بعد از حدود یک سال و نیم، دوباره تور کنسرتهای مصطفی راغب از بیست و پنجم مهرماه در شهر نیشابور کلید خورد؛ اتفاقی که با استقبال چشمگیر مخاطبان خراسانی روبهرو شد. این رویداد در حالی رقم خورد که این خواننده هفته گذشته آلبوم «فریاد» را که مجموعهای از آثار جدیدش است، بهصورت رایگان در اختیار عموم مردم قرار داد. راغب در این آلبوم تلاش کرده است سلیقههای متنوع موسیقایی را از دهه ۵۰ تا امروز کنار هم بنشاند و آواز ایرانی را نیز در کنار موسیقی پاپ قرار دهد. با این حال، او در گفتوگو با خراسان از تناقضهایی میگوید که به اعتقادش، مسیر ارائه موسیقی در کشور را دشوار کرده است؛ از صدور سلیقهای مجوزها و سایه سانسور شدید بر ترانههای اجتماعی تا رواج پلیبک و اتوتیون در کنسرتها. او همچنین از فشار اقتصادی بر نوازندگان، گرانی بلیتها با توجه به اجاره بالای سالنهای دولتی و برچسبزنی به خوانندگان سخن میگوید؛ مسائلی که به باور او، موج خانه نشین شدن تعدادی از هنرمندان و فاصله گرفتن مردم از موسیقی را تشدید کردهاند.
جناب راغب لطفاً در ابتدا مختصری درباره آلبوم «فریاد» توضیح دهید. ما در این آلبوم سعی کردهایم سلیقههای متنوعی را درنظر بگیریم. به نوعی، این آلبوم شامل سبکهایی از دهه ۵۰ تا امروز است و مخاطبان موسیقی تمامی این دورهها میتوانند موسیقی موردعلاقهشان را در آن بشنوند. ما اگر در ترانه و ملودی از جوانترها استفاده کردهایم، به سراغ بهترینها در سراسر کشور رفتهایم. در کنار بابک بابایی و رایبد، روزبه بمانی، بابک زرین، معین برزه، رضا تاجبخش، مجید افشاری، صابر قدیمی، سعید رضایی، یاسر امیری، افشین مقدم و علی اسماعیلی از جمله این هنرمندان هستند. به عبارت دیگر ستارههای محبوب موسیقی پاپ ایران در این آلبوم حضور دارند و به من افتخار همکاری دادهاند. یکی از دغدغه های مهم من این بود که آواز ایرانی را در کنار موسیقی پاپ در این آلبوم بیاورم و قطعاتی در این آلبوم ارائه شود که مخاطبان موسیقی تا امروز از بنده نشنیدهاند. از همه مهمتر ما سعی کردهایم دغدغههای مردم را به شکلهای متنوع بیان کنیم.

شما به این نکته اشاره کردید که از دغدغههای مردم در این آلبوم گفتهاید، اما قبول دارید که تمام دغدغههای مردم در عاشقانهها خلاصه نمیشود. در این آلبوم قطعات اجتماعی نداریم؛ قطعاتی که شنیدن آنها حق مردم است. در موسیقی امروز نیز این موضوع حضور بسیار کمرنگی دارد. دلیل این موضوع چیست؟
به نکته درستی اشاره کردید؛ من هم این دیدگاه را کاملا قبول دارم و در توضیح این سوال باید بگویم که تصمیمات سلیقهای در صدور مجوز برای ترانه ها ، دلیل اصلی این ماجراست که متاسفانه این نوع تصمیم گیری ها بیداد می کند. ما بعضی وقتها با این واقعیت تلخ روبهرو هستیم که اشعاری که هیچ قرابتی با فرهنگ ما ندارند، مجوز میگیرند، اما شعرها و ترانههای بسیار قدرتمندی که میخواهند حرفی از دل مردم بزنند، حذف میشوند.
بعضی وقتها ترانهای میشنوم که بدون هیچ دردسری مجوز گرفته است و این موضوع مرا بسیار نگران میکند. در چنین شرایطی، من واقعا نگران گوش و شکل گیری ذهنیت نسل جدید هستم؛ نسلی که قرار است با این ترانهها رشد کند. حرف من این است که چه کسانی و با چه دیدگاهی در وزارت فرهنگ و ارشاد و دیگر نهادهای مسئول این مجوزها را صادر میکنند؟ این نوع صدور مجوز به پلیبکخوانیها هم برمیگردد. مردم بلیت میخرند و به کنسرت میروند، اما در بسیاری از کنسرتها صدای خواننده و موسیقی را به صورت ضبط شده و به اصطلاح به صورت پلی بک میشنوند؛ این در حالی است که تمام مسئولان موسیقی از این موضوع خبر دارند. در این زمینه هم توضیحاتی را ارائه دهید.
دقیقاً همینطور است. انگار در وزارت ارشاد ما، یک ناظر پیدا نمیشود که تشخیص بدهد این اجرا پلیبک است یا نه، و مجوزها پشت سر هم برای این اجراها صادر میشوند. به نظر من، این گول زدن مردم است.
بدتر از این، استفاده از اتوتیون (پردازنده صدای خواننده و موسیقی) است. خواننده با فالشترین صدا روی صحنه اجرا میکند و با این دستگاه تمام فالشیها را میگیرند. صریح بگویم، استفاده از اتوتیون، به نظر من، کلاهبرداری است.
این در حالی است که خوانندههای خوبی هم داریم که کاملاً زنده اجرا میکنند. اگر صدایشان در یک اجرا بگیرد و نتوانند ادامه بدهند، کنسرت را لغو میکنند، بلیتها را به مردم پس میدهند یا در فرصتی مناسبتر دوباره برای مخاطبانی که بلیت خریدهاند، کنسرت برگزار میکنند. ولی من به شما قول میدهم که در کشور ، تعداد خوانندههایی که از اتوتیون استفاده نمیکنند، کمتر از انگشتهای دست است.
چرا این بلا بر سر اجرای زنده در کنسرتها آمده است؟ یک دلیل آن، نبود نظارت است که به آن اشاره کردم و دلیل دیگرش تجاری شدن بیش از حد موسیقی است . برای بهتر شدن حال موسیقی ،تهیهکنندهها ، خوانندهها و نهادهای مسئول باید بیشتر از این حواسشان به اجراها باشد.
از این ماجرا که بگذریم، سؤال بعدی من درباره دوقطبیسازیهای عجیب و غریب درباره بازگشت خوانندگان خارجنشین به کشور است. نظر شما در این باره چیست؟
به نظر من، اکنون این فضا دوقطبی نیست بلکه چندقطبی است. من همهجا اعلام کردهام که صدای استاد معین را بسیار دوست دارم ، چون او یک هنرمند واقعی است. روزی که در اینستاگرام صفحه بنده را دنبال کرد، جزو بهترین روزهای زندگی من بود و در هر بار گفت و گو با استاد، دریچه ای جدید از شخصیت دوست داشتنی ایشان برای من باز می شود. حالا عدهای به معین و یا هر خواننده دیگری که سال ها خاک صحنه هنر را خورده به هر شکلی برچسب میزنند،حالا یا این هنرمند به ایران برگشته باشد یا نه. قصد برگشت به ایران را داشته باشد یانه، در کشور یا خارج از کشور کنسرت برگزار کند یا نه. همیشه تعدادی از افراد هستند که راهی برای این چندقطبی سازی پیدا می کنند.
این که بهمحض بازگشت، به خوانندگانمان برچسب حکومتی بزنیم و اگر برنگشتند، برچسب دیگری به آنها بزنیم، کار درستی نیست. برخی حتی به خود من برچسب حکومتی بودن میزنند،سوال من این است که اگر من بهاصطلاح وصل هستم، چرا در گرفتن برخی مجوزها مشکل دارم یا چرا در بسیاری از موارد برای اجراهای من سنگاندازی می شود؟بیایید قبول کنیم ؛ این کشور متعلق به همه ماست و نباید وارد این بازیها شویم. در این شرایط من تعجب می کنم که کار به جایی رسیده که برخی مسئولان بهصورت سلیقهای نظرات شخصی خودشان را اعمال میکنند و فضا بهناگاه متشنج میشود.
اجازه بدهید در زمینه سلیقه ای عمل کردن برخی مسئولان برایتان مثالی بزنم. بنده بهخاطر خواندن آثار معین، دو سال در شهر اصفهان، که زادگاه این هنرمند است، ممنوعالکار شدم. این موضوع مایه تعجب است که در یک شهر اینگونه برخورد میشود، اما در شهری دیگر از خواندن آثار این استاد موسیقی که هیچ حاشیهای ندارد، استقبال هم میکنند.
حرف من این است که جای استاد معین و خوانندگان و هنرمندان زیادی در هنر ایران خالی است و به نظرم باید همه با هم از این فضاسازیها دور شویم.

برخی از هنرمندان عرصه موسیقی از زمان جنگ 12روزه تا امروز به دلیل بیکاری تحت فشار زیادی قرار گرفتهاند تا جایی که سازهایشان را فروخته اند و خانهنشین شدهاند؛ انگار قرار نیست هیچ مسئولی در حوزه هنر به فکر این هنرمندان باشد. در اطراف شما هم هنرمندی به این وضعیت دچار شده است؟
بله زیاد. حرفی که می خواهم بزنم بسیار تلخ است. بعد از جنگ 12روزه که بسیاری از اجراها تعطیل شد، تعداد زیادی از نوازندهها را میبینم که به نان شبشان محتاجاند، چون کاری برای انجام دادن نیست. نوازنده و هر هنرمند حرفه ای دیگری چند روز میتواند کار نکند؟ چرا هر اتفاقی میافتد، دودش به چشم هنرمندان میرود و هیچکس پاسخگو نیست؟نوازندهای که 20سال با سازش زندگی کرده، این روزها سازش را میفروشد تا هزینههای روزمرهاش را بدهد. این در حالی است که برخی انتظار دارند در هر اتفاق اجتماعی، هنرمند کارش را تعطیل کند و برای منطقی بودن ادعایشان می گویند ما مردمی هستیم و این خواست مردم است؛ این که مردمی بودن را برای اجرای مقاصدمان انحصاری کنیم و بخواهیم هنرمند کارش را تعطیل کند، کار درستی نیست.
برویم سراغ معضلی دیگر؛ قیمت بلیتهای کنسرت ها به شدت بالا رفته و بسیاری از تهیه کنندگان یکی از دلایل اصلی گرانی بلیت را بالا بودن اجاره سالن می دانند، آن هم سالنهایی که متعلق به دولت است. درباره یک بام و دو هوای تصمیم گیری هایی که به این اتفاق دامن زده، هم توضیح دهید.
این موضوع برای من هم خنده آور است، از یک سو تصمیم گیران موسیقی می گویند ما هم مخالف گرانی بلیت کنسرت هستیم و از سویی اجاره های سالن را آنقدر بالا بردهاند که تهیهکننده هرچقدر هم از دستمزد خواننده و عوامل گروه کم کند، باز هم بلیتها گران تمام میشوند و تعداد زیادی از مردم نازنین ما قادر به تهیه بلیت نیستند.
حرف من به تصمیمگیران این است که چرا باید اجاره این سالنها تا این حد گران باشد؟ اگر این سالنها به بخش خصوصی واگذار شدهاند، مسئولان میتوانند تمهیداتی در نظر بگیرند و بخشی از هزینهها را بپردازند. مگر مردم ما در این شرایط پراسترس و زیر سایه جنگ، به نشاط نیاز ندارند؟ آیا اصلا مسئولان هنر ما انگیزهای برای ایجاد این نشاط اجتماعی دارند؟ شما در صحبت هایتان به مردم اشاره کردید. برخی از مردم در ارزان ترین حالت ممکن هم توان خرید بلیت کنسرت را ندارند. شما خودتان چه زمانی برای مردم کنسرت رایگان میگذارید؟ در زمان جنگ 12روزه، من بهعنوان اولین خواننده درخواست برگزاری کنسرت رایگان برای همه مردم را ارائه دادم. اما اجرای کنسرت رایگان نیازمند مقدماتی است. اول از همه، خواننده و گروه باید اعلام آمادگی کنند که ما آمادگی خودمان را بارها اعلام کردهایم.
در قدم بعدی، باید فضایی در شأن مردم فراهم شود. صدابرداری حرفه ای، ایجاد فضای آرام و موارد دیگر هم مطرح است و برای این کارها نهادهای مختلف باید پای کار بیایند. بنده و دوستان هنرمندم در همین مدت، این کار را در ساری، بابلسر، بابل، لاهیجان و اصفهان انجام دادیم؛ از این به بعد هم در هر شهری که این مقدمات فراهم شود، من حاضرم اجرای رایگان داشته باشم.