printlogo


هنر حکمران برای عبور از بحران
سید مصطفی صابری

 تجاوز نظامی دشمن در 9 اسفند 1404، اختلاف‌های داخلی را برای مدتی زیر سایه دفاع فراگیر از ایران قرار داد؛ اما با فروکش‌کردن فضای جنگ، پرسش مهم‌تری پیش روی جامعه و حاکمیت قرار گرفته است: «چگونه می‌توان همبستگی شکل‌گرفته در روزهای تهدید را به سرمایه‌ای پایدار برای آینده کشور تبدیل کرد»؟ احسان صالحی، فعال رسانه، تحلیلگر مسائل بین‌الملل و دبیر شورای اطلاع‌رسانی دولت شهید رئیسی، در گفت‌وگو با ما، انسجام ملی را نه به معنای یکسان‌شدن دیدگاه‌ها، بلکه در گرو پذیرش تکثر اجتماعی، حفظ حس تعلق و پرهیز از تبدیل اختلاف‌نظرها به شکاف‌های هویتی می‌داند. او با اشاره به نقش تعیین‌کننده مردم در جنگ اخیر، معتقد است تداوم این سرمایه اجتماعی به عملکرد مسئولان، مواجهه درست رسانه ملی با صداهای متفاوت و روایت رسانه‌ای دقیق از تحولات و دستاوردهای کشور وابسته است. از نگاه صالحی، عبور از شرایط پساجنگ تنها با تأکید بر وحدت ممکن نیست، بلکه به گسترش چتر گفتمانی، تقویت اعتماد عمومی و فراهم‌کردن فضایی نیاز دارد که طیف‌های مختلف جامعه، خود را در دفاع از ایران سهیم بدانند.




مردم ضلع تعیین‌کننده انسجام ملی
احسان صالحی، فعال رسانه و تحلیلگر مسائل بین‌الملل، با اشاره به نقش مردم در حفظ انسجام ملی گفت: «واکنش به تهدید بیرونی، غریزه‌ای بشری است. جامعه ایران هم در جریان دو جنگ تحمیلی سال گذشته، این واکنش را ابتدا در قالب همدلی و سپس با حضور فعال در صحنه نشان داد. به نظرم، استحکام کشور در برابر تجاوز بر چهار ضلع قدرت نظامی، انسجام سیاسی مسئولان، موقعیت ژئوپلیتیک و حضور مردم استوار بود و بدون فعال‌شدن ضلع مردمی، سایر اضلاع هم نمی‌توانستند کارایی لازم را داشته باشند». 
به اعتقاد صالحی، تضعیف جریان‌های سیاسی داخلی، از جمله اصلاحات، لزوماً اتفاق مثبتی نیست؛ زیرا اگر این جریان‌ها نتوانند بخشی از جامعه را نمایندگی کنند، ظرفیت اجتماعی آن‌ها ممکن است به بیرون از این چارچوب‌ها منتقل شود. هرچند صالحی به بیانیه دیرهنگام جبهه اصلاحات بعد از تجاوز دشمن انتقاداتی هم داشت و درباره حضور مردم افزود: «بررسی تاریخ معاصر ایران مثل مشروطه، شهریور ۲۰، کودتای ۲۸ مرداد و ... نشان می‌دهد هرگاه مردم در صحنه حضور داشته‌اند، حرکات ملی پیروز شده و در غیاب آن‌ها، جریان‌ها شکست خورده‌اند. نمونه بارز آن، روزهای پس از شکست کودتای ۲۵ مرداد است؛ زمانی که شاه گریخت و ثریا، همسرش، در خاطراتش از ناامیدی مطلق او از بازگشت به ایران و دستور به کاهش هزینه‌ها گفت، اما با عقب‌نشینی مصدق و غیاب دوباره مردم، کودتای ۲۸ مرداد در نیم‌روز به پیروزی رسید».

باید تنوع و تکثر تجمعات حفظ شود
صالحی با بیان این‌که تجمعات مردمی از شامگاه ۹ اسفند آغاز شد، اما با اعلام خبر شهادت رهبر انقلاب در ساعت 5 صبح، حضور مردم گسترده‌تر شد و خیابان‌ها عملاً در اختیار آنان قرار گرفت، افزود: «حضور مردم، مانع پیشروی مراحل بعدی پروژه دشمن شد. نقش مردم به روزهای آغازین جنگ محدود نماند و در طول ۴۰ روز جنگ و پس از آن نیز ادامه یافت. از طرفی تنوع اقشار، سلایق و گرایش‌های حاضر در این اجتماعات ویژگی مهمی است و حفظ این رنگارنگی اجتماعی و به‌رسمیت‌شناختن تفاوت‌ها، در پیام‌های رهبر انقلاب هم مورد تأکید قرار گرفته است». این فعال رسانه با تأکید بر تفاوت شرایط جنگ و پساجنگ گفت: «طبیعی است با فروکش‌کردن تهدید نظامی، میزان حضور مردم در تجمعات نیز کاهش پیدا کند؛ اما مسئله مهم‌تر این است که افرادی که همچنان مایل به حضورند، احساس نکنند ممکن است به‌دلیل تفاوت دیدگاه یا انگیزه‌شان با دیگران، مورد قضاوت قرار بگیرند. برخی ممکن است صرفاً برای دفاع از ایران به میدان آمده‌اند، اما وقتی با طرح شعارها و مطالبی خارج از انگیزه خود مواجه می‌شوند، احساس می‌کنند صدایشان در آن جمع نمایندگی نمی‌شود. این اشکال باید برطرف شود». 
 
کنار هم برای ایران عزیز
صالحی در ادامه با بیان این‌که حتی برخی از مدافعان ایران در داخل و خارج کشور، با جمهوری اسلامی مرزبندی دارند؛ بااین‌حال، با مداخله خارجی برای تغییر نظام سیاسی و جریان سلطنت‌طلب پهلوی نیز مخالف‌اند، گفت: «بخشی از جامعه با جمهوری اسلامی مرزبندی دارد، اما در حفاظت از ایران ایستاده و بقای کشور را در شرایط کنونی وابسته به جمهوری اسلامی می‌داند. در کنار این افراد، تحول‌خواهان و تغییرطلبانی نیز حضور داشتند که تغییرات را در چارچوب ساختار موجود دنبال می‌کنند. اما هنر حکمرانی در مواجهه با تهدیدهای بزرگ، گسترش چتر گفتمانی است تا افراد با گرایش‌های مختلف بتوانند زیر آن احساس تعلق کنند». او با اشاره به پیام‌های رهبر انقلاب درباره کنار هم قرارگرفتن افراد با تفاوت‌های مذهبی و سیاسی، تأکید کرد حتی اختلاف‌نظرهای موجه نیز نباید به تنازع و تفرقه تبدیل شوند.
  
تنوع گرایش‌ها در رسانه ملی منعکس نمی‌شود
این تحلیلگر با قدردانی از تلاش نیروهای رسانه ملی در دوران جنگ، در عین حال از سیاست‌گذاری این رسانه انتقاد کرد و گفت: «تنوع گرایش‌های اجتماعی به‌اندازه کافی در برنامه‌ها بازتاب نمی‌یابد. در جنگ ۱۲روزه، تنوع افراد حاضر روی آنتن از دوره جنگ ۴۰روزه بیشتر بود؛ درحالی‌که نیاز اجتماعی به نمایش این تکثر در دوره اخیر بیشتر احساس می‌شد». صالحی با تأکید بر ضرورت بازنگری در عملکرد تریبون‌ها گفت: «هرچند تجمعات مردمی عمدتاً خودجوش‌اند، نهادهایی مانند شهرداری‌ها، سازمان تبلیغات اسلامی، صداوسیما و ستادهای نمازجمعه می‌توانند در تعامل با متولیان این فضاها، ضرورت حضور طیف گسترده‌تری از مردم را منتقل کنند. حتی سیاست‌گذاری رسانه ملی و فضایی که در برنامه‌هایش می‌سازد، بر جهت‌گیری تجمعات و تریبون‌ها اثرگذار است؛ حتی اگر مستقیماً درباره محتوای آن‌ها دستورالعملی صادر نکند». 
 ​​​​​​​
مسئولان را متهم به خیانت نکنیم   
این تحلیلگر مسائل بین‌الملل درباره پیامدهای جنگ ۴۰روزه اظهار کرد: «ایران قدرتی از خود نشان داد که بسیاری در جهان انتظارش را نداشتند. برخلاف جنگ هشت‌ساله که کشورهای حامی صدام عمدتاً از پیامدهای مستقیم آن دور ماندند، درگیری اخیر، آثار خود را به مناطق دورتر ازجمله آمریکا منتقل کرد». صالحی با اشاره به تأثیر تحولات تنگه هرمز بر هزینه‌های انرژی و زندگی در آمریکا گفت، ترامپ می‌کوشد بخشی از این افزایش هزینه‌ها را به جنگ روسیه و اوکراین نسبت دهد، هرچند گاهی نیز آن را هزینه‌ای موقت برای جلوگیری از تهدیدی بزرگ‌تر معرفی می‌کند». این تحلیلگر مسائل بین‌الملل با اشاره به تفاهم اسلام‌آباد و سند ۱۴بندی مورد اشاره خود، تأکید کرد که نشستن آمریکا پای میز مذاکره با ایران، پس از جنگی که با هدف تضعیف موجودیت جمهوری اسلامی آغاز شده بود، ظرفیت شکل‌گیری یک روایت پیروزی را داشت. بااین‌حال، رسانه ملی نتوانست این دستاورد را به‌درستی برای افکار عمومی روایت کند و در نتیجه، تصویری تلخ از پیروزی شکل گرفت که به اختلافات در تجمعات مردمی نیز دامن زد. این تحلیلگر مسائل بین‌الملل هشدار داد که متهم‌کردن مسئولان به خیانت، بدون شواهد کافی، می‌تواند جامعه را چندپاره کند. 

اهمیت شناخت جامعه
 و طیف‌های مختلف آن

صالحی درخصوص بایدها و نبایدهای بازگرداندن جامعه به صحنه و ایجاد تنوع و تکثر می‌گوید: «اگر کسی قرار است برای مردم و جامعه تصمیم بگیرد باید مردم را بشناسد و بداند جامعه به دنبال چه چیزی است و تصمیم‌گیری را بر همین اساس شروع کند. احساس می‌کنم بعضی جاها تصمیمات ما یا فرایندها و ساختارهای آن، فارغ از مردم هستند. البته شناخت جامعه هم آسان نیست و با توجه به تنوعی که دارد، باید برای شناخت آن به جامعه نزدیک بود. همین الان اگر قرار باشد جامعه را تقسیم‌بندی کنیم، یک گروه ارتجاعی به اسم سلطنت‌طلب داریم که اقلیت است، اما وجود دارد. این جریان، جریان جدی‌ای نیست، اما پرسر و صداست. یک جریان دیگر هم داریم که ممکن است کلاً با ساختار سیاسی مشکل داشته باشد، اما مرزبندی مشخصی دارد و معتقد است جمهوری اسلامی با این ساختار نمی‌تواند کار کند اما درباره این موضوع باید در داخل تصمیم‌گیری شود و ربطی به بیرون ندارد. به نظرم این گروه هم از نظر تعداد، جمعیت خیلی بالایی نیست. اما یک جمعیت قابل‌توجه دیگر هم داریم. این جمعیتی که به دنبال تغییر و تحول است، فارغ از میزان وفاداری‌شان، به دنبال تحول و تغییر در ذیل همین ساختار فعلی هستند؛ یعنی جمهوری اسلامی با ساختار فعلی‌اش و با تصویری که از خودش نشان داده است. من جدی‌ترین بخش جامعه را لایه تغییرخواه و تحول‌طلب می‌دانم که معتقد است این اتفاق باید ذیل ساختار جمهوری اسلامی بیفتد. این موضوع نشان می‌دهد که ایران قدرت حفاظت از خودش را دارد؛ شما در تصویری که از ایران در مواجهه با قدرت‌های مهاجم در ۲۰۰ سال گذشته می‌بینید، همیشه با یک ایران ازدست‌رفته مواجه هستید؛ یعنی بخشی از ایران را از دست می‌دهید. اما جمهوری اسلامی در این ۴۸ سال، کفایت صیانت از ایران را داشته است؛ بنابراین، جمعیت زیادی معتقدند جمهوری اسلامی که توانسته چنین قدرتی را از خودش نشان دهد، قدرت اصلاح خودش را هم دارد و می‌تواند خودش را اصلاح کند و در بخش‌هایی که نیاز به تحول وجود دارد، تحول ایجاد کند». 

ضرورت نمایندگی واقعی خواست
 تغییر و تحول

این فعال رسانه درخصوص ضرورت تغییر و تحول در ساختار حکمرانی می‌گوید: «خطر این است که اگر برنامه نداشته باشیم و برای جامعه چشم‌انداز تحول ترسیم نکنیم و تصویری از رؤیای ایرانی برای جامعه نداشته باشیم، ممکن است بخشی از این جمعیت به سمت آن دو لایه دیگر سرریز شود؛ یعنی جریانی که معتقد است جمهوری اسلامی نباید وجود داشته باشد یا جریانی که اساساً برایش مهم نیست ایران باشد یا نباشد و فقط می‌خواهد خودش به قدرت برسد؛ یعنی جریان زالو‌صفت سلطنت‌طلب. نکته این است که ما باید جریان تغییر و تحول را به‌صورت واقعی در داخل نمایندگی کنیم؛ چه در سطح گروه‌های سیاسی و چه در سطح اداره کشور و حکمرانی. جامعه باید ببیند که نیازش به تغییر و تحول در حال پاسخ‌گرفتن است.»

اهمیت  تحول در رسانه ملی 
صالحی با بیان ضرورت ایجاد تحول در بخش‌های مختلف کشور، به‌ویژه رسانه ملی و برخی ساختارهای حکمرانی، می‌گوید: «بعضی جاها نتیجه تغییرات هم خیلی زود خودش را نشان می‌دهد؛ مثلاً در حوزه رسانه که بحثش مطرح شد، تحول در رسانه کشور و به‌طور مشخص رسانه ملی، موضوعی است که درباره آن فهم عمومی وجود دارد و مطالبه عمومی هم نسبت به آن شکل گرفته است. اگر این تحول اتفاق بیفتد، خیلی زود خودش را نشان می‌دهد، چون به رادیو و تلویزیون همه‌جا دسترسی وجود دارد. در بعضی بخش‌ها، ممکن است تغییرات پیچیده‌تری نیاز باشد؛ مثلاً تغییر ساختار در سطح قانون اساسی که این پرسش را مطرح می‌کند که قانون اساسی چگونه و از چه سازوکاری باید تغییر کند. اما در برخی حوزه‌ها، تغییر سیاست یا کارگزار لزوماً به معنای تغییر ساختار نیست. در این بخش‌ها، قدرت کنشگری بالاتر است، تغییرات سریع‌تر انجام می‌شوند و نتایج آن‌ها هم زودتر خودشان را نشان می‌دهند. به نظرم در حوزه رسانه به تحول جدی نیاز داریم. البته در حوزه‌های ساختاری هم به تحول نیازمندیم و این حرف، موضوع عجیب‌وغریب یا ضدانقلابی‌ای نیست. رهبر شهید انقلاب هم خودشان مبدع این بحث بودند. اگر به صحبت‌های ایشان، برای مثال در سفر استانی به کرمانشاه در سال ۱۳۹۰، توجه کنید، بحثی را مطرح می‌کنند مبنی بر این‌که جمهوری اسلامی هویتی دارد که از سیرت و صورت تشکیل شده است. سیرت   نظام جمهوری اسلامی، آرمان‌ها،  اهداف و  اصول آن است و صورت نظام، ساختارها،سیاست‌ها و افرادی هستند که آن را اداره می‌کنند. این بخش قابلیت تغییر دارد. خود ایشان در همان سفر، نظام پارلمانی را مثال می‌زنند؛ پس این ساختار، وحی منزل نبوده و تغییر کرده است؛ بنابراین، ممکن است دوباره هم تغییر پیدا کند».

ضرورت بازنگری در شیوه کار شورای نگهبان
صحبت به ضرورت وجود احزاب در کشور باز می‌گردد؛ صالحی در پاسخ به این سوال که در تضعیف احزاب و تشکل‌ها خودشان مقصرند یا این موضوع نتیجه نوع تعامل حاکمیت با آن‌هاست، می‌گوید: «به نظرم هر دو عامل وجود دارد و برای هر دو هم باید فکر کرد؛ منتها یک لایه ریشه‌ای‌تر این است که ما کنش حزبی را یک کنش جدی تلقی کنیم. جدی تلقی کردن یعنی چه؟ یعنی در ساختار برای آن نقش  ببینیم. باید در قانون اساسی جایگاه جدی‌تری برای حزب در نظر بگیریم و امکان این تغییر هم وجود دارد. باید کنش جدی‌تری برای احزاب تعریف کنیم. حتی اگر نخواهیم فعلاً به سمت تغییر قانون اساسی برویم، ببینید در نظام انتخاباتی ما، چه در انتخابات ریاست‌جمهوری و چه در انتخابات مجلس، مرجع بررسی صلاحیت‌ها شورای نگهبان است. اتفاقی که می‌افتد این است که ما عملاً کار احزاب را به دوش شورای نگهبان انداخته ایم. مثلاً به شورای نگهبان می‌گوییم شما ۱۰ روز فرصت دارید تا در بین این همه افرادی که ثبت‌نام کرده‌اند، ویژگی‌های مطرح‌شده در قانون اساسی، از جمله رجل سیاسی و مذهبی بودن و مدیر و مدبر بودن را  احراز کنید. بعد، از چه کسی می‌خواهیم این ویژگی‌ها را احراز کند؟ از ترکیبی متشکل از شش فقیه و شش حقوقدان. این مسئولیت در قوانین ما، یعنی قوانین عادی، قرار گرفته و در قانون اساسی به این شکل نیامده است. در قانون اساسی، وظیفه‌ای که برای شورای نگهبان تعریف شده، در حوزه تخصصی خودش است؛ یعنی تطبیق قوانین با شرع و قانون اساسی که بر عهده فقها و حقوقدانان گذاشته شده است. این کار تخصصی خودشان است و آن را به‌دقت انجام می‌دهند. شورای نگهبان مشروح مذاکراتش را هم منتشر می‌کند؛ وقتی این مذاکرات را می‌بینید، واقعاً از دقت بحث‌های فقهی و حقوقی مطرح‌شده در این جلسات لذت می‌برید؛ چون این کار تخصصی این افراد است و عمرشان را در همین حوزه صرف کرده‌اند. اما بررسی صلاحیت‌ها چه؟ در کشورهای دیگر چه اتفاقی می‌افتد؟ در بسیاری از نظام‌های حزبی، بررسی و انتخاب نامزدها بر عهده احزاب است. حزب، فرد موردنظرش را معرفی می‌کند و او را در معرض انتخاب مردم قرار می‌دهد. مانیفست و سیاست‌های حزب مشخص است و شما با یک هندوانه دربسته مواجه نیستید. حزب هم باید بعداً پاسخ‌گو باشد. اگر نتواند به وعده‌هایی که داده عمل کند، در انتخابات بعدی رأی نمی‌گیرد. این مسئله کاملاً روشن است و حزب در معرض پاسخ‌گویی به مردم قرار دارد. اما این جا ما بار را روی دوش بخشی از یک ساختار گذاشته‌ایم که اساساً برای این کار ساخته نشده است. برای مثال، از برخی اعضای حقوقدان شورای نگهبان انتظار داریم احراز کنند فردی که نامزد انتخابات شده، رجل سیاسی هست یا نه؛ درحالی‌که بعضی از این اعضای محترم خودشان فعال سیاسی نیستند. ممکن است فردی حقوقدان برجسته‌ای باشد و در رشته تخصصی خودش هم جایگاه بالایی داشته باشد، اما اساساً یک چهره سیاسی نباشد. بااین‌حال، رأی دارد». 
 
سعه‌صدر شهید رئیسی در برابر نقدها
 و انتقادها

صالحی که در حوزه رسانه در دولت رئیس جمهور شهید فعال بوده، در پاسخ به پرسشی درباره شخصیت شهید رئیسی، تجربه همکاری با ایشان و... می‌گوید: «آیت‌ا... رئیسی سعه‌صدر خوبی داشتند. ایشان درمجموع، نسبت به انتقاد از دولت از سوی افراد و جریان‌های مختلف، موضع منفی نداشتند. البته نسبت به تصویر در ذهن مردم حساسیت داشتند و برایشان اهمیت داشت که مردم درباره دولت چه فکری می‌کنند. آقای رئیسی معمولاً صبح‌ها روزنامه‌ها را مرور می‌کردند؛ ابتدا روی مانیتور شخصی‌شان مطالب را می‌دیدند و بعد روزنامه‌های کاغذی را ورق می‌زدند. اگر احساس می‌کردند انتقادی به دولت وارد است، از طریق دفتر رئیس‌جمهور به دستگاه مربوط ارجاع می‌شد تا گزارش دهد که در آن موضوع چه اقدامی انجام داده و در آینده چه برنامه‌ای دارد». صالحی درخصوص بی‌انصافی‌هایی که در دوران حیات شهید رئیسی و پس از شهادت ایشان در حق او صورت گرفته و دلایل تخریب چهره این شهید می‌گوید: «مسئله این بود که از یک الگوی متفاوت رئیس دولت و به‌تبع آن، یک الگوی متفاوت دولت‌مداری انقلابی رونمایی می‌شد؛ الگویی که در عین پایبندی به ارزش‌ها و اصول انقلاب، کارآمدی هم از خودش نشان می‌داد. یعنی این دو را در تعارض با یکدیگر تعریف نمی‌کرد. احساس من این است که هم برخی جریان‌های داخلی و هم، شاید جدی‌تر از آن‌ها، جریان‌های بیرونی نمی‌خواستند این الگو و این شخصیت در قامت یک دولت و دولتمرد شکل بگیرد. به همین دلیل، این الگو باید به‌نوعی تخریب می‌شد. برای مثال، مردمی بودن رئیس‌جمهور و ارتباط راحت ایشان با مردم، به‌جای این که یک نقطه قوت تلقی شود، گاهی دستاویزی برای تمسخر قرار می‌گرفت». صالحی در ادامه، با اشاره به تجربه مردم از دولت شهید رئیسی و ضرورت رعایت انصاف در قبال دولت فعلی، توضیح می‌دهد: «البته به‌هیچ‌وجه نباید در حق دولت فعلی و رئیس‌جمهور بی‌انصافی شود. آقای پزشکیان هم با صداقت و دلسوزی در حال انجام کاری هستند که برای کشور از دستشان برمی‌آید. آن هم در شرایط سخت و شرایط جنگی کشور. در پیام رهبر شهید انقلاب برای تنفیذ حکم آقای پزشکیان چند صفت مطرح شده بود؛ از جمله تعبیر دانشمند و همچنین صادق و مردمی. چیزی که ما  از ممشای رهبری سراغ داشتیم، این بود که رهبر شهید ابدا اهل مبالغه نبودند و این ویژگی‌ها را در ایشان احراز کرده بودند و به همین دلیل از آن‌ها نام بردند».