهها، ابتدا سراغ مخارجی بروند که امکان به تعویق انداختن آن وجود دارد. کتاب، سینما، تئاتر و بسیاری از فعالیتهای فرهنگی دقیقا در معرض همین تصمیم قرار میگیرند و مدتی است که جایی در سبد هزینه های مردم ندارند و یا سهم آن روز به روز کمتر و کمتر شده است. البته که کیفیت آثار، میزان جذابیت برنامهها، دسترسی جغرافیایی و تغییر الگوهای مصرف نیز در افول جایگاه حوزه فرهنگ و هنر در سبد هزینه های مردم مؤثرند، اما وقتی قدرت خرید بهشدت تحت فشار قرار میگیرد، نمیتوان از کنار اثر اقتصادی آن در دسترسی مردم به فرهنگ گذشت.
خطر اصلی را البته باید فراتر از کاهش فروش محصولات فرهنگی دید؛ چرا که دسترسی به کتاب، هنر و سرگرمیهای باکیفیت، بخشی از فرصت یادگیری، رشد اجتماعی و فرهنگی، گفتوگو و تجربه زندگی اجتماعی است که از دسترس طیف گسترده ای از مردم که گرفتار فشار اقتصادی و معیشتی شده اند خارج شده، وقتی این فرصتها برای گروهی از مردم در دسترس و برای گروهی دیگر پرهزینه میشود، شکاف اقتصادی میتواند به شکاف در فرصتهای فرهنگی نیز تبدیل شود.
در این شرایط و بحران های اقتصادی، مسئولیت سیاستگذاران فرهنگی اتفاقا بیشتر و جدی تر است؛ وظیفه متولیان در چنین شرایطی فقط حمایت از تولیدکنندگان اثر یا افزایش تعداد برنامهها نیست، باید دسترسی اقشار مختلف مردم به این محصولات و خدمات را تسهیل کنند. تولید کتاب بیشتر، برگزاری جشنوارههای متعدد یا صدور مجوز برای فعالیتهای فرهنگی، زمانی به موفقیت اجتماعی تبدیل میشود که تمام اقشار مخاطبان امکان استفاده از آنها را داشته باشند. تقویت برنامههای رایگان یا کمهزینه، حمایت هدفمند از بلیتهای فرهنگی و توزیع متوازن امکانات در محلهها، بخشی از این فاصله را کاهش خواهد داد. در کنار آن، انتشار و بررسی منظم آمار هزینهکرد فرهنگی خانوارها، میزان مراجعه به مراکز فرهنگی و تغییرات قیمت خدمات نیز باید جدی تر در دستور کار باشد تا امکان ارزیابی واقعی سیاستها را فراهم کند.
پر واضح است که نمیتوان از جامعهای انتظار نشاط، خلاقیت، گفتوگو و مشارکت اجتماعی داشت، اما هزینه دسترسی به ابزارهای شکلگیری این ظرفیتها را نادیده گرفت. حفاظت از فرصتهایی که حوزه فرهنگ و هنر در مشارکت اجتماعی مردم ایجاد می کند، بخشی از مسئولیت سیاستگذاری اقتصادی و اجتماعی است که سنجش آن باید از شمار برنامهها فراتر برود.