نگاهکردن مستقیم به چشمان یک ببر یا کشتیگرفتن با یک جگوار سیاه، لحظهای نیست که هر کسی در طول زندگیاش تجربه کند؛ اما برسام تاجآبادی این لحظات را هر روز زندگی میکند. او که تصاویر همراهی اش با انواع درندگان در فضای مجازی بسیار پربازدید شده و تجربه 4 سال کار شبانهروزی با حیوانات وحشی در مجموعه تفریحی و گردشگری گهرپارک سیرجان را دارد، از این حقیقت میگوید که اگرچه دنیای حیوانات وحشی برای اغلب آدمها خلاصه میشود در مستندهای چنددقیقهای تلویزیونی یا ویدئوهای جذاب و کوتاه در شبکههای اجتماعی، اما پشت هر قاب از این تصاویر آرامشبخش و شگفتانگیز، واقعیتی بسیار پیچیدهتر و پرخطرتر جریان دارد. در پرونده امروز، پای صحبتهای آقای تاجآبادی نشستیم تا قصه همراهیاش با ببر و جگوار و خرس را برای ما روایت کند.
برخلاف تصورات، حیوان وحشی
فقط غریزه نیستدر ابتدا پرسیدم اولین حیوان وحشی که با آن ارتباط برقرار کردید، چه بود و چطور مسیر زندگیتان به نگهداری حیوانات وحشی گره خورد؟ آقای تاجآبادی میگوید: «اولین حیوانی که باعث شد جدیتر به دنیای حیوانات وحشی علاقهمند شوم، اسنو، ببر سفید بنگال بود. فکر میکنم چیزی که از همان ابتدا من را جذب کرد، این بود که حیوانات وحشی برخلاف آنچه خیلیها تصور میکنند، فقط یک غریزه نیستند، هر کدام شخصیت، واکنش و دنیای مخصوص خودشان را دارند. کمکم این علاقه از یک حس ساده تبدیل شد به بخشی از زندگی من. هرچه بیشتر با حیوانات کار کردم، بیشتر فهمیدم که نگهداری از آنها فقط غذا دادن و مراقبت کردن نیست؛ باید رفتارشان را بشناسی، به مرزهایشان احترام بگذاری و همیشه آماده باشی که از آنها چیز جدیدی یاد بگیری.»
اهلی شدن و اعتماد کردن باهم تفاوت دارندخیلیها میگویند حیوان وحشی هیچوقت اهلی نمیشود. از آقای تاجآبادی پرسیدم چطور اعتماد یک شیر یا جگوار را جلب میکنید؟ او میگوید: «من با این جمله تا حد زیادی موافقم. به نظرم باید بین «اهلی شدن» و «اعتماد کردن» تفاوت قائل شویم. یک حیوان وحشی حتی اگر سالها کنار انسان باشد، همچنان حیوان وحشی است و نباید این واقعیت را فراموش کرد. اعتماد هم چیزی نیست که بتوانی با زور یا عجله به دست بیاوری. زمان، ثبات رفتاری، شناخت شخصیت حیوان و احترام گذاشتن به مرزهایش خیلی مهم است. من سعی نمیکنم حیوان را مجبور کنم که به من اعتماد کند، بیشتر تلاش میکنم شرایطی ایجاد کنم که خودش احساس امنیت کند.»
شیرها باهوشترین هستنددر ادامه از این مربی حرفهای پرسیدم باهوشترین حیوانی که با آن مواجه شدهاید چه بوده و آیا هر حیوان شخصیت متفاوتی دارد؟ آقای تاجآبادی برایم توضیح داد: « قطعاً. حتی دو حیوان از یک گونه هم میتوانند کاملاً متفاوت باشند. یکی ممکن است آرامتر باشد، یکی کنجکاوتر، یکی حساستر و دیگری اجتماعیتر. برای همین نمیشود با یک نسخه ثابت با همه حیوانات رفتار کرد. یکی از جذابترین بخشهای کار من همین شناختن تفاوتهای فردی آنهاست. همه حیوانات وحشی هوش بسیار قوی دارند و مهمتر اینکه حتی حافظه بسیار قوی دارند. هیچ چیزی را فراموش نمیکنند، اما طبق تجربهای که با آنها داشتم، شیرها بسیار باهوشترند.»
حیوانات هم احساساتی شبیه به ما دارنددوست داشتم بدانم حیوانات هم حسادت، قهر یا محبت را تجربه میکنند؟ برسام تاجآبادی میگوید: «بله، رفتارهایی دیدهام که برای من شبیه چیزی است که ما در انسانها به آن حسادت، دلخوری یا محبت میگوییم. البته سعی میکنم احساسات انسانی را عیناً به حیوانات نسبت ندهم، چون دنیای ذهنی آنها را نمیتوانیم کاملاً مثل خودمان تفسیر کنیم؛ اما قطعاً میتوانند وابستگی، اعتماد، ترس، هیجان و ترجیح نسبت به افراد یا موقعیتهای مختلف را نشان دهند. وقتی مدت زیادی کنارشان باشی، بعضی از این تفاوتها را خیلی واضح میبینی.»
یک ویدئوی چند دقیقهای نتیجه تلاشی چندماههدر ادامه مصاحبه گفتم مردم فقط چند دقیقه از زندگی شما را میبینند. برای مخاطبان توضیح دهید پشت هر ویدئو چه فراز و نشیبی وجود دارد؟ آقای تاجآبادی توضیح می دهد: «آنچه مخاطب در چند دقیقه میبیند، معمولاً نتیجه ساعتها و گاهی روزها مراقبت، شناخت رفتار حیوان، آمادهسازی و صبر است. کار با حیوانات یککار شبانه روزی است. زمان مشخصی برای استراحت و مرخصی ندارد و یک تیم تقریبا ۱۵تا ۲۰ نفره هستیم که شبانهروز برای مجموعه تلاش میکنیم. چون مسئله فقط وقت گذراندن و غذا دادن نیست، مهمتر از فیلم گرفتن، خود مراقبت از حیوان است. باید حال حیوان را در نظر بگیری، زمان مناسب را بشناسی و هیچوقت فقط برای تولید یک ویدئوی خوب، حیوان را تحت فشار قرار ندهی. بعضیوقتها بهترین تصمیم این است که اصلاً دوربین را روشن نکنی.»
یک ویدئوی چند دقیقهای نتیجه تلاشی چندماههدر ادامه مصاحبه گفتم مردم فقط چند دقیقه از زندگی شما را میبینند. برای مخاطبان توضیح دهید پشت هر ویدئو چه فراز و نشیبی وجود دارد؟ آقای تاجآبادی توضیح می دهد: «آنچه مخاطب در چند دقیقه میبیند، معمولاً نتیجه ساعتها و گاهی روزها مراقبت، شناخت رفتار حیوان، آمادهسازی و صبر است. کار با حیوانات یککار شبانه روزی است. زمان مشخصی برای استراحت و مرخصی ندارد و یک تیم تقریبا ۱۵تا ۲۰ نفره هستیم که شبانهروز برای مجموعه تلاش میکنیم. چون مسئله فقط وقت گذراندن و غذا دادن نیست، مهمتر از فیلم گرفتن، خود مراقبت از حیوان است. باید حال حیوان را در نظر بگیری، زمان مناسب را بشناسی و هیچوقت فقط برای تولید یک ویدئوی خوب، حیوان را تحت فشار قرار ندهی. بعضیوقتها بهترین تصمیم این است که اصلاً دوربین را روشن نکنی.»
بسیاری از ویدئوهایم را به خاطر مردم منتشر نکردمکنجکاو بودم بدانم چقدر از صمیمیتی که مخاطب در ویدئوها میبیند، واقعی است و هیچ ویدئویی بوده که تصمیم بگیرد منتشرش نکند؟ آقای تاجآبادی میگوید:«صمیمیتی که مخاطب میبیند واقعی است، اما پشت این رابطه سالها شناخت و تجربه وجود دارد. اینطور نیست که یک روز کنار یک شیر بنشینی و ناگهان بین شما اعتماد شکل بگیرد. این ارتباط نتیجه شناخت رفتار، رعایت مرزها و تجربههای زیادی است که در طول زمان به دست آمده است. ویدئوهای بسیار زیادی هست که منتشر نکردم فقط به خاطر اینکه مردم فکر نکنند میتوانند اینقدر راحت کنار حیوان وحشی بروند و لمسش کنند. من فیلمهایی دارم که مثلا درحال کشتی با جگوار سیاه هستم ولی خب منتشر نکردم که باعث نشود مخاطب فکر کند میتواند چنین تجربهای داشته باشد و خطر این کار را در نظر نگیرد.»
اعتماد یک حیوان به معنی از دست دادن غریزهاش نیستسوال مهمی که از این مربی حرفهای پرسیدم این بود که آیا هنوز هم از بعضی حیوانات میترسد و بزرگترین اشتباهی که یک انسان ممکن است در مواجهه با حیوان وحشی انجام دهد، چیست؟ او میگوید: « بله، قطعاً. فکر میکنم کسی که در کار با حیوانات وحشی هیچ ترسی ندارد، اتفاقاً باید بیشتر نگران باشد. ترس اگر منطقی باشد، باعث احتیاط میشود که لازمه کار ماست و یکی از چیزهایی که با تجربه یاد میگیری، شناختن تغییرات کوچک در رفتار حیوان است؛ تغییر در حالت بدن، نگاه، فاصله گرفتن یا نزدیک شدن، صداها و درشت شدن مردمک چشم و واکنشهایی که شاید برای یک فرد عادی اصلاً قابل توجه نباشد. باید این را بدانیم که حیوانات وحشی بهخصوص گربهسانها قلمروطلب هستند و از یک سنی به بعد شاید تصمیم بگیرند که دیگر در محدوده قلمروشان ورود نکنی. به نظرم بزرگترین اشتباه این است که حیوان وحشی را مثل یک حیوان خانگی ببینیم. این که یک حیوان به انسانی اعتماد کرده یا رفتار آرامی دارد، به این معنی نیست که دیگر غریزه و تواناییهای طبیعی خودش را از دست داده. احترام گذاشتن به حیوان یعنی همیشه به یاد داشته باشیم که او حیوان وحشی است.»
آزاد کردن حیوان همیشه به معنای کمک کردن نیست دوست داشتم بدانم این حیوانات امکان بازگشت به طبیعت را دارند یا نه. برسام تاجآبادی این طور توضیح میدهد: «این موضوع کاملاً به شرایط هر حیوان بستگی دارد. همه حیواناتی که مدتی تحت مراقبت انسان بودهاند، الزاماً قابلیت بازگشت به طبیعت را ندارند. بازگرداندن یک حیوان به طبیعت تصمیمی بسیار جدی است و باید شرایط جسمی، رفتاری، توانایی پیدا کردن غذا، خطرات محیط و خیلی عوامل دیگر بررسی شود. به نظرم در مورد حیوانات وحشی، «آزاد کردن» همیشه به معنی «کمک کردن» نیست.»
دوست دارم مخاطب من، احترام به حیوانات را
یاد بگیردبا خودم فکر کردم اگر مردم بعد از دیدن ویدئوها تصور کنند میتوان با هر شیر یا پلنگی دوست شد، این خطرناک نیست؟ و نظر این مربی کاربلد را پرسیدم: «بله، میتواند بسیار خطرناک باشد. یکی از چیزهایی که همیشه دوست دارم مخاطب بداند این است که چیزی که در ویدئو میبیند، حاصل سالها تجربه و شناخت است و نباید آن را به رفتار با یک حیوان وحشی در شرایط عادی تعمیم بدهد. اگر مخاطب بعد از دیدن صفحه من فقط یک چیز یاد بگیرد، دوست دارم آن چیز «احترام به حیوانات وحشی» باشد؛ اینکه به غرایزشان احترام بگذاریم و آنها را دوست داشته باشیم، بدون اینکه بخواهیم آنها را از طبیعت و ماهیت واقعیشان جدا کنیم.»
سختترین لحظه برای من بیمارشدن حیوان استسوالی که از ابتدای مصاحبه دوست داشتم بپرسم خاطره سختترین لحظه آقای مربی در کنار این حیوانات وحشی بود. برسام تاجآبادی سختترین لحظات را این طور توصیف کرد: « برای من لحظه بیمارشدن حیوان سختترین لحظه است. تشخیص بیماری در حیوانات وحشی بسیار سخت است؛ چون نمیشود آنها را معاینه و به راحتی آنها را بیهوش کرد چون خطرات خودش را دارد. حیوانات وحشی به ویژه گربهسانها به خاطر بنیه بسیار قوی که دارند به راحتی بیماری را بروز نمیدهند؛ مگر اینکه دیگر خطر بسیار جدی شده باشد. یادم میآید که چند شیر کوهی دوماهه به مجموعه ما آمدند که ویروسی و به شدت مریض بودند. ما هفتهها نه خواب داشتیم نه استراحت. حدود 7 نفر بودیم که ۲۴ساعته از آنها مراقبت میکردیم تا اینکه این دوره سخت را پشت سر گذاشتیم. بعد از خوب شدن آنها من خودم مریضی خودایمنی گرفتم به خاطر کمبود خواب و استرس زیاد.»
عشق در دنیای حیوانات معنای متفاوتی دارداز آقای تاجآبادی پرسیدم حیوانات وحشی میتوانند عشق را بفهمند؟ مثلاً هیچوقت شده احساس کنید یک شیر، جان شما را نجات داده باشد؟ او پاسخ داد:« نمیدانم آیا میتوانیم دقیقاً همان چیزی را که انسان «عشق» مینامد به حیوان نسبت بدهیم یا نه، اما قطعاً حیوانات میتوانند پیوند و اعتماد عمیقی ایجاد کنند. البته تا به حال پیش نیامده که جانم در خطر باشد، اما این احساس پیوند و اعتماد عمیق، به نظرم بیشتر از این که ثابت کند حیوان «من را نجات داده»، نشان میدهد رابطهای که بین انسان و حیوان شکل میگیرد میتواند خیلی عمیقتر از چیزی باشد که از بیرون تصور میکنیم.»
مهمترین خواسته حیوانات؛
تعرض نکردن به زیستگاه آنهابه عنوان آخرین سوال از آقای تاجآبادی پرسیدم اگر حیوانات میتوانستند درباره انسانها قضاوت کنند، فکر میکنید درباره ما چه میگفتند؟ او این طور پاسخ میدهد: «فکر میکنم شاید میگفتند: «شما انسانها خیلی عجیب هستید؛ هم میتوانید ما را دوست داشته باشید، نجاتمان بدهید و برایمان وقت بگذارید، و هم گاهی بدون این که بفهمید، به دنیایی که خانه ماست آسیب بزنید». شاید اگر حیوانات میتوانستند با ما حرف بزنند، از ما فقط میخواستند که به زیستگاهشان تعرض نکنیم. من هرچه بیشتر کنار حیوانات بودهام، بیشتر فهمیدهام که دوست داشتن آنها همیشه به معنی لمس کردن، بغل کردن یا نزدیک شدن نیست. واقعیترین شکل دوست داشتن این است که بگذاری حیوان، حیوان بماند و شاید اگر روزی حیوانات واقعاً بتوانند درباره ما قضاوت کنند، امیدوارم قضاوتشان این باشد که انسانها بالاخره یاد گرفتند در این دنیا تنها نیستند.»