printlogo


درباره سفر منیر به تهران همزمان با تحرکات نظامی آمریکا و تهدیدهای نتانیاهو
پیشنهاد صلح، تدارک جنگ؟
سلیمانی

سفر عاصم منیر به تهران، در فاصله کوتاهی از حضور سرگئی لاوروف در ایران و همزمان با گزارش سفر پیت هگست به اسرائیل، در بستری از رقابت میان دیپلماسی و شروع جنگ معنا پیدا می‌کند. این رفت‌وآمدها الزاماً اجزای یک برنامه هماهنگ نیستند اما نشان می‌دهند بازیگران مختلف برای تعیین مسیر مرحله بعدی بحران فعال شده‌اند. عبور از بن‌بست با پذیرش تعهدات متقابل، یا استفاده از مذاکره و تهدید برای تغییر محاسبات تهران؟با این حال ، در دیدارهای  فرمانده ارتش پاکستان در تهران، او یک حرف واحد شنید: ایران چیز تازه‌ای برای آمریکا ندارد، باید هفت شرط ایران را بپذیرد، هیچ مذاکره‌ای دیگر با آمریکا شکل نخواهد گرفت، حتی یک گرم اورانیوم هم از ایران خارج نخواهد شد.در این میان، اظهارات منتسب به نتانیاهو درباره گفت‌وگو با ترامپ پیرامون «حذف نظام ایران» و پیوندزدن آن با سقوط حزب‌ا...، داده‌ای مهم برای فهم محیط سیاسی سفر منیر است. این موضع، در امتداد اظهارات اخیر او درباره سرنگونی نظام ایران، نشان می‌دهد افق مطلوب نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی فراتر از حل اختلافات هسته‌ای یا بازگشایی هرمز است. در این نگاه، فشار بر ایران باید به دگرگونی موازنه قدرت در سراسر منطقه منتهی شود؛ هدفی که با یک توافق محدود برای مهار جنگ، الزاماً تأمین نمی‌شود.اهمیت این سخنان در زمان طرح آن‌هاست. برجسته‌کردن هدف سرنگونی در میانه تلاش میانجی‌ها، می‌تواند کارکردی برای اثرگذاری بر دستورکار واشنگتن داشته باشد. بالا بردن سقف مطالبات، افزایش هزینه سیاسی مصالحه و جلوگیری از تثبیت توافقی که قدرت منطقه‌ای ایران را حفظ کند.پاکستان در چنین فضایی می‌کوشد کانال ارتباطی را فعال نگه دارد. ارتباط با تهران و واشنگتن، همراه با پیوندهای امنیتی اسلام‌آباد و ریاض، به منیر ظرفیت انتقال پیام می‌دهد ولی مسئله اصلی، توان تبدیل پیام به تعهد اجرایی است. گزارش‌ها درباره پیشنهاد مشترک قطر و پاکستان و تأمین بخشی از مطالبه مالی ایران، از تلاش برای ایجاد یک گشایش محدود حکایت دارد. ارزش این پیشنهاد، به ارتباط آن با رفع محاصره و پایان جنگ وابسته است وگرنه امتیازی مقطعی، صرفا طرفین را برای مرحله بعدی جنگ آماده می‌کند.با این حال همان طور که در ابتدای گزارش اشاره شد، پیوندی که نتانیاهو میان ایران و حزب‌ا... برقرار می‌کند، اهمیت مطالبه پایان جنگ در همه جبهه‌ها را نیز روشن‌تر می‌سازد. توافقی که فشار را در یک جبهه متوقف کند، اما امکان تشدید آن در جبهه دیگر را باقی بگذارد، ثبات شکننده‌ای خواهد داشت. معیار موفقیت سفر منیر، ارائه تعهداتی است که هم فشار موجود را عملاً کاهش دهد و هم امکان برهم‌زدن توافق را محدود کند. برای ایران، دیپلماسی و بازدارندگی دقیقاً در همین نقطه به یکدیگر متصل می‌شوند.در نهایت با کنار هم قرار گرفتن رفت‌وآمد میانجی‌ها، تحرکات نظامی و اصرار نتانیاهو بر ادبیات رادیکال و براندازانه نسبت به ایران، سه مسیر را پیش رو می‌گذارد: ۱. گشایشی محدود با اقدام عملی متقابل ۲. ادامه مذاکره همراه با تشدید فشار ۳. اقدام نظامی برای برهم‌زدن محاسبات و تحمیل شرایط تازه. با داده‌های علنی موجود، سناریوی دوم مبنای محتاطانه‌تری برای برآورد است. حفظ کانال دیپلماسی، بدون کنارگذاشتن گزینه جنگ . یعنی آمریکا درِ مذاکره را باز نگه دارد، اما همزمان فشار را بیشتر کند تا ایران با شرایط مطلوب واشنگتن توافق کند. مثلاً از طریق پاکستان پیشنهاد بفرستد، ولی محاصره دریایی را ادامه دهد، تحریم تازه وضع کند یا با تهدید نظامی، هزینه نپذیرفتن پیشنهاد را بالا ببرد .نقطه خطر زمانی است که آمریکا و رژیم صهیونیستی تصور کنند می‌توانند حمله‌ای محدود انجام دهند و پاسخ ایران را نیز محدود نگه دارند، محاسبه‌ای که ممکن است جنگ را از کنترل خارج کند.